سکولاریزم  و دلایل رد آن در اسلام در کلام آیت‌الله مصباح

پیشینه، خصوصیات، و انگیزه های ترویج اندیشه سکولاریزم را بیان کنید.

سکولاریزم، نظامی است که دارای مشخصه‌هایی از جمله جدایی دین از دولت، شکل‌گیری دولت بر اساس ناسیونالیسم، قانون‌گذاری طبق خواست بشر، تأکید بر عینی‌گرایی به جای ذهنی‌گرایی و حاکمیت علوم تجربی به جای علوم الهی است.

بنابراین، سکولاریزم بر جدایی قلمرو دین از سیاست تأکید دارد. در این نظام، دین امری فردی قلمداد شده و رسالت آن تنها ایجاد رابطه میان فرد و خداوند است، که در آن سیاست هیچ دخالتی ندارد.

پیشینه سکولاریزم

زادگاه این فکر مغرب زمین است و می‌توان گفت سکولاریزم بازتاب طبیعی حوادث پیش از «رنسانس» است. در دوران قرون وسطی، کلیسای کاتولیک عملاً به صورت قدرت امپراتوری درآمده و در جامعه اروپایی، مذهب کاتولیک نمونه تمام عیار یک دین کامل بود؛ از این رو نواقص مذهب را به حساب دین می‌گذاشتند.

به سبب حاکمیت کلیسا، تنها مسائلی اجازه نشر یافتند که مؤید فرضیه‌های و تعالیم انجیل بودند. در این عصر با هر گونه نوآوری مقابله می‌شد... .

برای مطالعه متن کامل این نوشتار به ادامه مطلب بروید!



:: موضوعات مرتبط: فلسفه اسلامی، مکاتب غربی، مکاتب سیاسی، ***___ دین ___***، دین و سیاست ، حکومت اسلامی، تقابل دین با فرهنگ و مکاتب غربی
:: برچسب‌ها: کلیسا و رنسانس
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : دوشنبه یکم فروردین ۱۴۰۱

مخالفت اسلام با لیبرالیسم       

      [اسلام با این مکتب سازگاری ندارد و آن را امری مردود می‌شمارد. برخی از دلایل مخالفت اسلام با لیبرالیسم به اختصار به شرح زیر است:

1ـ آزادی فرد از نظر اسلام در چارچوب عقل و شرع معنا می‌یابد، اما از نظر لیبرالیسم فرد تا آنجا که به آزادی جامعه و دیگران ضرر نرساند، آزاد است، حتی اگر این آزادی با فطرت و عقل مغایر باشد. از نظر این مکتب اگر فردی بخواهد به جسم و جان خود لطمه‌ای وارد کند، آزاد است، اما اسلام چنین اجازه‌ای به افراد نمی‌دهد.

2ـ لیبرالیسم فرد را در پیروی از هوس‌های شخصی و اباحی گری آزاد می‌داند. بر این اساس انسان لیبرالیسم، انسانِ نفس اماره و عقل ِ خود بنیاد است، اما انسانِ اسلام، ضمن اشباع عقلایی غرایز، انسانِ نفس لوّامه و مطمئنه، انسانِ عقل و انسانِ متکی به وحی است.

3ـ از نظر لیبرالیسم، افراد در نوع پوشش آزادند. اما از نظر اسلام، انسان‌ها (مرد یا زن) در پوشش خود می‌بایست، شرایط خاصی را رعایت نمایند. مثلاً افراد مجاز نیستند عریان در جامعه حاضر شوند. این امور تنها در محدوده خصوصی و زندگی شخصی در چارچوب شرع آزاد است.

4ـ در مکتب لیبرالیسم افراد در خوردن و آشامیدن آزادند و به عنوان مثال اگر کسی شراب، مردار، خون، نجاست و مانند آن را تناول کند، منعی وجود ندارد. اما از نظر اسلام محدوده حلال و حرام‌ها مشخص شده  (آیات 172 و 173 سوره بقره) و آزادی در خوردن و آشامیدن مشروط به عدم اسراف است.

5ـ اسلام آزادی هجو، بیهوده‌گویی، تمسخر و غیبت را مجاز نمی‌داند (آیات 11 و 12 سوره حجرات و آیه 6 سوره لقمان)، ولی در مکتب لیبرالیسم اینگونه امور مجاز است.

6ـ لیبرالیسم انسان‌ها را در اخلاق جنسی خود آزاد می‌گذارد، در این مکتب زنا و همجنس‌بازی و انواع انحرافات جنسی آزاد است. اما از نظر اسلام چنین بی‌بندوباری‌های جنسی مجازات شدید دنیوی و اخروی دارد (آیات 2 و 3 سوره ی نور).

7ـ اسلام، انسان‌ها را به «امر به معروف و نهی از منکر» توصیه نموده، نوعی نظارت عمومی و مسئولیت همگانی را برای همه قایل است. از نظر اسلام، انسان‌ها نباید نسبت به ناهنجاری‌های اجتماعی و فردی، بی‌تفاوت باشند. اما از نظر لیبرالیسم، امر به نیکی‌ها و باز داشتن دیگران از بدی‌ها با آزادی انسان‌ها در تضاد است و فضولی در اموردیگران محسوب می‌شود.

8ـ از نظر اسلام، دین امری جامع و کامل بوده، به همه حوزه‌های فردی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و... مربوط است. قلمرو دین، قلمرو حداکثری است و علاوه بر دنیا، آخرت انسان‌ها را نیز در بر می‌گیرد. اما از نظر لیبرالیسم، دین پدیده‌ای فردی یا خصوصی همچون ورزش است. قلمرو دین محدود به شخص است نه اجتماع و سیاست و اقتصاد. در این تعریف، دین رابطه‌ای است فردی که هر کس آزاد است با خدا داشته باشد یا اینکه الحاد اختیار کند.

9ـ لیبرالیسم به سکولاریسم (جدایی دین از سیاست) معتقد است. در این مکتب اخلاق از سیاست جدا بوده، سیاست امری دنیوی محسوب گردیده، خدا و دین از آن کنار گذاشته می‌شوند. اما در مکتب اسلام، دین، سیاست و اخلاق، پیوندی ناگسستنی با هم دارند. سیاست پدیده‌ای دنیایی ـ آخرتی است. هدف از سیاست و حکومت خدمت به مردم، هدایت، سعادت، قسط و عدالت، رفاه و نه تجمل‌گرایی، بندگی خدا و رسیدن به بهشت الهی است. قدرت به عنوان ابزار رسیدن به این اهداف متعالی مورد توجه است. اما در لیبرالیسم، هدف از سیاست، کسب قدرت دنیایی، قدرت‌طلبی، رفاه دنیا و لذت‌پرستی است.

10ـ از نظر اسلام مشروعیت حکومت الهی است اما از نظر لیبرالیسم، مشروعیت آن مردمی است. در اسلام مشروعیت حاکم و قانون (شرع) مستقیم یا غیرمستقیم از خداوند منشأ می‌گیرد. اما در لیبرالیسم همه این امور به مردم ارتباط دارد.

11ـ لیبرالیسم بر بنیاد اومانیسم استوار بوده، بنابراین انسان محور است اما در مقابل، مکتب اسلام خدا محور  است. از نظر اسلام انسان اصالت ندارد، اما در عین حال، از کرامت بالایی برخوردار بوده، خداوند همه آنچه در آسمان‌ها و زمین است، برای او خلق نموده است. انسان اشرف مخلوقات است.

12ـ اسلام در مقابل اصالت فرد یا جمع، اصالت را به حق می‌دهد و متناسب با آن فرد یا جمع را مورد توجه قرار می‌دهد، اما لیبرالیسم بر اصالت فرد تأکید دارد.

13ـ تساهل و تسامح لیبرالی از نظر اسلام پذیرفته نیست. اسلام در مقام پذیرش دین، اجباری برای افراد ایجاد نمی‌کند (آیه 256 سوره بقره ـ لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی). همچنین دعوت به دین با استفاده از بهترین روش‌ها یعنی بر اساس حکمت، پند نیکو و مجادله صورت می‌گیرد. شریعت اسلام نیز، شریعتی آسان بوده، خداوند سخت‌گیر نیست (آیه 185 سوره بقره ـ یرید الله بکم الیسر و لا یرید بکم العسر) و فراتر از توان و وسع انسان‌ها، افراد را مکلف نمی‌کند (آیه 286 سوره بقره ـ لا یکلف الله نفسا الا وسعها). اندیشه و عقاید تا زمانی که از مسیر حق، ادب و قانون خارج نشود، پذیرفته است. اما در عین حال اسلام، سهل‌انگاری و سازشکاری در امر دین را مردود می‌داند و در مقام اجرای قوانین اسلامی یا مجازات مجرمان و اخلال‌گران در نظم اجتماعی، معامله و سازش نمی‌کند.

14ـ اسلام دین نجات، زندگی پاک و دعوت کننده انسان‌ها به راه راست است، آنان را به منبع لایزال رحمت و فیض الهی وصل نموده، مبشّر آینده‌ای خوش و سعادت بخش می‌باشد. اما لیبرالیسم انسان‌ها را از رحمت و امداد الهی مأیوس نموده، با دنیاپرستی و مادیگرایی، افراد را در پیمودن راه فساد و گمراهی آزاد می‌گذارد. به هر روی لیبرالیسم از نظر اسلام کاملاً مردود و مطرود است.]1

ارجاعات:

1ـ کتاب : نقدی بر اومانیسم و لیبرالیسم/ نویسنده: دکتر آیت قنبری/ ناشر : فراز اندیشه/ چاپ اول 1383 / صفحه  133 تا 139



:: موضوعات مرتبط: فرهنگ اسلامی، رویارویی فرهنگ اسلامی با فرهنگ غربی، جامعه شناسی دینی، ***___ دین ___***، دین اسلام، تقابل دین با فرهنگ و مکاتب غربی
:: برچسب‌ها: لیبرالیسم, آزادی, مخالفت با لیبرالیسم, رد لیبرالیسم
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : دوشنبه بیست و پنجم بهمن ۱۴۰۰

نقد و رد پلورالیسم  pluralism  توسط آیت‌الله مصباح یزدی

پلورالیسم یعنی چه و در چه عرصه هایی قابل طرح است؟

[پلورال به معنای جمع و کثرت است. لذا پلورالیسم یعنی کثرت‌گرایی یا گرایش به تعدد و کثرت.

گرایش پلورالیستی در قبال گرایش مونیستی و وحدت‌گرایی است. ما در عرصه‌های مختلف زندگی اجتماعی با این پرسش مواجه هستیم که کار در انحصار یک فرد یا یک گروه باشد، و یا در اختیار چند فرد یا چند گروه؟ اگر ما چند گروه را برای انجام کاری پذیرفتیم این را پلورالیسم می‌گویند و در قبال آن اگر یک فرد یا گروه را پذیرفتیم این را مونیسم می‌گویند... .

منظور از پلورالیسم دینی در بعد عملی یعنی احترام به عقیده طرف مقابل و هر مذهب و دینی که بدان معتقد است و زندگی مسالمت‌آمیز در کنار یکدیگر. بنابراین پلورالیست یعنی کسی که معتقد است دو یا چند نوع طرز تفکر ـ صرفنظر از اثبات و نفی نظری ـ باید در کنار یکدیگر زندگی مسالمت‌آمیز داشته باشند و مزاحمت اجتماعی برای دیگری ایجاد نکنند. اما در مقابل اگر کسی قایل به حذف یکی از این دو از صحنه اجتماع باشد و فقط یکی را مجاز در عمل بداند ضد پلورالیسم است. مثلاً در مورد مذهب «کاتولیک»  یا مذهب «پروتستان» برخی می‌گویند یکی از دو مذهب باید حاکم باشد و لذا باید با دیگری مبارزه کرد تا از بین برود. اما بر اساس پلورالیسم دینی باید این دو مذهب، اگر چه از حیث نظری هر کدام دیگری را باطل می‌داند، در عمل با یکدیگر برادرانه زندگی کنند. و اما پلورالیسم دینی در بعد نظری به معنای حقانیت فی‌الجمله همه ادیان و مذاهب است... .

برای مطالعه متن کامل این نوشتار به ادامه مطلب بروید!

 



:: موضوعات مرتبط: ***___ جامعه شناسی ___***، نظریه ها و مکاتب جامعه شناسی، منتقدین فلسفه، مکاتب غربی، ***___ دین ___***، تقابل دین با فرهنگ و مکاتب غربی
:: برچسب‌ها: نقد و رد پلورالیسم, pluralism, آیت‌الله مصباح یزدی, مونیسم
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : سه شنبه نهم آذر ۱۴۰۰
 
جهت اطلاع از تنظیمات و ویــــرایش این قالب اینجا را کلیک کنید.

.:: کلیک کنید ::.