تعاریف مربوط به فرهنگ و جامعه

تعریف فرهنگ:

بنابر یک برداشت نادرست همگانی، برخی از اعضای جامعه فرهنگ دارند و برخی دیگر فرهنگ ندارند. اما از دیدگاه جامعه شناختی، هر انسان بزرگسال عادی، از فرهنگ برخوردار است.

فرهنگ را می‌توان به عنوان مجموع ویژگی‌های رفتاری و عقیدتی اکتسابی اعضای یک جامعه‌ خاص، تعریف کرد.

واژه‌ تعیین کننده در این تعریف، همان واژه‌ اکتسابی است که فرهنگ را از رفتاری که نتیجه وراثت  زیست‌شناختی است، متمایز می‌سازد.

مثال‌1: همه نوزادان هنگام گرسنگی یا تشنگی و ناراحتی، گریه سر می‌دهند. اینگونه گریه سردادن نوزادان که در همه جوامع بشری موجود مشاهده شده، ویژگی رفتاری شاخص هیچ فرهنگ خاصی بشمار نمی‌آید؛ بلکه پدیده‌ای غیراکتسابی است که از وراثت زیست‌شناختی انسان سرچشمه می‌گیرد.

فرهنگ و جامعه

جامعه به گروهی از افراد اطلاق می‌شود که مدت زمان درازی با هم زندگی کرده باشند، سرزمینی را در اشغال خود داشته باشند و سرانجام، توانسته باشند خودشان را با عنوان یک واحد اجتماعی متمایز از گروه‌های دیگر، سازمان داده باشند. فرهنگ و جامعه نمی‌توانند جدا از همدیگر وجود داشته باشند.

هیچ جامعه‌ای بدون فرهنگ ویژه‌اش نمی‌تواند وجود داشته باشد.

مثال2: جامعه ما نیز، مانند هر جامعه دیگری، فرهنگی دارد که از نسلی به نسل دیگر منتقل شده است. این فرهنگ، تکنولوژی، نهادهای مذهبی، زبان، ارزش‌ها، باورداشت‌ها، قوانین و سنت‌هایمان را در بر می‌گیرد. این فرهنگ هم از طریق نهادهای رسمی (مانند مدارس دولتی) و هم به وسیله نهادهای غیر رسمی (مانند گروههای همسالان) انتقال داده می شود.}1

ارجاعات:  

1ـ منبع ـ کتاب: درآمدی بر جامعه‌شناسی/ نویسنده: بروس کوئن/ مترجم: محسن ثلاثی/ نشر توتیا/ تهران، چاپ پنجم 1385/ ص39و 40



:: موضوعات مرتبط: ***___ فرهنگ ___***، فرهنگ و سیاست، ***___ جامعه شناسی ___***، جامعه شناسی فرهنگی
:: برچسب‌ها: فرهنگ, جامعه, فرهنگ و جامعه, تعریف فرهنگ
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : پنجشنبه بیستم آبان ۱۴۰۰
 
جهت اطلاع از تنظیمات و ویــــرایش این قالب اینجا را کلیک کنید.

.:: کلیک کنید ::.