فرهنگ‌پذیری   acculturation

[«فرهنگ‌پذیری» یکی دیگر از عوامل دگرگونی فرهنگ است. تطابق یا همنوایی عمیق فرد با هنجارها و موازین فرهنگی جامعه دیگر را فرهنگ‌پذیری گویند.

فرهنگ‌پذیری از رواج پدیده‌هایی نشئت می‌گیرد که بر اثر تماس مستقیم و غیرمستقیم بین گروه‌ها یا افراد با افراد و گروه‌هایی دیگر از فرهنگ‌های مختلف به وجود می‌آید. این اصطلاح در اواخر قرن نوزدهم به مفهوم «عاریت گرفتن فرهنگی   cultural borrow» وارد ادبیات علوم اجتماعی شد (داریوش آشوری، تعریف ها و مفهوم فرهنگ، نشر آگه، تهران 1380، صص 98 ـ 99).

 فرهنگ‌پذیری را می‌توان به عنوان جریانی یک سویه یا دو سویه در نظر گرفت. فرهنگ‌پذیری یک سویه بیش‌تر مربوط به کودکان است، زیرا کودک در مقابل پذیرا شدن ارزش‌های جدید، منفعل است و به صورت یک طرفه ارزش‌هایی را که از سوی جامعه به سوی او سرازیر می‌شود، بدون مقاومت دریافت می‌کند. البته تکنولوژی‌های جدید و ظهور ابررسانه‌ها نیز زمینه شکل‌گیری نوع دیگری از فرهنگ‌پذیری یک سویه با نام «ارتباطات رسانه‌ای» را فراهم آورده است. این پدیده نوظهور و گسترده همراه با جذابیت‌های بسیار تسخیر کننده افکار، علایق و عقاید مردم در اقصی نقاط جهان بوده است. در فرایند جهانی‌شدن نیز، رسانه‌های جمعی با قدرت ارسال ایده‌های متفاوت، روند نهادینه شدن ارزش‌های اجتماعی را تضعیف می‌کنند و زمینه انتقال انگاره‌های از هم گسیخته غیر بومی و فراملی را فراهم می‌آورد.

فرهنگی شدن کودک از طریق خانواده به دو صورت ناآگاهانه و آگاهانه صورت می‌پذیرد. شکل ناآگاهانه، آن قسمت از رفتار، کردار و گفتار خانواده است که غیرمستقیم و به صورت ناآگاهانه به کودک منتقل می‌شود و کودک از آن الگو برداری می‌کند، در وضعیت آگاهانه خانواده به وسیله آموزش مستقیم، راهنمایی ، امر و نهی و... فرهنگ و ارزش‌ها را به کودک انتقال می‌دهد.

بر خلاف کودکان که جریان فرهنگ‌پذیریشان جریانی یک سویه است، فرهنگ‌پذیری در بزرگسالان فرایندی پیچیده و دو سویه است، زیرا شخصیت آنان تکوین یافته است و دارای فرهنگ پیشینی هستند. این فرهنگ‌پذیری دو سویه می‌تواند از طریق مهاجرت‌های بین‌المللی، برخوردهای تاریخی اقوام یا تلاقی دو فرهنگ به طرق مختلف، سلطه استعمارگران بر مستعمرات و جز این‌ها به وجود آید.

گروهی معتقدند فرهنگ‌پذیری در میان جوامعی صورت می‌پذیرد که از نظر قدرت سیاسی و نظامی تقریبا در یک سطح و در مراحل توسعه فرهنگی تقریباً یکسانی قرار دارند.

 گروهی دیگر معتقدند فرهنگ‌پذیری در میان نظام‌های فرهنگی – اجتماعی‌ای پدیدار می‌شود که اختلاف فرهنگی فراوانی با هم دارند.

 داریوش آشوری معتقد است زمانی فرهنگ‌پذیری صورت می‌گیرد که فرهنگ ملت توسعه‌یافته بر فرهنگ جامعه کم‌تر توسعه‌یافته تحمیل شود. گفته مذبور تا حد زیادی صحت دارد، اما جالب توجه است که حتی در موارد تسخیر و پیروزی قوم‌ها و ملت‌ها نیز مشاهده شده که رگه‌هایی از فرهنگ جوامع شکست خورده متقابلاً بر جوامع پیروز یا فرهنگ بالاتر تأثیر گذاشته‌اند (داریوش آشوری، تعریف ها و مفهوم فرهنگ، نشر آگه، تهران 1380، صص 98 ـ 99).

با این حال زمانی که پدیده‌های فرهنگی تحمیل می‌شوند، این تحمیل در سایه برتری تکنولوژی، قدرت نظامی، امکانات بیش‌تر فنی و اقتصادی، سیاست‌های نظام یافته توسعه‌طلبانه و سلطه سیاسی انجام می‌گیرد (محمود روح الامینی، زمینه فرهنگ شناسی، عطار، تهران 1368، ص 101).

برای روشن شدن این مطلب به یکی از اعمال انسان که از فرهنگ ناشی شده و تحت  نفوذ آن قرار دارد، اشاره می‌کنیم: غذا خوردن یکی از نیازهای بیولوژیکی انسان محسوب می‌شود و برای زنده ماندن ضروری است. اما زمانی که سوال می‌شود چه باید خورد؟ چه زمان باید خورد؟ این جا نفوذ فرهنگ در اعمال انسان نمودار می‌گردد. در جوامع مختلف ماهیت این سوال‌ها متفاوت است. هر جامعه آداب و رسوم خاص خود را دارد که متاثر از فرهنگ‌پذیری انسان‌هایی است که متعلق به همان مکان و محیط جغرافیایی هستند (آنتونی گیدنز، جامعه‌شناسی، ترجمه منوچهر صبوری، نشر مرکز ، تهران 1380، ص 811)]1.

ارجاعات:

1ـ کتاب «مفاهیم و نظریه‌های فرهنگی»/ نویسنده: سید رضا صالحی امیری/ انتشارات ققنوس/ چاپ اول 1386/ صفحات 46 و 47 و 48



:: موضوعات مرتبط: ***___ فرهنگ ___***، تعاریف فرهنگ ، مفهوم فرهنگ، اهمیت فرهنگ ، نقش فرهنگ، فرهنگ پذیری ، جامعه پذیری، ***___ جامعه شناسی ___***
:: برچسب‌ها: فرهنگ‌پذیری acculturation, جامعه پذیری, ارتباطات رسانه ای, فرهنگ
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : شنبه هفتم اسفند ۱۴۰۰

فمینیسم اسلامی        

{در دهه‌های اخیر، اصطلاح «فمینیسم اسلامی» به ادبیات فمینیستی راه یافته است. البته طرح مباحث فمینیستی در جهان اسلام، از اواخر قرن نوزدهم و در پی نفوذ فرهنگ مدرن در کشورهای اسلامی صورت گرفت. اولین اثر مکتوب مهم و تاثیر‌گذار در این زمینه، مربوط به واپسین سالهای قرن نوزدهم است با عنوان «تحریرالمراة» که توسط «قاسم امین» نویسنده مصری به رشته تحریر در آمد. طرح  مباحث زنان در ایران نیز به اوایل مشروطه باز می‌گردد، اما تبدیل مباحث زنان به یک جریان ممتاز که نگاه خود را از اصلاحات موردی به گسترش برابری در عرصه‌های مختلف معطوف نموده و به نقد فرهنگ اسلامی از درون و بر اساس فرهنگ مدرن می‌پردازد، به دوران اوج اسلام‌گرایی در خاورمیانه از یک سو و رواج دیدگاه تفاوت در اندیشه فمینیستی از سوی دیگر باز می‌گردد.

فمینیسم اسلامی بر آیند فعالیت دو گروه است:

گروه اول: متشکل از افرادی است که توجه به اسلام را به عنوان سیاستی راهبردی برای توسعه مفاهیم فرهنگی غرب و مقابله با اصولگرایی در کشورهای اسلامی برگزیده‌اند. در جوامع اسلامی که ادبیات فمینیسم رادیکال و لیبرال به شکل عریان مقبولیت نمی‌یابد، به کار گرفتن ادبیات دینی در طرح دیدگاه‌های فمینیستی و اعمال تعدیل در این دیدگاه‌ها، تنها راه دفاع از آموزه‌های فمینیستی و ایجاد جنبش‌های زنانه‌ای است که مقابله اصولگرایی اسلامی را در دستور کار خود قرار می‌دهند. بسیاری از زنانی که در پی پیروزی انقلاب اسلامی به عنوان طرفداران سلطنت یا نیروهای چپ از ایران خارج شدند، پس از چند سال به این نتیجه رسیدند که مقابله با نظام اسلامی راه حل سیاسی – از نوعی که تا آن زمان مورد توجه آنان بود – ندارد و باید به فعالیت‌های فرهنگی درازمدت دل بست از این رو بسیاری از این زنان به جای فعالیت در گروه‌های سیاسی به ایجاد تشکل‌های زنان و شرکت در رشته مطالعات زنان اقدام نمودند.

گروه دوم: دسته‌ای از روشنفکران مسلمانند که آشنایی با فرهنگ مدرن، آنان را با چالشی اساسی در خصوص رابطه میان تجدد وسنت مواجه ساخته است. آنان از یک سو به دلیل داشتن پیوندی عاطفی با دین و از سوی دیگر به دلیل پذیرش بن‌مایه‌های فرهنگ مدرن، ضروری می‌دانند. بر این اساس، ادبیات انتقادی‌ای با عاریت گرفتن از مفاهیم بنیادین فرهنگ مدرن، همچون «آزادی، فردگرایی، برابری و عرفی‌گرایی» شکل گرفت. ضرورت تفکیک گوهر دین از متون و گزاره‌های دینی، عرفی شدن دین در عرصه اجتماع، ضرورت تحول احکام شریعت، جدا سازی قرآن از سنت و ضرورت اجتهاد در مبانی، از جمله مباحثی است که این گروه از روشنفکران به آن توجه دارند. این مباحث مستلزم نفی روش‌مندی اجتهادی ، یعنی بازشناسی مستمر متون دینی بر اساس مبانی عقلانی و شرعی و تفکیک میان حوزه خصوصی و عمومی است.

ورود این گروه در هسته مطالعات زنان، ادبیاتی در دفاع از زنان ایجاد کرد که با انتقاد از دیدگاه‌های تند فمینیستی (در فردگرایی افراطی و حمله به نهاد خانواده)، برابری زن و مرد را از اهداف دین می‌شمرد و نابرابری‌ها را در احکام شریعت،  یا ناشی از سیاست دین در اصلاحات مرحله‌ای می‌دانست که از زمان پیامبر اسلام (ص) با هدف حذف تدریجی تفاوت‌ها آغاز و متاسفانه در نیمه راه متوقف ماند یا از نگاه مردسالارانه حاکم بر فقه می‌شمرد. تاریخی شمردن خانواده که لازمه آن عنصری شدن احکام خانوادگی اسلام است، مفید کردن احکام به «عدالت عرفی»، عدم تاثیر تفاوتهای طبیعی زن و مرد در مقررات حقوقی و برنامه‌های اجتماعی، از جمله مباحث مطرح شده از سوی آنان بود.

از این جا می‌توان دریافت که پسوند «اسلامی» پس از واژه «فمینیسم» نشانگر تفسیری فمینیستی از اسلام است نه تلاش برای دفاع از حقوق زنان بر اساس آموزه‌های اسلامی. چنان که یکی از فمینیست‌های اسلامی خارج از کشور نیز به صراحت به این نکته اشاره کرده است: فمینیسم اسلامی، اصطلاحی است که در سالیان اخیر به ادبیات دفاع از حقوق زنان راه یافته و در برخی کشورهای اسلامی همچون ایران دنبال شده است. این گرایش، شاخه‌ای از فمینیسم است که به تفسیر زن‌مدارانه اسلام می‌پردازد و از آنجا که دین را نافذترین و مهمترین رکن فرهنگ در کشورهای اسلامی می‌بیند و دستیابی به اهداف تساوی‌طلبانه در این کشورها را در گرو همسویی و همراهی با فرهنگ دینی می‌پندارد، از این رو آرمان ما و راهکارهای خود را در حال و هوای مباحث دینی و از زاویه‌ای درون دینی پی می‌گیرد، هر چند اساس اندیشه و راهکار خود را بر آمده از آموزه‌های دینی نمی‌داند. به عبارت دیگر،  در این نگاره، ادبیات دینی طرح مباحث فمینیستی را در بر می‌گیرد نه آن که تفکر دینی، منشا حرکت دفاع از حقوق زنان باشد؛ چنان که در تعریف فمینیسم اسلامی، آن را تلاش‌های نظری، علمی و سیاسی خوانده‌اند که در این مقطع از تاریخ جنبش زنان ایران، نوگرایی، اصلاح و حتی واسازی را از زاویه درون دینی نمایندگی می‌کند.

اگر فمینیسم را نه صرفا دفاع از شخصیت و حقوق زنان بلکه نظریه‌ای بدانیم که برابری میان زنان و مردان را در عرصه‌های مختلف حیات بشری پی می‌گیرد، در این صورت ترکیب میان «اسلام» و «فمینیسم» پارادوکسی ایجاد می‌کند که جز با تفسیر مجدد از اسلام بر اساس آموزه‌های غربی و به قیمت تفسیر به رای متون دینی و تحریف در آن، قابل رفع نیست. البته بازشناسی متون دینی و استفاده از ظرفیت‌های نهفته دین در دفاع از زنان، به معنای پذیرش مؤلفه‌های فرهنگ بیگانه و قبول ادبیات فمینیستی در دفاع از زنان نیست.}1

منبع:

1ـ کتاب «مفاهیم و نظریه‌های فرهنگی»/ نویسنده: سید رضا صالحی امیری/ انتشارات ققنوس/ چاپ اول 1386/ صفحات 199 و 200 و 201



:: موضوعات مرتبط: ***___ فرهنگ ___***، نظریه ها و مکاتب فرهنگی، فرهنگ و دین، جامعه شناسی دینی، مکاتب دینی
:: برچسب‌ها: فمینیسم اسلامی, فمینیسم, دفاع از حقوق زنان, اسلام و زنان
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : چهارشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۴۰۰

نظریه فرهنگی در فمینیسم     

      

           

«فمینیسم» را گاه به جنبشی سازمان یافته برای احقاق حقوق زنان معنا کرده‌اند، گاه نظریه‌ای دانسته‌اند که به برابری زن و مرد از جنبه‌های سیاسی ، اقتصادی، اجتماعی و حقوقی معتقد است. این واژه با اندکی تغییر در تلفظ* در زبان‌های انگلیسی، فرانسوی و آلمانی به یک معنا به کار می‌رود. [*ـ فمینیسم از ریشه Feminine  ـ که معادل    Feminine  در فرانسوی و آلمانی است ـ اخذ شده. کلمه Feminine  به معنای زن یا جنس مؤنث است که خود از ریشه لاتین  Femina  گرفته شده است]

واژه «فمینیست» نخستین بار در سال 1871 در یک متن پزشکی به زبان فرانسه برای تشریح گونه‌ای وقفه در رشد اندام ها و خصائص جنسی بیماران مردی که تصور می‌شد از خصوصیات زنانه بدن خود رنج می‌برند، نوشته شد. یک سال بعد نویسنده‌ای فرانسوی این واژه را در اشاره به زنانی به کار برد که مردانه رفتار می‌کردند. اصطلاح سیاسی این واژه نیز در ابتدا برای توضیح خصوصیات مردانه یافتن به کار رفت، سپس برای تمامی گروه‌های مرتبط با مسئله حقوق زنان متداول شد ومورد استفاده قرار گرفت.

در زبان فارسی معادل‌هایی چون «زن گرایی»، «زنانه نگری» و «آزادی‌خواهی زنان» برای این واژه پیشنهاد شده است.

فمینیسم اندیشه‌ای نو بنیاد است و زمان، عنصر لازم و ضروری برای شناختن هر چه بیشتر ماهیت این اندیشه است. هویت و ماهیت اندیشه‌ها هنگامی به خوبی شناسایی می‌شود و گستره و دامنه‌شان برای اندیشمندان روشن می‌گردد که در بستر زمان به دقت مورد بررسی قرار گرفته ... .

برای مطالعه بقیه این نوشتار به ادامه مطلب بروید!

 



:: موضوعات مرتبط: ***___ فرهنگ ___***، نظریه ها و مکاتب فرهنگی، جامعه شناسی فرهنگی، ***___ مکاتب شناسی ___***، مکاتب فرهنگی، مکاتب غربی
:: برچسب‌ها: فمینیسم, موج فمینیسنم, حقوق زن, انقیاد زنان
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : پنجشنبه چهاردهم بهمن ۱۴۰۰

فضای سایبری

{«دیوید بل» یکی از نظریه‌پردازان رسانه‌های مجازی، معتقد است تعریف فضای سایبر پیچیده است. وی سه تعریف هم‌پوشان از فضای سایبر ارایه می‌کند:

 اول تعریف: [تا اینجاص ۱۴ کتاب] فضای سایبر از دیدگاه سخت افزار یعنی شبکه‌ای جهانی از رایانه‌ها که از طریق زیر ساخت‌های ارتباطی به هم متصل شده‌اند و اشکال گوناگون تعامل میان کنش‌گران دور از هم را تسهیل می‌سازند.

دوم: فضای سایبر را میتوان به عنوان فضای خیالی بین رایانه‌ها تعریف کرد که در آنجا افراد ممکن است خودهای جدید و دنیاهای جدیدی بسازند. فضای سایبر مجموع سخت افزار و نرم‌افزار و همچنین مجموعه‌ای از تصویرها و ایده‌هاست.

 سوم: تعریف فضای سایبر بر مبنای ماهیت کاری آن به معنای بازنمایی کننده نوعی تلاقی میان عناصر مادی و نمادین است که بسته به نوع استفاده هر فرد، ارزش‌های متفاوتی را بروز می‌دهد. (دیوید، بل، درآمدی بر فرهنگ های سایبر، ترجمه مسعود کوثری و حسین حسنی، تهران، جامعه شناسان، ۱۳۸۹، ص ۲۲)

«مایکل بندیکت» نیز در تعریف خود می‌گوید: فضای سایبر یک جغرافیای ذهنی عام است که در مقابله با اجماع و انقلاب، اصول و تجربه ساخته می‌شود، قلمروی که مملو از داده‌ها، کذب‌ها، مواد ذهنی و خاطرات طبیعت، با یک میلیون صدا و دو میلیون چشم در یک هماهنگی ساکت و نامریی نسبت به تحقیق، انجام معامله، سهیم شدن در رویاها و مشاهده ساده است.(دیوید، بل، درآمدی بر فرهنگ های سایبر، ترجمه مسعود کوثری و حسین حسنی، تهران، جامعه شناسان، ۱۳۸۹، ص ۲۳)}1

ارجاعات:
1ـ منبع: فصلنامه مطالعات سیاسی روز، سال یازدهم ـ شماره ۴۴،۴۵ و ۴۶ - تابستان ، پاییز و زمستان ۱۳۹۱/ مدیر مسئول: یدالله جوانی/سردبیر: رضا گرمابدری/ چاپ: مرکز چاپ نمایندگی ولی فقیه در سپاه/ نام مقاله و نویسنده: نقش شبکه های اجتماعی مجازی در جنگ نرم(مطالعات موردی فیس بوک)، حمزه عالمی چراغعلی/ صص 14و15

 



:: موضوعات مرتبط: ***___ فرهنگ ___***، فرهنگ و رسانه ، رسانه های فرهنگی، مفهوم جنگ + جنگ نرم + جنگ سخت، ***___ ارتباطات و رسانه ___***، فضای سایبری ، فضای مجازی ، رسانه مجازی
:: برچسب‌ها: فضای سایبری, سایبری, مایکل بندیکت, دیوید بل
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : شنبه نهم بهمن ۱۴۰۰

سفارش اسلام  در مورد رنگ لباس

{نکته‌ی مهم... که در مورد پوشیدن لباس وجود دارد، انتخاب رنگ لباس است؛ در اسلام توجه زیادی به پوشیدن لباسهای روشن شده است.

ـ پیامبر اسلام(ص) می‌فرماید: لباس سفید بپوشید؛ زیرا برای شما لباسی زیباتر از سفید وجود ندارد.(کافی، ج3 ص148)

ـ از امام باقر (ع) نیز نقل شده است که امیرالمومنین علی(ع) بیشتر از این نوع رنگ استفاده می‌کرده‌اند.(وسائل الشیعه ، ج5 ص 27)

ـ همچنین تنوع رنگ‌های مختلف سبز، زرد، قرمز و... از زندگی معصومین(ع) به ویژه در مورد کودکان گزارش شده است.(مکارم الاخلاق ، ص 104)

ـ‌از سویی دیگر پوشیدن لباس سیاه - جز در چند مورد خاص مانند چادر، عمامه، کفش و در عزاداری ـ (کافی ،ج 6 ص 449)  مکروه شمرده شده است.

ـ‌امیرالمومنین علی (ع) می‌فرماید : لباس سیاه نپوشید که لباس فرعون است.(وسائل الشیعه،ج4 ص 383)}1

ازجاعات:

1- منبع: فصلنامه شمیم معرفت - شماره 26 ، سال هشتم - بهار  1390 ، تهران - صاحب امتیاز: نمایندگی ولی فقیه در سازمان بسیج - مدیر مسئول: علی رضایی- سردبیر: علی اصغر علی مردانی- ص 103



:: موضوعات مرتبط: ***___ فرهنگ ___***، فرهنگ اسلامی، ***___ دین ___***، احادیث و روایات، پوشش و حجاب اسلامی
:: برچسب‌ها: رنگ لباس, پوشش اسلامی, لباس اسلامی, لباس فرعون
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : یکشنبه سوم بهمن ۱۴۰۰

مارگارت مید Margaret Mead، بزرگترین زن مردم‌شناس جهان

مارگارت در ۱۶ دسامبر ۱۹۰۱، در یک خانواده پیشرو مخالف رسوم قراردادی، در فیلادلفیا به دنیا آمد. او در میان پنج فرزند پدر و مادرش اولین فرزند بود. پدرش «ادوارد مید»، اقتصاد‌دان و استاد امور مالی در مدرسه «وارتان» بود. مادرش «امیلی فوگ مید»، معلم، هوادار برابری زن و مرد، حق رأی زنان بود. «مارگارت مید» بیشتر در خانه از مادر‌بزرگش «مارتا رامسی مید» که زنی بسیار فهمیده و تحصیل کرده بود، آموزش‌های اساسی را دریافت کرد... .

در سال ۱۹۴۴ مارگارت مید «انجمن مطالعات فرهنگ‌های مختلف» را تأسیس کرد که مؤسسه‌ای غیرانتفاعی بود و از طریق دریافت کمک‌های مالی به مردم‌شناسان جوان یاری می‌داد... .

از سال ۱۹۳۰-۱۹۳۳، مطالعه بعدی مارگارت مید درباره نقش‌های جنسی در میان سه فرهنگ ناهمگون و غیر متجانس گینه جدید بود که منتهی به انتشار کتابی به نام: «جنسیت وخطرات در سه جامعه بدوی» در سال ۱۹۳۵ شد. خود مارگارت این اثر را مهم‌ترین اثر حیات شغلی‌اش معرفی کرد... .

برای مطالعه متن کامل این نوشتار به ادامه مطلب بروید!



:: موضوعات مرتبط: ***___ فرهنگ ___***، فرهنگ غربی، ***___ جامعه شناسی ___***، جامعه شناسی فرهنگی، چهره های بزرگ ایران و جهان
:: برچسب‌ها: مارگارت مید, Margaret Mead, بزرگترین مردم‌شناس, کتاب مذکر و مؤنث
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : یکشنبه سوم بهمن ۱۴۰۰

معیاری برای برنامه‌های فرهنگی

برنامه‌ریزان فرهنگی و دینی، باید همیشه دو معیار را مد نظر قرار دهند:

نخست آنکه برنامه‌ها، عاری از دل‌زدگی و ملال‌آوری و عدم ایجاد خستگی در مخاطبان باشد (و لا منفرا).

دوم آنکه، با سبک‌شماری، به ظاهر‌سازی بسنده نشود و زمینه‌ی تضیع محتوا فراهم نگردد(ولا مضیعا).

امروزه که امور فرهنگی و تربیتی، پیوند بسیار تنگاتنگی با هنر پیدا کرده است، این دو ویژگی را باید بسیار جدی گرفت. تجارت‌زدگی هنر در جهان معاصر و تغییر فرهنگ مبتنی بر «کلام» به فرهنگی مبتنی بر «تصویر» باعث توجه بیشتر به شکل‌ها و قالبهای جذاب و تهی شدن از محتوا شده است. اگر در ارائه‌ی دین و آموزه‌های آن، این دام عوام‌زدگی و [تا اینجا ص ۲۶۱کتاب] مشتری‌طلبی پای متولیان دینی را نیز بگیرد، آنها را اسیر صیادهای بی‌رحمی خواهد نمود.

نیل پستمن، از کارشناسان مشهور ارتباطات، در کتاب «زندگی در عیش، مردن در خوشی»، با اشاره به خطر زوال فرهنگ در بستر عشرت، ورود دین در چنین دام‌هایی را، باعث تغییر وظیفه‌ی دین از «هدایت»، به «سرگرمی» می‌داند. او می‌گوید:

«در تلویزیون(غرب) حتی مذهب، بدون هر گونه محدودیتی و بدون هرگونه مصلحت‌اندیشی و رعایت حالی و به دور از هرگونه اعتنایی، به عنوان سرگرمی عرضه می‌شود. هر مقوله‌ای از مسایل و اعمال عبادی و مذهبی که مستند به تاریخ یا مربوط به مسایل انسان و دنیای معنا باشند، یا باعث ایجاد رفتار و سلوکی روحانی و غیر عادی شوند، در تلویزیون کم رنگ و چه بسا که اصلاً فاقد رنگ و نور هستند. در یک چنین قطعاتی، واعظ و کشیش است که نت ملودی اصلی را عرضه می‌دارد و خدای مهربان ویلن دوم را می‌نوازد.» (زندگی در عیش ـ مردن در خوشی، نیل پستمن، ص ۲۵۱).
این سخن ایشان از بی‌توجهی به عامل دوم نشأت می گیرد(ولا مضیعا) که واعظان در قالبهایی گرفتار می‌آیند که دین نیز به سرگرمی کاهش می‌یابد و لهو و لعب (که در آموزه‌های دینی مطرود است) دین را به شوی تلویزیونی تقلیل می‌دهد.

همان طور که نماز گاهی تنها به یک عادت تبدیل می‌شود و نمازگزار[تا اینجا ص ۲۶۲ کتاب] بدون توجه به فهم به اجرای آن می‌پردازد، سایر آداب دینی و یا دین پژوهی به یک کار عادی تقلیل می‌یابد و رنگ ایمان از آن زدوده می‌شود و تنها شکلی از آن باقی می‌ماند. نقش هنر را در اخلاق و تربیت نمی‌توان انکار کرد، لکن تعامل این دو با یکدیگر، امری بسیار ظریف و تخصصی است که باید مدیران فرهنگی، با رعایت دو اصل گفته شده، به اجرایی کردن آن بیندیشند.}1

ارجاعات:

1ـ نام کتاب: دولت اسلامی/ نویسنده: مجیدسید قریشی/ ناشر: دفتر نشر معارف، قم/ چاپ اول ۱۳۸۷/ صص 261،262،263



:: موضوعات مرتبط: ***___ فرهنگ ___***، فرهنگ ایرانی، فرهنگ اسلامی، جامعه شناسی فرهنگی، دین و فرهنگ
:: برچسب‌ها: برنامه ریزی فرهنگی, فرهنگ و برنامه, تجارت هنر, معیار فرهنگی
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : پنجشنبه سی ام دی ۱۴۰۰

نظریه فرهنگی ساموئل هانتینگتون (برخورد تمدن‌ها ـ تقابل فرهنگی)

معرفی ساموئل هانتینگتون

ساموئل هانتینگتون  Samuel   Huntington     استاد برجسته کرسی «حکومت» و مدیر موسسه مطالعات استراتژیک دانشگاه هاروارد آمریکا، در آوریل 1927 در نیویورک به دنیا آمد. وی مدرک لیسانس خود را در سال 1946 از دانشگاه ییل، فوق لیسانس را در سال 1948 از دانشگاه شیکاگو و مدرک دکتری‌اش را در سال 1951 از هاروارد دریافت نمود. ... هانتینگتون ... سمت‌های سیاسی، امنیتی و اطلاعاتی متعددی را از سال 1969 [به بعد] ... عهده‌دار بوده است. از آثار وی می‌توان به موج سوم دموکراسی و برخورد تمدن‌ها اشاره کرد.

نظریه برخورد تمدنها

هانتینگتون را می‌توان آغازکننده پارادایمی جدید در مطالعات بین‌المللی دانست. نظریه وی، نگاه تقابل فرهنگی در عرصه جهانی است. وی در تابستان 1993 میلادی، با انتشار مقاله‌ای در فصلنامه «روابط خارجی» نظریه جدید خود تحت عنوان «برخورد تمدن‌ها» را مطرح ساخت و آن را چارچوب مفهومی یا پارادایم تحلیل رخدادهای بین‌المللی، در دوره بعد از جنگ سرد، اعلام نمود. طرح نظریه وی واکنش گسترده‌ای در محافل علمی و سیاسی جهان به دنبال داشت... .

برای مطالعه متن کامل این نوشتار به ادامه مطلب بروید!

 



:: موضوعات مرتبط: ***___ فرهنگ ___***، نظریه ها و مکاتب فرهنگی، ***___ جامعه شناسی ___***، جامعه شناسی فرهنگی
:: برچسب‌ها: ساموئل هانتینگتون, گفتگوی تمدنها, تقابل فرهنگی, برخورد تمدنها
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : سه شنبه بیست و هشتم دی ۱۴۰۰

خرده فرهنگ   subculture

[فرهنگ هر جامعه در عین حال که زمینه‌های مشترک با فرهنگ جوامع دیگر دارد، خصوصیات و پیچیدگی‌های فرهنگی مختص جامعه خود را دارد. افراد نیز بر حسب این که متعلق به کدام طبقه یا گروه اجتماعی باشند، خرده‌فرهنگ‌هایی نسبت به کل جامعه دارند. به عبارت دیگر تفاوت‌ها و ویژگی‌های داخلی هر فرهنگ را خرده‌فرهنگ می‌نامند.(فرهنگواره واژگان فرهنگی، وزارت اطلاعات ، مدخل خرده فرهنگ ، تهران 1377 ، صص 112 ـ 113).

آنتونی گیدنز خرده‌فرهنگ را این گونه تعریف می‌کند:

«ارزش‌ها و هنجارهای متفاوت با ارزش‌ها و هنجارهای اکثریت، که یک گروه درون جامعه‌ای بزرگ‌تر داراست.»(محمود روح الامینی، زمینه فرهنگ‌شناسی ، عطار ، تهران 1368 ، ص 30).

در حقیقت، فرهنگ‌های قومی، قبیله ‌ای، ناحیه‌ای، گروه‌های زبانی یا اقلیت‌های مذهبی و همچنین فرهنگ‌های ویژه و فرعی، گروه‌های شغلی، طبقات و قشرهای موجود در یک کشور را خرده‌فرهنگ گویند. البته هر کدام از این خرده‌فرهنگ‌ها در عین داشتن ویژگی‌های خاص خود، با فرهنگ کلی جامعه مبانی مشترک دارند. به تعبیر دکتر روح الامینی: «خرده‌فرهنگ تفاوت‌ها و ویژگی‌های داخلی هر فرهنگ است و یا جوانه‌ها و شاخ و برگ‌های تنه اصلی فرهنگ یک جامعه.»(محمود روح الامینی، زمینه فرهنگ‌شناسی ، عطار ، تهران 1368 ، ص 31).

به عنوان مثال، ویژگی های مردم یک استان از لحاظ گویش، آداب و رسوم، نحوه پوشش، مهمان‌نوازی، ازدواج و نظایر این‌ها فرهنگ آن‌ها را از سایر فرهنگ‌ها مشخص و متمایز می‌کند. این فرهنگ ویژه را خرده‌فرهنگ آن استان می‌گوییم؛ در حالی که جزئی از فرهنگ ایرانی تلقی می‌شود.

 خرده‌فرهنگ‌ها نقش مهمی در شناخت فرهنگ یک کشور دارند، زیرا آگاهی از تاریخ یک قوم و حوادثی که در طول قرون و اعصار بر آن قوم گذشته را آشکار می‌سازند.

مفهوم خرده‌فرهنگ به ارزش‌ها و فرایندهای متمایز ‌های خاصی اشاره دارد که در صورت‌بندی‌های فرهنگی و اجتماعی گسترده‌تر واقعند. تحصیل خرده ‌فرهنگی – به ویژه در آثار راجع به فرهنگ‌های جوانان – بسیار متنوع بوده و پس از جنگ جهانی دوم اهمیت یافته است، همچنین ساخت فعالانه معناها و فضاهای فرهنگی از سوی گروه‌های فرو دست و اغلب متعلق به طبقه کارگر در زمینه‌های گوناگون نیز مورد تاکید قرار گرفته است.

 مایکل گرین   Michel Green ، استاد دانشگاه بیرمنگام، در مطالعات خرده فرهنگی، فعالیت‌ها، اشکال و ارزش‌های مورد تحلیل خود را به عنوان کوشش‌های نسبتاً منسجمی برای مفهوم ساختن و پی گرفتن راهبردهایی در موقعیت‌های اجتماعی مفروض در نظر گرفته است. از لحاظ روش‌شناسی، مطالعات خرده‌فرهنگی در عین تاثیرگذاری مشترک بر معناها، در تقابل با پوزیتیویسم کمیت نگر مسلط، تنوعات چشمگیری داشته است. از طرف دیگر تحلیل‌‌های مطرح شده در چارچوب این مطالعات که گاه متکی به تجارب شخصی مؤلفان خویش بوده‌اند، به صور مختلف توسط رسانه‌ها و گزارشگران عموما مغرض مورد توجه قرار گرفته و به صورت تحلیلِ نشانه شناسانه اشکال، سبک‌ها و زبان‌های فرهنگی در آمده‌اند]1.

ارجاعات:

1ـ کتاب «مفاهیم و نظریه‌های فرهنگی»/ نویسنده: سید رضا صالحی امیری/ انتشارات ققنوس/ چاپ اول 1386 / صفحات 48 و 49



:: موضوعات مرتبط: ***___ فرهنگ ___***، خرده فرهنگها، ***___ جامعه شناسی ___***، جامعه شناسی فرهنگی
:: برچسب‌ها: خرده فرهنگ, subculture, مایکل گرین, شناخت فرهنگ
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : شنبه بیست و پنجم دی ۱۴۰۰

جهانی سازی فرهنگ، گسترش فرهنگ آمریکایی

[جهانی‌سازی فرهنگ غربی، می‌تواند بسیاری از کشورها را با چالش مواجه کند؛ زیرا جهانی‌شدن فرهنگ به مفهوم گسترش فرهنگ آمریکا در پهنه جهان است و از این رو تضعیف بنیان‌های فرهنگی یک ملت از طریق جهانی‌سازی فرهنگ امکان‌پذیر می‌شود در واقع ترویج فرهنگ آمریکایی در متن جهانی‌سازی قرار دارد.

فرهنگ امریکایی خود را برترین فرهنگ می‌داند و در صدد است به شیوه‌ها و ابزارهای مختلف به فرهنگ مسلط جهانی تبدیل نماید، اندیشه سلطه‌جویانه فرهنگ امریکایی می‌تواند تأثیر زیان‌باری بر روی سایر فرهنگ‌های محلی، از جمله ایران بر جای گذارد. برخی از آثار زیانبار این پدیده عبارتند از:

1 ـ رهبری ایدئولوژیک

فرهنگ امریکایی در پی دستیابی به رهبری ایدئولوژیک جهانی است و نگاه تک بعدی و مادی‌گرایانه به انسان دارد. بر این اساس در حوزه رهبری ایدئولوژیکی امریکایی نیز همه تجزیه و تحلیل‌ها در حیطه فناوری مادی، و همه دل مشغولی‌ها محدود به بهینه‌سازی و بهره وری این دنیایی است. در این فرهنگ که نقش پالایشگاهی پیدا می‌کند، تنها کسان او هستند که تشخیص می‌دهند چیزی خالص و درست و یا ناخالص و نادرست است. با این رویکرد مقابله با نظام جمهوری اسلامی ایران از سوی فرهنگ سازان امریکایی مشروع جلوه می‌کند. (حسین دهشیار، «جهانی شدن: تک هنجاری طلبی ایالات متحده امریکا»، فصلنامه سیاست خارجی، سال 14 ، شماره 21 ، تابستان 1379 ، ص 437 ـ 457)

2 ـ همسان‌سازی فرهنگی

متولیان امریکایی در تلاش‌اند تا ارزش‌های همسو و همگن امریکا را در کشورهای اسلامی و ایران پدید آورند. در صورت تحقق این همسویی، تفسیر واحدی از پدیده‌های پیرامون بین مردم و مسئولان کشور صورت می‌گیرد و این آغاز تأثیر‌گذاری و تأثیر‌پذیری فرهنگی است. یکی از راه‌های همسان‌سازی فرهنگی، هویت‌زدایی فرهنگی است. در واقع مسخ تاریخی یا هویت‌زدایی تاریخی یکی از راههای جهانی‌سازی فرهنگ است که در صدد پاک‌سازی گذشته افتخارآمیز و ایجاد بی‌تفاوتی نسبت به آینده از ذهنیت یک ملت و محصور کردن آن در روزمرّگی است. (حسین دهشیار، «جهانی شدن: تک هنجاری طلبی ایالات متحده امریکا»، فصلنامه ی سیاست خارجی ، سال 14 ، شماره 21 ، تابستان 1379، ص 437 ـ 457)

3 ـ غربی‌سازی فرهنگی

در جهانی شدن در صدد هستند تا سایر ملت‌های غیر غربی از جمله ایران، از فرق سر تا نوک پا، فرنگی شوند. به تعبیر دیگر جهانی‌سازان غربی به سایر ملت‌ها القاء می‌کنند که هر چه دارند بر زمین بگذارند؛ زیرا تنها راه نجات و یا دستیابی به توسعه پیروی از فرهنگ غرب است. آنها برای نیل به غربی‌سازی ایران و جهان، به تولید و تجارت کالاهای فرهنگی بیش از پیش توجه می‌کنند.

از آنجا که در فرآیند جهانی‌سازی، کالاهای فرهنگی ارزان، گسترش دهنده تفکر سرمایه‌داری و سمبل فرهنگی غرب است، شیوه تولید برای عرضه کالاهای صنعتی ارزان به کالاهای فرهنگی ارزان متحول گردیده است. (ولایتی و دیگران، «فرایند جهانی‌شدن، آثار و پیامدهای آن»، ماهنامه  مونت ، ش 44 ، مرداد 1380 ، ص 80 ـ 93)]1

منبع :

1ـ کتاب: تهدیدات فرهنگی (دوره تربیت پاسداری)/ نویسنده: پژوهشکده تحقیقات اسلامی/ ناشر: اداره آموزش عقیدتی سیاسی نمایندگی ولی فقیه در سپاه/ چاپ سوم 1387 / ص 36 تا 38



:: موضوعات مرتبط: ***___ فرهنگ ___***، نظریه ها و مکاتب فرهنگی، فرهنگ اسلامی، فرهنگ و سیاست، جهانی شدن فرهنگ ، آمریکایی شدن فرهنگ
:: برچسب‌ها: جهانی شدن فرهنگ, آمریکایی شدن فرهنگ, غربی شدن فرهنگ, جهانی سازی
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : شنبه بیست و پنجم دی ۱۴۰۰

تعریف، نقش و اهمیت فرهنگ

{«فرهنگ» از لحاظ لغوی به معنای بالا، جلو، شکوه، جلال و بیرون کشیدن است، و به مفاهیمی چون ادب، معرفت، خرد، آداب و رسوم، دانش، آموزش و پرورش نیز اطلاق می‌شود.

دانشمندان برای «فرهنگ» تعاریف مختلف و متعددی را ارایه داده‌اند تا جایی که «کروبر» انسان‌شناس آمریکایی، در کتاب‌«فرهنگ: مروری بر مفاهیم و تعریف‌ها»، یکصد و شصت و چهار تعریف را از این مفهوم درج کرده است.(نامه پژوهش، ج۲ و ۳، جمعی از نویسندگان، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ص۹۳)

یکی از اولین تعریف‌های تقریباً جامع  در سال ۱۸۷۱ توسط  «تایلور» ارایه شده است. این مردم‌شناس انگلیسی اعتقاد داشت که «فرهنگ» عبارتست از مجموعه پیچیده‌ای از علوم، دانش‌ها، هنرها، افکار و اعتقادات، قوانین و [تا اینجا صفحه ۷۴ کتاب] مقررات، آداب و رسوم و سنت‌ها به طور خلاصه کلیه آموخته‌ها و عاداتی که یک انسان به عنوان عناصر جامعه اخذ می‌کند.(مقدمات جامعه شناسی، ص۹۹)

«فرهنگ به معنای خاص، به سرمایه معنوی یک قوم گفته می‌شود... .

برای مطالعه متن کامل این نوشتار به ادامه مطلب بروید!

 



:: موضوعات مرتبط: ***___ فرهنگ ___***، مدیریت فرهنگی، تعاریف فرهنگ ، مفهوم فرهنگ، اهمیت فرهنگ ، نقش فرهنگ، ***___ جامعه شناسی ___***
:: برچسب‌ها: تعریف فرهنگ, نقش فرهنگ, اهمیت فرهنگ, تایلور
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : چهارشنبه بیست و دوم دی ۱۴۰۰

تعریف قوم‌مداری، نتایج مثبت و منفی قوم‌مداری 

قوم‌مداری

قوم‌مداری به گرایش افراد یک جامعه در جهت برتر پنداشتن فرهنگ ویژه‌ی‌شان، اطلاق می‌شود. ما بر اثر عادت و سنت و غالباً به وسیله‌ی رویکرد‌های اجتماعیِ تلقین شده، تحریک به قوم‌مداری می‌شویم. برای همین، وقتی اعضای یک گروه درباره‌ی اعضای گروهی دیگر داوری می‌کنند، کار قوم‌مداری غالباً به یک نوع احساس برتری می‌انجامد.

مثال: نمونه‌های قوم‌مداری فراوانند. شهرنشینان روستانشینان را «دهاتی» می‌انگارند، در حالی که روستاییان نیز به نوبه‌ی خود شهری‌ها را «کلاهبردار» می‌خوانند. جوان‌ها از پذیرش «صاحبان قدرت» اکراه دارند، حال آن که بزرگسالان آنها را جوانک‌های گستاخ می‌خوانند. مبلغان مسیحی یک جامعه‌ی قبیله‌ای توسعه‌نیافته را یک گروه کافر می‌انگارند، حال آنکه اعضای همین جامعه‌ی توسعه‌نیافته این مبلغان را مردمی بیگانه و بددین می‌پندارند.

شخصیت و قوم‌مداری: گر چه هر جامعه‌ای نوعی قوم‌مداری را بر‌می‌انگیزاند، اما همه‌ی اعضای جامعه به یک اندازه قوم‌مدار نیستند... . 

برای مطالعه متن کامل این نوشتار به ادامه مطلب بروید!

 



:: موضوعات مرتبط: ***___ فرهنگ ___***، قوم مداری و تعاریف و اهمیت آن، علوم سیاسی، ***___ جامعه شناسی ___***، جامعه شناسی فرهنگی
:: برچسب‌ها: قوم مداری, تعریف قوم مداری, شخصیت و قوم مداری
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : چهارشنبه بیست و دوم دی ۱۴۰۰

تشریح «جنگ نرم»  در کلام حضرت آیت‌الله خامنه‌ای

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای  در دیدار شعرا در تاریخ 14 / 4 / 1388 در بخشی از سخنانشان فرمودند:

«جنگ نرم، راست است، این یک واقعیت است، یعنی الان جنگ است، البته این حرف را من امروز نمی‌زنم، من از بعد از جنگ از سال 67 همیشه این را گفته‌ام، بارها. علت این است که من صحنه را می‌بینم. چه بکنم اگر کسی نمی‌بیند، چه کار کند انسان من دارم صحنه را می‌بینم، می‌بینم تجهیز را، می‌بینم صف‌آرایی‌ها را، می‌بینم دهان‌های با حقد گشوده شده و دندان‌های با غیظ به هم فشرده شده علیه انقلاب، علیه امام و علیه همه این آرمانها و علیه همه کسانی که به این حرکت دل بسته‌اند...»

در فرازی از سخنان ایشان که خطاب به افسران جوان جنگ نرم است این چنین آمده.... .

برای مطالعه متن کامل این نوشتار به ادامه مطلب بروید!

 



:: موضوعات مرتبط: ***___ فرهنگ ___***، تهاجم فرهنگی ، شبیخون فرهنگی ، ناتوی فرهنگی، مفهوم جنگ + جنگ نرم + جنگ سخت، جامعه شناسی دینی، ***___ دین ___***
:: برچسب‌ها: جنگ نرم, آیت الله خامنه ای, ناتوی فرهنگ, ایجاد تفرقه
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : چهارشنبه بیست و دوم دی ۱۴۰۰

خداپرست بودن انسان در طول تاریخ ـ جداناپذیری انسان و مذهب در طول تاریخ:     

[...یکی از خواستهای و گرایشهای انسان، توجه به خدا و جستجوی از اوست. شاهد این مطلب آنکه در طول تاریخ، انسانها همواره در جستجوی خدا و گرایش به دین بوده‌اند و اختلافات نژادی، جغرافیایی و فرهنگی نیز تفاوت در آن ایجاد نکرده است، گر چه همیشه کسانی خواسته‌اند بشر را از گرایش به جهان غیب و کرنش در برابر خداوند یکتا بازدارند. جامعه‌شناسان نیز در تحقیقات خود به همین نتیجه رسیده‌اند که زندگی بشر در طول تاریخ همراه اعتقاد به خدا بوده است.

«ساموئل کینگ» جامعه‌شناس مشهور می‌نویسد:

«اساساً در جهان طایفه و جامعه‌ای بدون معتقدات و آداب مذهبی وجود ندارد... و ما نمی‌توانیم از لابه لای اوراق تاریخ، لوحه‌ها و کتیبه‌ها و بقایای آثار تاریخی، بشر را از قید «مذهب» آزادانه ببینیم»(جامعه شناسی، ساموئل کینگ ، ص 50)]1 

منبع :

1ـ کتاب: معارف اسلامی/ تهیه کننده: مرکز تحقیقات اسلامی نمایندگی ولی فقیه در سپاه/ ناشر: اداره آموزشهای عقیدتی سیاسی نمایندگی ولی فقیه در سپاه/ چاپ اول 1377/ ص 19 و 20 



:: موضوعات مرتبط: ***___ فرهنگ ___***، فرهنگ اسلامی، ***___ جامعه شناسی ___***، جامعه شناسی دینی، ***___ دین ___***، دین اسلام
:: برچسب‌ها: انسان و مذهب, انسان و دین, دین مداری, ساموئل کینگ
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : سه شنبه چهاردهم دی ۱۴۰۰

تعاریف مربوط به قومیت

«کوپر» قومیت را بنیادی‌ترین مقوله سازماندهی اجتماعی می‌داند که بر نوعی عضویت و تعلق استوار و بر مبنای احساس برخورداری از ریشه‌های تاریخی، فرهنگ، مذهب و زبان مشترک بنیاد نهاده شده است.

به نظر «مک لین» قومیت چگونگی تعلق به یک گروه قومی است. قومیت شامل آگاهی نسبت به ریشه‌های تاریخی و سنّتهای مشترک است.

«دیوید رابرتسون» در تعریف قومیت می‌گوید: قومیت عبارت است از ترکیب پیچیده ویژگیهای فرهنگی، نژادی و تاریخی که به وسیله آن جوامع به خانواده‌های سیاسی مجزا و احتمالاً خصمانه تقسیم می‌شوند و ... .

برای مطالعه متن کامل این نوشتار به ادامه مطلب بروید!



:: موضوعات مرتبط: ***___ فرهنگ ___***، فرهنگ و سیاست، خرده فرهنگها، قوم مداری و تعاریف و اهمیت آن، ***___ جامعه شناسی ___***
:: برچسب‌ها: قوم, قومیت, تعریف قومیت, کوپر
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : سه شنبه هفتم دی ۱۴۰۰

شبکه‌های اجتماعی مجازی

وارد شدن مفهوم شبکه به ادبیات رایج جامعه و سیاست، ناشی از تحولات عصر اطلاعات است. اختراع ابزارهای ارتباطی و اطلاعاتی طی قرن بیستم، به شکل دادن جامعه اطلاعاتی انجامید و جامعه اطلاعاتی سبب گسترش زندگی شبکه‌ای شد. در جامعه ارتباطی و اطلاعاتی کنونی، اطلاعات، بخش جدایی‌ناپذیر تمامی فعالیت‌های انسان است و همه فرایندهای زندگی فردی و جمعی مستقیماً توسط فناوری اطلاعات شکل داده می‌شود و در ادامه هر سیستمی که از تکنولوژی اطلاعات استفاده می‌کند، به منطق شبکه‌سازی گرایش می‌یابد. بنابراین شبکه با استفاده از فناوری اطلاعات در همه انواع فرایندها و سازمانها [تا اینجا ص ۱۵ فصلنامه] تحقق عینی پیدا می‌کند. به عبارتی انقلاب اطلاعات، ظهور «جامعه شبکه‌ای» را امکان‌پذیر می‌کند. در حالی که شکل شبکه‌ای سازمان اجتماعی در دیگر زمانها و مکان‌ها نیز وجود داشته است، الگوی نوین فناوری اطلاعات، بنیان مادی گسترش فراگیر شبکه را در سراسر ساختار اجتماعی فراهم کرده است... .

برای مطالعه متن کامل این نوشتار به ادامه مطلب بروید!

 



:: موضوعات مرتبط: ***___ فرهنگ ___***، ***___ جامعه شناسی ___***، جامعه شناسی فرهنگی، روزنامه و  روزنامه نگاری
:: برچسب‌ها: شبکه, رسانه های مجازی, ابزارهای ارتباطی, رایانه
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : یکشنبه پنجم دی ۱۴۰۰

روشنفکری و روشنفکران

{روشنفکری یک جریان فکری است که عمدتاً از تحصیلکردگان و نیروهای فکری یک اجتماع تشکیل شده و با تولید فکر سایر نیروهای اجتماعی را تحت تأثیر قرار می‌دهد و آنها را نسبت به مسایل موجود در اطراف زندگی و اجتماع خود حساس می‌سازد. روشنفکری، به تعبیری، بی‌تفاوت نبودن نسبت به حقایق و واقعیات اجتماعی پیرامون است و پیروی از عقل و منطق رشد در هر جامعه است. روشنفکران با استفاده از ابزار علم و آگاهی برای رفع مشکلات زندگی شخصی و اجتماعی تلاش می کنند و اغلب افراد تحصیلکرده‌ای هستند که با روش علمی و آکادمیک به دنبال راه حل‌های منطقی در رفع حوایج اجتماعی‌اند. روشنفکری محصول توسعه در ابعاد مختلف یک جامعه، به ویژه رشد و افزایش وسایل ارتباط جمعی و مطبوعات زیاد باشد و استفاده از این ابزار نیز کمترین محدودیت را داشته باشد، روشنفکران آن جامعه بیشتر بوده و نقش بیشتری در مشارکت اجتماعی و سیاسی آن دارند. روشنفکران اکثراً اصحاب قلم و مطبوعات هستند که در تنویر افکار عمومی کوشا بوده و آگاهی‌های سیاسی و اجتماعی جامعه را افزایش می‌دهند.

یکی از نتایج مثبت توسعه در هر جامعه افزایش تعداد روشنفکران است که آن را می‌توان با نرخ رشد نویسندگان مطبوعات، صاحب‌نظران مسایل اجتماعی، دارندگان تحصیلات عالی، تعداد استادان ، و مانند اینها سنجید. به هر تقدیر یکی از ویژگیهای یک جامعه توسعه یافته، افزایش تعداد روشنفکران آن جامعه است. ابتدا در ذائقه‌های روشنفکران یک جامعه تغییراتی ایجاد می‌شود و آنها افراد یک جامعه را تحت تأثیر پیشرفتهای علمی و اجتماعی ناچار از تغییر ذائقه می‌نمایند. آنها از یک سو با پرداختن به مسایل جدید علمی و سیاسی تقاضاهای نو و جدیدی را طلب می‌کنند، و به دنبال آن و از دیگر سو با انتقال این مفاهیم به مخاطبین و افراد[تا اینجا صفحه ۲۵۶ کتاب] عامی جامعه آنها را به دنبال خود می‌کشانند. بنابراین، تغییر در رفتار سیاسی و اجتماعی روشنفکران ناشی از تحولات و تغییراتی است که در نوع بینش و تفکر این گروه از افراد ایجاد می‌شود.

روشنفکری، نوجویی، تنوع، تکثرگرایی، و مشارکت جویی بیشتر را طلب می‌کند و روشنفکران به عنوان پیشگامان این جریان همواره جامعه را به سوی تغییر و تحول هدایت می‌کنند. بدین ترتیب در یک جامعه پیشرفته که روشنفکران نقش مهم و تعیین کننده ایفا می‌کنند، احزاب و دسته‌های سیاسی از آزادی عمل بیشتری برخوردارند و افکار و عقاید مختلف در آن به طور گسترده مطرح می‌شود. در یک جامعه در حال نوسازی، روشنفکری موانع و مشکلات دستیابی به توسعه در ابعاد مختلف آن را برطرف ساخته و زمینه را برای ساختن جامعه نوین فراهم می‌کند. در جوامعی که روند نوسازی را طی می‌کنند، روشنفکران رو به فزونی گذاشته و بر حسب ماهیتشان حاملین ارزشهای نوینی می‌شوند، این ارزشها با تلاش روشنفکران منجر به جا به جایی سلسله مراتب نظام ارزشی نیز می‌گردد.[تا اینجا صفحه ۲۵۷ کتاب]}1

ارجاعات:

1ـ کتاب: مطالعات امنیت ملی (مقدمه‌ای بر نظریه های امنیت ملی در جهان سوم)/نویسنده: علی ربیعی/ چاپ سوم ۱۳۸۴ /مرکز چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه / تهران/ صص 256 , 257



:: موضوعات مرتبط: ***___ فرهنگ ___***، ***___ سیاست ___***، علوم سیاسی، ***___ جامعه شناسی ___***، جامعه شناسی سیاسی، روانشناسی اجتماعی
:: برچسب‌ها: روشنفکر, روشنفکران, روشنفکری, نقش روشنفکران
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : جمعه بیست و یکم آبان ۱۴۰۰

تعاریف مربوط به فرهنگ و جامعه

تعریف فرهنگ:

بنابر یک برداشت نادرست همگانی، برخی از اعضای جامعه فرهنگ دارند و برخی دیگر فرهنگ ندارند. اما از دیدگاه جامعه شناختی، هر انسان بزرگسال عادی، از فرهنگ برخوردار است.

فرهنگ را می‌توان به عنوان مجموع ویژگی‌های رفتاری و عقیدتی اکتسابی اعضای یک جامعه‌ خاص، تعریف کرد.

واژه‌ تعیین کننده در این تعریف، همان واژه‌ اکتسابی است که فرهنگ را از رفتاری که نتیجه وراثت  زیست‌شناختی است، متمایز می‌سازد.

مثال‌1: همه نوزادان هنگام گرسنگی یا تشنگی و ناراحتی، گریه سر می‌دهند. اینگونه گریه سردادن نوزادان که در همه جوامع بشری موجود مشاهده شده، ویژگی رفتاری شاخص هیچ فرهنگ خاصی بشمار نمی‌آید؛ بلکه پدیده‌ای غیراکتسابی است که از وراثت زیست‌شناختی انسان سرچشمه می‌گیرد.

فرهنگ و جامعه

جامعه به گروهی از افراد اطلاق می‌شود که مدت زمان درازی با هم زندگی کرده باشند، سرزمینی را در اشغال خود داشته باشند و سرانجام، توانسته باشند خودشان را با عنوان یک واحد اجتماعی متمایز از گروه‌های دیگر، سازمان داده باشند. فرهنگ و جامعه نمی‌توانند جدا از همدیگر وجود داشته باشند.

هیچ جامعه‌ای بدون فرهنگ ویژه‌اش نمی‌تواند وجود داشته باشد.

مثال2: جامعه ما نیز، مانند هر جامعه دیگری، فرهنگی دارد که از نسلی به نسل دیگر منتقل شده است. این فرهنگ، تکنولوژی، نهادهای مذهبی، زبان، ارزش‌ها، باورداشت‌ها، قوانین و سنت‌هایمان را در بر می‌گیرد. این فرهنگ هم از طریق نهادهای رسمی (مانند مدارس دولتی) و هم به وسیله نهادهای غیر رسمی (مانند گروههای همسالان) انتقال داده می شود.}1

ارجاعات:  

1ـ منبع ـ کتاب: درآمدی بر جامعه‌شناسی/ نویسنده: بروس کوئن/ مترجم: محسن ثلاثی/ نشر توتیا/ تهران، چاپ پنجم 1385/ ص39و 40



:: موضوعات مرتبط: ***___ فرهنگ ___***، فرهنگ و سیاست، ***___ جامعه شناسی ___***، جامعه شناسی فرهنگی
:: برچسب‌ها: فرهنگ, جامعه, فرهنگ و جامعه, تعریف فرهنگ
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : پنجشنبه بیستم آبان ۱۴۰۰

فلسفه آتش و جشن چهارشنبه‌سوری در آیین‌های ایرانی

اکنون باید به فلسفه آتش‌افروزی در آیین‌های ایرانی بپردازیم. چون آتش، بزرگترین پاک کننده و در عین حال پاکترین و نورانی‌ترین اَخشیج است، از این رو، سمبل کیش زرتشتی به حساب می‌آید. برخی از ناآگاهان بر این باورند که چون زرتشتیان به سوی نور و آتش عبادت می‌کنند، آتش‌پرست هستند؛ حال آن که این باور اشتباه است، چرا که زرتشتیان به هیچ وجه آتش‌پرست نیستند، بلکه آتش را رمز و سمبل اهورامزدا می‌دانند. فردوسی والا، در این باره می‌فرماید:

      نگویی که آتش‌پرستان بُدند    /      پرستنده‌ی پاک یزدان بُدند     

      زرتشتیان، همیشه به یاد خداوند مزدای بی‌همتا هستند و او را نیایش می‌کنند و می‌گویند «اهورامزدای پاک را می ستاییم» و می‌گویند: «ای اهورامزدا از تو یاری می جوییم».

...آتشکده‌ها در ایران باستان، نه تنها جای عبادت، بلکه دادگاه، درمان‌گاه و دبستان هم بود و ... .

برای مطالعه متن کامل این نوشتار به ادامه مطلب بروید!



:: موضوعات مرتبط: ***___ تاریخ ___***، ***___تاریخ ایران___***، تاریخ ایران باستان، ***___ فرهنگ ___***، فرهنگ ایرانی، ***___ دین ___***
:: برچسب‌ها: چهارشنبه سوری, آتش افروزی, جشن های ملی, جشن های ایرانی
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : یکشنبه شانزدهم آبان ۱۴۰۰

تعریف ادب

استاد حسن زاده آملی در تعریف ادب می‌فرماید:

«ادب یعنی نگاهداشتن حدّ هر چیز. به همین لحاظ علوم ادبی را علوم ادبی نامیده‌اند چون حافظ و نگهدار حدود معارف مربوط به خودند و هر رشته‌ای از علوم ادبی، میزانی برای نگاهداشت حدّ معارف خود است...» (حسن‌زاده آملی، انسان و قرآن، انتشارات‌الزهراء، تهران، چاپ اول، ۱۳۶۴، ص۵۳)

علامه طباطبایی در تفسیر المیزان می‌نویسد:

«الادب ـ علی ما یتحصل من معناه ـ هو الهیأة الحسنة التی ینبغی أن یقع علیه الفعل المشروع اما فی الدین او عند العقلاء فی مجتمعهم کآداب الدعاء و آداب ملاقاة الأصدقاء و ان شئت قلت: ظرافة الفعل. و لا یکون الا فی الامور المشروعة غیر الممنوعه فلا أدب فی الظلم و الخیانة و الکذب و لا أدب فی الأعمال الشنیعه و القبیحه و لا یتحقق ایضاً الا فی الافعال الاختیاریه التی لها هیئات مختلفه فوق الواحدة ...»(سید محمدحسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، موسسه الاعلمی، بیروت، ۱۳۹۰ ق، ج۶، ص۲۵۶)

یعنی: أدب، هیأت زیبا و پسندیده‌ای است که سزاوار است هر عمل مشروعی، چه دینی باشد مثل آداب دعا و چه عقلی باشد مانند دیدار دوستان بر اساس آن[تا اینجا صفحه ۷۳ کتاب] انجام پذیرد. به تعبیر دیگر ادب عبارت است از ظرافت عمل و عمل ظریف، عملی است که اولا مشروع بوده و منع تحریمی نداشته باشد؛ پس در ظلم و دروغ و خیانت و کارهای قبیح، ادب معنای ندارد.

ثانیاً اختیاری باشد؛ یعنی شخص با اختیار و آگاهی خویش، آن را به صورتی محقق نماید که مصداق ادب باشد مثل آداب غذا خوردن، آداب نماز، آداب دعا و ... که اسلام مشخص کرده است و در آموزه‌های اسلامی مندرج است.}1

ارجاعات:

1ـ کتاب: همگرایی عقل و عشق در نهضت حسینی/ نویسنده: حجت‌الاسلام دکتر محمد جواد رودگر/ انتشارات وثوق، قم/ چاپ اول ۱۳۸۷/ صص73و74



:: موضوعات مرتبط: ***___ ادبیات ___***، ***___ فرهنگ ___***، فلسفه اسلامی، عرفان اسلامی، ***___ دین ___***، اخلاق اسلامی
:: برچسب‌ها: ادب, ادبیات, تربیت, آداب
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : جمعه چهاردهم آبان ۱۴۰۰

شبیخون فرهنگی ، تهاجم فرهنگی

تمامی ملت‌های جهان در کنش، واکنش و تعامل با یکدیگر هستند، هیچ یک از جوامع بشری را نمی‌توان از داشتن رابطه با سایر جوامع باز داشت. در این صورت، در مقابل تهاجم فرهنگی که در صدد وارد ساختن ضربات مهلک و زیان بار بر فرهنگ ملت دیگر است، تبادل فرهنگی وجود دارد، که عبارت است از یک جریان مداوم طبیعی و مستمری که هدف آن کامل کردن فرهنگ خودی از طریق استفاده و بهره‌مندی از خصوصیات برتر سایر فرهنگهاست... .

دیوید کیو یکی از مهره‌های سازمان سیا در ارتباط با هدف نهایی تهاجم فرهنگی امریکا علیه ایران چنین می‌گوید: «مهمترین حرکت در بر اندازی جمهوری اسلامی ایران، تغییر فرهنگ فعلی ایران است و ما مصمم به آن هستیم»... .

برای مطالعه متن کامل این نوشتار به ادامه مطلب بروید!



:: موضوعات مرتبط: ***___ فرهنگ ___***، فرهنگ اسلامی، ***___ سیاست ___***، جامعه شناسی فرهنگی، جامعه شناسی دینی
:: برچسب‌ها: تهاجم فرهنگی, شبیخون فرهنگی, دیوید کیو, غارت فرهنگی
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : دوشنبه دهم آبان ۱۴۰۰

تبادل فرهنگی و تهاجم فرهنگی

{از دیر باز، تاریخ مکتوب و مجسم انسانها گواه آن است که در جوامع بشری تبادل فرهنگی وجود داشته است. در حقیقت تبادل فرهنگی ناشی از انعطاف‌پذیری فرهنگ‌هاست.

ما در تاریخ بشر هیچ فرهنگی سراغ نداریم که از فرهنگ‌ها و تمدن‌های دیگر بهره‌گیری نکرده باشد و به اصطلاح تبادل فرهنگی نداشته باشد، ولی[تا اینجا صفحه ۳۴ کتاب] آنچه که باید مورد توجه قرار داد چگونگی بهره‌گیری است که فرهنگ‌های اصیل و قدرتمند، عناصر مطلوب فرهنگ‌های دیگر را می‌گیرند و آنها را در خود جذب و به صورت موجودی جدید و با سیمایی جدید عرضه می‌دارند؛ همانند فرهنگ اسلامی که در برخورد با فرهنگ ملت‌های دیگر چنین بود. ولی فرهنگ‌های غیر اصیل و یا ضعیف نه تنها بر عناصر فرهنگی بیگانه تاثیر نمی‌گذارند بلکه خود مغلوب آن می‌شوند. در چنین مواردی بحث تبادل و هجوم فرهنگی مورد توجه قرار می‌گیرد که ما در این جا برای تفکیک و توضیح این دو واژه، تفاوت بین آنها را به طور مختصر بیان می‌کنیم:

۱ـ در تبادل فرهنگی، بارور کردن فرهنگ منظور است ولی در تهاجم فرهنگی، ریشه‌کن کردن فرهنگ.

۲ـ در تبادل فرهنگی، آزادی و انتخاب وجود دارد ولی در هجوم، اجبار و تحکم حاکم است.

۳ـ در تبادل فرهنگی، تصمیم‌گیرنده ما هستیم ولی در تهاجم، تصمیم و انتخاب از آن مهاجم است.

۴ـ در تبادل تحقیر نیست، ولی در هجوم فرهنگی تحقیر وجود دارد.

۵ـ تبادل فرهنگی هنگام توانایی و قدرت یک ملت انجام می‌گیرد، ولی تهاجم فرهنگی، زمان ضعف یک ملت واقع می‌شود.

۶ـ تبادل فرهنگی تقویت ارزش‌های فرهنگی را طالب است، ولی هجوم فرهنگی تضعیف و ریشه‌کن کردن آن را می‌خواهد.

از زمانی که فرهنگ به عنوان ابزار سلطه استعمارگران قرار گرفت تحمیل فرهنگی نیز زمینه حضور بیشتر یغماگران گردید.}1

ارجاعات:

1ـ کتاب: تأملات فرهنگی/ مولف: حجت الاسلام سید رضا تقوی دامغانی/ انتشارات نخیل،تهران/ چاپ سوم، تیر ۱۳۸۵/ صص 34 و 35



:: موضوعات مرتبط: ***___ فرهنگ ___***، فرهنگ اسلامی، فرهنگ و سیاست، ***___ دین ___***
:: برچسب‌ها: تبادل فرهنگی, تهاجم فرهنگی, ناتوی فرهنگی, شبیخون فرهنگی
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : یکشنبه نهم آبان ۱۴۰۰

نظریه فرهنگی حضرت امام خمینی (ساخت انسان فرهنگی)

نظریه فرهنگی حضرت امام خمینی(ره) مبتنی بر ساخت انسان فرهنگی است. ایشان موضوع انسان فرهنگی را به عنوان اصلی ترین جوهر فرهنگ قلمداد نموده و تکامل نظام اجتماعی را مستلزم ساخت انسان فرهنگی می‌دانند.

در حقیقت امام خمینی پویایی فرهنگی را در اصل تعلیم و تربیت، تزکیه نفس، طهارت روح و عمل حسنه تبیین نموده با استناد به تعالیم عالیه اسلام، فرهنگ را اساس جامعه می‌دانند. وی ضمن پذیرش نیازهای مادی و اقتصادی به عنوان یکی از ابعاد وجودی انسان، نقش فرهنگ را تعیین کننده و امور دیگر را تابعی از آن می‌دانند:

«بی‌شک بالاترین و والاترین عنصری که در موجودیت هر جامعه دخالت اساسی دارد، فرهنگ آن جامعه است. اساساً فرهنگ هر جامعه، هویت و موجودیت آن جامعه را تشکیل می‌دهد، با انحراف فرهنگ، هر چند جامعه از بعدهای اقتصادی، سیاسی، صنعتی و نظامی قدرتمند و قوی باشد ولی پوچ و پوک و میان تهی است... .

برای مطالعه متن کامل این نوشتار به ادامه مطلب بروید!



:: موضوعات مرتبط: ***___ فرهنگ ___***، فرهنگ اسلامی، فرهنگ و سیاست، جامعه شناسی فرهنگی، جامعه شناسی دینی، ***___ دین ___***
:: برچسب‌ها: نظریه امام خمینی, نظریه های فرهنگی, ساخت انسان, انسان سازی
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : یکشنبه نهم آبان ۱۴۰۰

قهوه‌خانه در فرهنگ عصر صفوی


{قهوه‌خانه در زبان عرب از قدیم به معنی شراب سیاه تلخ و شیر خالص و بوی خوش یا ناخوش و مقداری از طعام که آدمی را سیر کند، بوده‌است. قهوه را ظاهراً در سده نهم هجری از افریقا به یمن برده‌اند. استفاده از قهوه نخست در حلقه صوفیان متداول شد؛ زیرا قهوه موجب بی‌خوابی است و برای شب زنده‌داری مفید بود.

نوشیدن قهوه در ۹۱۷ ه ق. در شهر مکه متداول بود که قهوه‌خانه‌هایی که در آنجا وجود داشته ((بیت‌القهوه)) می‌گفته‌اند. در مصر نیز در همان ایام قهوه‌خانه دایر شده بود و در کشور عثمانی در زمان سلطنت شاه سلیمان قانونی (معاصر شاه تهماسب اول) در استانبول قهوه‌خانه باز شد و بزودی مرکز تجمع مردم با ذوق شد، به طوری که شاعران و ادیبان ترک در آنجا جمع می‌شدند و به خواندن شعر و کتاب، یا بازی با نرد و شطرنج سرگرم می‌شدند و آنجا را قهوه‌خانه مکتب عرفان نام داده بودند. تاریخ ورود قهوه به ایران معلوم نیست، ولی چون درآغاز پادشاهی شاه عباس‌اول قهوه‌خانه در ایران وجود داشته است، چنین به نظر می‌رسد  که نوشیدن قهوه از زمان شاه تهماسب اول در ایران معمول شده باشد۱.

در روزگار شاه صفی نوشیدن قهوه رواج داشت. برای تهیه قهوه، دانه‌های آن را در یک تاوه خشک بو می‌دادند و تا حدی می سوزانیدند و پس از ریز کردن قهوه آن را می‌جوشانیدند و آبش را می‌نوشیدند. همچنین در اصفهان به غیر از قهوه‌خانه، چای‌خانه‌ی [تا اینجا صفحه ۳۹۰ کتاب] چینی هم وجود داشت و چون چای خشک از چین می‌آمده آن را چینی می‌نامیده‌اند۲.

در روزگار شاه عباس اول در بیشتر شهرهای بزرگ ایران، مخصوصاً در قزوین و اصفهان، قهوه خانه‌های متعددی وجود داشته است. طبقات مختلف مردم، از اعیان، رجال دربار و سران قزلباش تا شاعران و اهل قلم و نقاشان و سوداگران برای دیدار از دوستان و پرداختن به بازیهای مختلف یا مناظره شاعرانه و شنیدن اشعار شاهنامه و حکایات و قصص و تماشای رقصهای گوناگون و ... به آنجا می‌رفتند. شاه عباس اول، گاه مهمانان عالیقدر و سفیران بیگانه را با خود به قهوه‌خانه‌ها می‌برد و از آنان پذیرایی می‌کرد. او گاهی هم بی‌خبر به قهوه‌خانه‌ها می‌رفت و با شاعران و هنرمندانی که معمولاً در آنجا بودند به صحبت می‌نشست۳.

دردوره صفویه استفاده از توتون و تنباکو بشدت رواج داشته به آن عادت کرده بودند. قلیان و قهوه از اولین اقلامی بود که هنگام صرف غذا در سفره آورده می‌شد؛ بخصوص در ماه رمضان اول چیزی که برای افطار حاضر می‌کردند قلیان بود۴. حتی در مسجد هم از آن استفاده می‌کردند.

توتون را از بغداد و کردستان می‌آوردند. در بساط دست‌فروشان  و خرازیها تنباکو بسیار یافت می‌شد. برگهای توتون را به همان بزرگی در کیسه می‌گذاشتند و موقع فروش خرد می‌کردند و به مشتری می‌دادند. همچنین توتون اروپایی را بسیار دوست داشتند و آن را تنباکوی انگلیس می‌نامیدند زیرا اغلب انگلیسیها آن را به ایران می‌آوردند۵.}*

ارجاعات:

۱- چند مقاله تاریخی و ادبی؛ نصرالله فلسفی، ص ۲۷۱-۲۷۵.
۲- سفرنامه اولئاریوس؛ ترجمه بهپور؛ ص۲۷۵-۲۷۶.
۳- چند مقاله تاریخی و ادبی؛ ص ۸-۲۷۵-۲۷۸.
۴- سفرنامه تاورنیه؛ ص ۶۳۸-۶۳۹.
۵- سفرنامه اولئاریوس؛ ترجمه بهپور، ص۲۷۳.

منبع:

*کتاب: تاریخ تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ایران در دوران صفویه/ نویسندگان: دکترعبدالحسین نوایی و دکتر عباسقلی غفاری فرد/ انتشارات سمت، تهران/ چاپ چهارم، زمستان ۱۳۸۶/ صص ۳۹۰ و ۳۹۱



:: موضوعات مرتبط: ***___ تاریخ ___***، ***___تاریخ ایران___***، صفویه، ***___ فرهنگ ___***، فرهنگ ایرانی
:: برچسب‌ها: قهوه خانه, توتون, تنباکو, قلیان
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : شنبه هشتم آبان ۱۴۰۰

اشاعه فرهنگی   cultural diffusion  

معمولا به تاثیر فرهنگ‌ها بر یکدیگر اگر در زمان‌های گذشته باشد، «اشاعه فرهنگی» می‌گویند. بنا به اظهارنظر اندیشمندانه انسان شناسانه فرهنگ واگیردار است. از آن جا که فرهنگ‌ها همیشه با یکدیگر در ارتباط بوده‌اند، اشاعه فرهنگی نیز به طور مداوم در طول تاریخ رخ داده است. و این پدیده تا کنون ادامه دارد. بدین معنا که سنت‌ها، اعتقادات، روشها، قصه‌های عامیانه، ابزار و امور زینتی و غیره ممکن است از جامعه یا فرهنگی به سایر جوامع اشاعه یابد و در آن رواج پیدا کند. برای حصول به این معنی، یک رگه فرهنگی باید بتواند راه حل بهتری برای حل مسائل و دست یافتن به ابزار بهتر ارائه دهد و یا نیرویی برای اشاعه خود همراه داشته باشد تا توسط گروهی از مردم مورد توجه قرار گرفته و پذیرفته شود... .

برای مطالعه بقیه این نوشتار به ادامه مطلب بروید!



:: موضوعات مرتبط: ***___ فرهنگ ___***، فرهنگ و سیاست، ***___ جامعه شناسی ___***، جامعه شناسی فرهنگی
:: برچسب‌ها: اشاعه فرهنگی, فرهنگ, تاثیر فرهنگ, cultural diffusion
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : چهارشنبه ششم مرداد ۱۴۰۰

نظریه فرهنگی سیدمحمد خاتمی (گفتگوی تمدن‌ها)

مبحث ذیل به توضیح نظریه گفتگوی تمدن‌های سیدمحمد خاتمی به عنوان یکی از نظریه‌های فرهنگی در عصر حاضر می‌پردازد.

مجمع عمومی سازمان ملل طرح پیشنهادی سید محمد خاتمی، رئیس جمهور سابق ایران (سال 84 ـ 76) را تحت عنوان گفتگوی تمدن‌ها پذیرفت و سال 2001 میلادی را به نام سال «گفتگوی تمدنها» اعلام کرد.

خاتمی گفتگوی تمدن‌ها را نیازمند دو راهبرد اساسی «گریز از مسائل اختلاف برانگیز» و «تقابل تمدن‎ها» و دیگری «توجه به توسعه سیاسی» و «رشد نهادهای مدنی در سطوح ملی، منطقه‌ای و جهانی» می‌داند.

«گفتگوی تمدنها تحرکی نو برای جلوگیری از سیطره مونولوگ‌های فرهنگی و فراهم آوردن زمینه‌ای مساعد برای تحقق تمدنی جهانی با مشارکت همه تمدن هاست»... .

برای مطالعه بقیه این نوشتار به ادامه مطلب بروید!



:: موضوعات مرتبط: ***___ فرهنگ ___***، فرهنگ ایرانی، فرهنگ و سیاست، ***___ جامعه شناسی ___***، جامعه شناسی فرهنگی
:: برچسب‌ها: گفتگوی فرهنگها, گفتگوی تمدنها, سیدمحمدخاتمی, نظریه فرهنگی
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : شنبه سی ام اسفند ۱۳۹۹

انواع لیبرالیسم (Liberalism)

تأثیر اصول لیبرالیسم در حوزه‌های مختلف و عرصه های گوناگون حیات بشری، اشکال متعددی را به قرار زیر به وجود آورده است:

1 ـ لیبرالیسم سیاسی:

لیبرالیسم سیاسی که جهت‌گیری آن معطوف به قدرت و دولت است، نظریه‌ای است که خواهان حفظ آزادی افراد در برابر نهادی است که تهدید کننده آن است، خواه این نهاد دولت، مذهب یا عاملی دیگر باشد. در این باره لیبرالیسم بر مشارکت سیاسی، دموکراسی، آزادی انتخابات، آزادی مطبوعات، آزادی عقیده و بیان، آزادی احزاب و اجتماعات و مانند آن تأکید می‌ورزد. لیبرالیسم اقتصادی:  لیبرالیسم فرهنگی: لیبرالیسم اخلاقی... . 

برای مطالعه کامل این متن به ادامه مطلب بروید!



:: موضوعات مرتبط: ***___ فرهنگ ___***، فرهنگ غربی، ***___ سیاست ___***، علوم سیاسی، ***___ جامعه شناسی ___***، ***___ مکاتب شناسی ___***
:: برچسب‌ها: انواع لیبرالیسم, Liberalism, سرمایه داری, کاپیتالیسم
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : پنجشنبه بیست و یکم اسفند ۱۳۹۹

ارتباط فرهنگ با دانش و تمدن

{امروز این پرسش مطرح است که چه ارتباطی بین فرهنگ و دانش وجود دارد؟ آیا دانش، بخشی از فرهنگ به شمار می‌آید؟ در پاسخ این پرسش اکثر پژوهش‌گران گفته‌اند که: دانش جزو فعال فرهنگ می‌باشد و اصولاً دانش در دامان فرهنگ پرورش می‌یابد.

«در آمیختگی و به هم پیوستگی دانش و فرهنگ از جمله قانون‌مندی‌های الهی جهان هستی است و تأثیر هر یک بر حال و آینده دیگری، عاملی اساسی در تکامل زندگی بشر، محسوب می‌شود و هر گونه «به‌نگری» به آینده فرهنگ تنها هنگامی به صورت عینی و علمی انجام می‌شود که به موازات و همراه آن، نسبت به آینده علم و تکنولوژی نیز «به‌نگری» به مفهوم پیاده کردن علم بر واقعیت‌های صنعتی و اقتصادی جامعه صورت گرفته باشد.»(راهبرد فرهنگی جهان اسلام، سازمان کنفرانس اسلامی، مترجم محمد مقدس، انتشارات بین‌المللی الهدی، ص۲۹)

تمدن‌های بشری فرزندان فرهنگ‌ها هستند و این فرزند از سینهٔ مادر فرهنگ، شیر خورده؛ تا به رشد و بالندگی رسیده است. در مورد ارتباط فرهنگ و تمدن نیز گفته‌اند:

«تمدن گونه‌ای اندیشه، تولید، رفتار و برخورد است که از زمینه‌های [تا اینجا صفحه ۱۳ کتاب] فرهنگی برخاسته از باورها و پیشینه‌های تاریخی ناشی می‌شود و میراث مردمی است که مفاهیم معیار و قالب‌های ویژه و نیز نهادهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی خاصی از آن زاده می‌شود. تمدن با هنرها، میراث و ابداعات علمی، فکری و فرهنگی که طی سالیان دراز از درون آن می‌تراود و با خلاقیت‌هایی که در گستره‌های مختلف ادبی، هنری و اجتماعی ارائه می‌کند، وجود خود را به منصه ظهور می‌رساند.«(راهبرد فرهنگی جهان اسلام، سازمان کنفرانس اسلامی، مترجم محمد مقدس، انتشارات بین‌المللی الهدی، ص۵۰)

هم چنین عقیده دارند:

«از آن جا که فرهنگ، وسیله‌ای برای تامین نیازهای معیشتی انسان از منابع طبیعی است، بنابراین می‌بایست خود را با تغییرات محیطی سازگار کند تا امکان بهره‌برداری از آن فراهم آید. بدین سبب مردم‌شناسان، یکی از مهمترین ویژگی‌های فرهنگ را سازگاری، و انعطاف‌پذیری آن، خاصه با تغییرات محیطی می دانند؛ مثلاً مهاجرت دسته‌جمعی اعضای یک گروه از محیط‌زیست به محیط‌زیست متفاوت، یکی از عوامل تغییر محیطی است که منجر به تغییر نظام فرهنگی قوم مهاجر می‌شود.(نامه پژوهش، ج۳و۲،جمعی از نویسندگان، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، معاونت پژوهشی، ص۱۰۴)}1

ارجاعات:   

1ـ کتاب: تأملات فرهنگی/ مولف: حجت‌الاسلام سید رضا تقوی دامغانی/ انتشارات نخیل،تهران/ چاپ سوم، تیر ۱۳۸۵/صص۱۳،۱۴

 



:: موضوعات مرتبط: ***___ فرهنگ ___***، فرهنگ ایرانی، ***___ جامعه شناسی ___***، جامعه شناسی فرهنگی
:: برچسب‌ها: فرهنگ, فرهنگ و دانش, دانش, تمدن
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : پنجشنبه بیست و یکم اسفند ۱۳۹۹

اختراع حلقه نامزدی (از زبان ملکه فرح پهلوی)

{آن طور که من تحقیق کرده‌ام، حلقه نامزدی را فرانسویان ابداع کرده‌اند. بر عکس آنچه مردم فکر می‌کنند، اروپائیان، مردمی متمدن نبوده‌اند و آن قدر در خصوص جنگ‌ها و وحشی‌گری‌های ملل شرق نوشته شده و گفته شده که وحشیگری و سبعیت اروپائیان در لابلای این سروصداها مخفی مانده است!

همه می‌دانند که «هون»ها و «بربر»ها و خونخواران جنایتکاری چون «آتیلا» و امثالهم اروپایی بوده‌اند.

در گذشته در کشور‌های شمال اروپا هر مردی اجازه داشت هر زن مجردی را تصاحب کند و چون این اجازه نامحدود سبب می‌شد مشاجرات خونینی بین مردان به وقوع بپیوندد، برای جلوگیری از تعرض مردان به زنان شوهردار و یا زنان و دخترانی که به تملک دیگر مردان درآمده بودند، تصمیم گرفته شد تا به دور انگشت وسطی آن‌ها نواری بسته شود و طوقی هم به گردن آن‌ها بیندازند! کم کم این رسم در سایر نقاط اروپا متداول شد و فرانسوی‌ها چون با ذوق‌تر از سایر اروپائیان بودند، این نوار را تبدیل به حلقه‌های زیبای طلا و آن طوق چرمین را تبدیل به گردن بندهای زیبا کردند.

بدین ترتیب مردانی که در پی تصاحب زنان بودند، یک گام به تمدن نزدیک  شدند و از تعرض به زنانی که قبلاً مورد تهاجم مردان دیگری قرار گرفته و به تملک آن‌ها در [تا اینجا صفحه ۹۹ کتاب] آمده بودند، خودداری کردند. البته در موزه‌ای در شهر لوور، وسایل گردن‌زدن یک جلاد مربوط به همان دوران قبل از میلاد را دیدم و راهنمای موزه توضیح داد هر مردی که به زن صاحب‌داری دست درازی می‌کرد،  به دست جلاد سپرده می‌شد. اما تصاحب زنان بدون صاحب (زنانی که نوار دور انگشت و طوق به گردن نداشتند)، منعی نداشت!

الان هم فرانسه تنها کشور متمدن جهان است که حلقه نامزدی در آن اهمیت فوق‌العاده‌ای دارد و زنانی که نامزد، دوست پسر و یا شوهر دارند، حتماً یک حلقه به انگشت دارند و هیچ مردی از زنی که حلقه به انگشت دارد، تقاضایی نمی‌کند و دعوت از یک زن یا دختر دارای حلقه نامزدی را خلاف اخلاق و دور از شأن یک جنتلمن می‌دانند.}1

 ارجاعات:

1ـ کتاب: دختر یتیم فرح پهلوی(جلد اول)/ به کوشش: احمد پیرانی/ ناشر: انتشارات به آفرین، تهران/ چاپ دوم، ۱۳۸۷/ صص ۹۹، ۱۰۰



:: موضوعات مرتبط: ***___ تاریخ ___***، ***___تاریخ جهان___***، ***___ فرهنگ ___***، فرهنگ ایرانی، فرهنگ غربی
:: برچسب‌ها: حلقه, حلقه ازدواج, فلسفه حلقه ازدواج, وحشی گری غرب
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : سه شنبه نوزدهم اسفند ۱۳۹۹

فرهنگ اسلامی

 

…هر فرهنگی بر محور اصولی شکل می‌گیرد، چنان که فرهنگ اسلامی بر اصول ایمان به مبدأ و معاد، نبوت، امامت، اعتقاد به وحی، عبودیت و بندگی خدا، عدالت، اخوت و برادری و … استوار است و فرهنگ غرب بر اصولی چون: اومانیسم (اصالت انسان)، سکولاریسم(جدایی دین از سیاست)، لیبرالیسم (اباحی‌گری)، راسیونالیسم (اصالت عقل) و … بنا شده است… .

فرهنگ اسلامی، به فرهنگی می‌گویند که لباس اسلام به تن کرده باشد و در هر زمان و مکان، و در هر شرایطی مضمون و محتوای اسلامی را به نمایش بگذارند.

تعلیم و تعلّم، کسب و نشر دانش باید جهت خدایی داشته باشد... .

در این فرهنگ، به انسان ها به خاطر ملیت، زبان و یا رنگ پوست نه امتیازی می‌دهند و نه تحقیر می‌شوند... .

خدمت به بندگان خدا، از نگاه فرهنگ اسلامی، خدمت به خداوند متعال است... .

برای مطالعه کامل این نوشتار به ادامه مطلب بروید!



:: موضوعات مرتبط: ***___ فرهنگ ___***، فرهنگ اسلامی، ***___ دین ___***، دین اسلام
:: برچسب‌ها: فرهنگ اسلامی, فرهنگ غربی, تعریف فرهنگ اسلامی, مفهوم فرهنگ اسلامی
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : جمعه شانزدهم مهر ۱۳۹۵
 
جهت اطلاع از تنظیمات و ویــــرایش این قالب اینجا را کلیک کنید.

.:: کلیک کنید ::.