فراماسونری در ایران

این سازمان از طریق هند به ایران راه یافت و دستگاه عظیم فراماسونری انگلیس شبکه گسترده‌ای در ایران پیدا کرد. ایران هم بازار خوبی برای تجارت انگلیس بود و هم به واسطه این که کلید دروازه هند به شمار می‌رفت، همواره در سیاست انگلیس مطرح بوده است. شبکه فراماسونری در ایران اکثر رجال و دولتمردان ایران در دو قرن گذشته را به خود پیوند داده است. گاه در مسیر نهضتهای مردمی وارد شده و آنها را منطبق با خواست خود تغییر جهت داده است، مثل جریان مشروطیت و قضیه ملی شدن نفت و همواره کوشیده است تا اقلیتهای مذهبی را تحریک کند و برای حکومت، ایجاد مساله نماید. حکومت انگلیس همواره تلاش کرده است تا عوامل داخلی را در پستهای حساس قرار دهد و این عوامل همیشه از لژهای انتخاب می‌شدند و لذا فراماسونری هیچ گاه در ایران نقش خیرخواهانه و اصلاحطلبانه نداشته است.

میرزا ملکم‌خان را اولین موسس لژ فراماسونی در سال 1276 ه.ش در ایران می‌دانند و البته بعضی معتقدند که به او اختیار داده شده بود که بعضی قواعد لژ را مراعات نکند تا ارزیابی اولیه از پذیرش مردم، حکومت و علما از لژ فراماسونری را به دست آورند. پس از آن ((جامع آدمیت)) که دنبال فراموشخانه ملکم است به وجود آمد و اعضای برجسته آن محمدعلی فروغی، سیدنصرالله تقوی و مصدق‌السلطنته بودند. در سال 1907م  با اجازه شرق اعظم فرانسه ((لژ بیداری ایرانیان)) تشکیل گردید که موسس آن ((ادیب‌الممالک فراهانی)) بود و از گردانندگان آن ((سید حسن تقی زاده)) و ((محمد علی فروغی ذکائ الملک)) را می توان نام برد.

نخستین فراماسونهای ایران

نخستین فراماسونهای ایرانی را عسکرخان افشار ارومی، میرزاابوالحسن خان ایلچی، میرزا صالح شیرازی و میرزا جعفرخان مشیرالدوله دانسته‌اند. عسکرخان اولین ایرانی است که یک قرن و نیم پیش در فرانسه به انجمن ماسونی می‌پیوندد. او که فرستاده دربار فتحعلی‌شاه به دربار ناپلئون بود، رفتار فرنگیان داشته و حتی حرمسرای خویش را به روی مهمان خارجی باز کرده بود. در پاریس به لژ فیلوسوفیسم (مذهب اصالت فلسفه) فرانسه پیوسته بود. این لژ پیرو لژ بزرگ اسکاتلند بود. بدین سان در آن شب که وجودش با نور طریقت ماسونی منور گردید، از عالم تاریکی پا به عالم روشنایی گذاشت!! میرزا ابوالحسن ایلچی از خاندان منحط و بی‌ریشه و فاسد، و خود وسیله عیش درباریان بود. در میان رجال ایران کسی بی‌شان‌تر و نامحترم‌تر از او[تا اینجا صفحه 90 کتاب] نبود. وی پس از تاسیس وزارت دول خارجه در ایران به پشتیبانی انگلیسیان وزیر خارجه ایران گردید و تا سالی که درگذشت در همین سمت بود، و تا این زمان ماهی یک هزار روپیه از حکومت انگلیس در هندوستان حقوق می‌گرفت. ایلچی پیش از ملکم و تقی زاده از مروجان تقلید و اقتباس تمدن فرنگی بوده است. در سفرنامه خود به نام ((حیرت نامه)) می‌نویسد:

((به اعتقاد خاطی و محسور این دفتر، اگر اهل ایران را فراغت حاصل شود اقتباس از کار انگریز (انگلیس) بنماید جمیع امور در کار ایشان بر وفق صواب می‌‎‌گردد)).

میرزا صالح شیرازی در سال 1226 هجری قمری به انگلستان رفت و شیفته آزادی و به تعبیر ملکم ((کارخانجات انسانی)) آن جا شد. میرزا جعفرخان مشیرالدوله که در سال 1230 هجری قمری برای فراگرفتن مهندسی به لندن رفت، به فراماسونری پیوست و خدمات شایانی برای انگلستان نمود. (سیر تفکر معاصر، کتاب سوم، محمد مددپور.)

میرزا ملکم‌خان در سفری که فرخ‌خان کاشی جهت حل اختلاف ایران و انگلیس به اروپا کرد همراه او به فرانسه رفت و در آنجا وارد تشکیلات فراماسونری شد. در بازگشت به ایران با اجازه ناصرالدین شاه، ملکم به همراهی پدرش میرزا یعقوب تشکیل فراموشخانه داد و درباریان و شاهزادگان را عضوگیری کرد. ولی بعدها ناصرالدین‌شاه به رفتار و روابط آنها ظنین شد و پس از آنکه مدتی زیر نظرشان گرفت، لژ فراموشخانه آنها را تعطیل نمود.(فراموشخانه و فراماسونری در ایران، اسماعیل رائین)[تا اینجا صفحه 92 کتاب]}1

ارجاعات:  

1ـ کتاب : نقش روشنفکران در تاریخ معاصر ایران، جلد اول/ ناشر: موسسه فرهنگی قدر ولایت/ تهران ، چاپ اول،1387 / صفحات 90و92



:: موضوعات مرتبط: ***___ تاریخ ___***، ***___تاریخ ایران___***، قاجار، عصر مشروطه، رهبران مشروطه
:: برچسب‌ها: ماسونی, فراماسونری, فراموشخانه, لژ
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : سه شنبه هفدهم خرداد ۱۴۰۱

 فراماسونری ، freemason ، بنّایان آزاد ، لژ بزرگ لندن  

تاریخچه فراماسونری

فراماسونری freemason  مرکب از (free) به معنای آزاد و (mason) به معنای بنّا در اصطلاح به مفهوم «بنّای آزاد» به  کار می‌رفته است و انجمنهایی که در ابتدا، بنّاهای آزاد داشته‌اند با این تعبیر نامیده می‌شدند و شرط ورود به لژهای اولیه هم دانستن فن بنّایی بوده است.

در مبدا پیدایش آن بحث بسیار کرده‌اند و گاه اساس آن را به حضرت آدم رسانده‌اند و از خداوند به عنوان اولین ((ماسون)) یاد نموده‌اند که دنیا را بنا نهاد!! بعضی هر نوع تشکیلات سری که در طول تاریخ به وجود آمده است را از نوع فراماسونری شناخته‌اند و بنابراین هدف را، در شکل دادن به اقدامات مخفیانه می‌دانند که جنبه سیاسی داشته گاه برای واژگون ساختن یک حکومت و زمانی برای مسلط نمودن نظرات خاص در جامعه، و در برهه‌ای ماموریت ایجاد و افزایش اختلافات بین مردم برای فراهم کردن زمینه رشد افکار مورد نظر، بهره‌برداری شده است.

در حال حاضر مفهوم ((بنایان آزاد)) مطلقا وجود ندارد. در سال 1717م (1097 ه.ش) دکتر ((دزاگویه)) و دکتر ((اندرسن)) فراماسون جدید را در انگلیس بنا نهادند و دزاگویه در سال 1719م به عنوان استاد بزرگ انتخاب گردید. پنجاه و پنج نفر از نجبا و اصیل زادگان انگلیس به عضویت آن درآمدند و قانون اساسی فراماسونری را نوشتند و در نتیجه ((لژ بزرگ لندن)) تاسیس شد که مادر لژهایی است که در سایر کشورها تشکیل شده‌اند.

نخستین لژ در فرانسه از سوی لژ بزرگ انگلستان در سال 1723م در پاریس بر پا شد و سپس [تا اینجا صفحه 87 کتاب] در سالهای 1728-9م در جبل‌الطارق، در سال 1733م در آلمان، در سال 1735م در پرتغال و هلند، در سال 1740م در سویس، در سال 1745م در دانمارک، در سال 1763م در ایتالیا، در سال 1765 در بلژیک، در سال 1771م در روسیه و در سال 1773م در سوئد لژهای ماسونی تشکیل شدند و امروز در بیش از سی و سه کشور سازمانهای فراماسونی گسترده گشته‌اند و در آسیا ابتدا از هند شروع شد و به نقاط دیگر راه یافت. لژهای فراماسون و افراد عضو آن در هر کجای دنیا باشند بایستی تابع لژ بزرگ جهانی -که همان لژ بزرگ لندن است - باشند. سازمان فراماسونری انگلیس طبق شعائر آن، سلطنت طلب است و عرفا ولیعهد در بیست و یک سالگی به عضویت آن در می‌آید.  اصول اعلامیه لژ بزرگ لندن حاکی است که اولا هر لژ باید با اجازه این لژ بزرگ تشکیل شود. ثانیا هر عضو باید به معمار بزرگ جهان عقیده داشته باشد. ثالثا زنان حق عضویت ندارند. رابعا در مسایل مذهبی و سیاسی نباید وارد شوند و مراسم و ضوابط ماسونی را باید رعایت نمایند.

مساله فراماسونری در تمام جهان با رازداری همراه است و لژهای آن برای حفظ اسرار مقررات شدیدی از جمله اعدام برای فاش کنندگان اسرار وضع کرده‌اند. در نظامنامه ((لژ بیداری ایران)) آمده است ((اگر برادری مرتکب این گناه عظیم شد، قول و شرف خود را باخته و بر ضد قسمهای خود رفتار کرده و از درجه انسانیت ساقط است. لژ به او به نظر حیوان درنده می‌نگرد و برادران ماسونی در اخذ انتقام فردا فرد عمل خواهند نمود)).

اهداف فراماسونری

محمود محمود می‌نویسد:

«همین که دول اروپایی به فکر استعمار افتادند این محافل [فراماسونری] بهترین وسیله بود که توسط اعضای آن می‌توانستند تولید اختلاف کنند و با نفاق و دوئیت میان سکنه آن مملکتی که به تصرف آن تصمیم گرفته بودند، موفق گردند».(تاریخ روابط ایران و انگلیس در قرن نوزدهم، محمود محمود، جلد 5، صفحه 27).

و به نمونه آن اشاره نموده می‌گوید:

«در نخستین جنگ جهانی دولت ناسیونال سوسیالیست آلمان، دستگاههای فراماسونری آلمان را از میان برداشت و اعلام کرد که لژهای فراماسونری کشورهای انگلوساکسنو لاتینی و به ویژه لژ گراندوریان (شرق اعظم) فرانسه و [تا اینجا صفحه88  کتاب]  فراماسونهای صربستان، همیشه از سیاست دشمنی با آلمان پیروی کرده‌اند و سیاست لیبرال و پلوتکرات لژهای فراماسونری، زیر نفوذ سرمایه و نیروهای مالی یهود است و فراماسونری آلمان به میهن خود خیانت کرده‌اند و در جنگ، فراماسونهای آلمان که جزو سپاه آلمان بوده‌اند، به سود انگلستان و فرانسویان کار می‌کردند)). (تاریخ روابط ایران و انگلیس در قرن نوزدهم، محمود محمود، جلد 5، صفحه 27).

اسماعیل رایین، که ادعا می‌کند مدت20  سال پیرامون این فرقه و تشکیلات آن تحقیق کرده است اظهار می‌دارد که:

«فرقه فراماسون که در عالم پخش گردیده است و شعبات یا لژهای آن مانند چنگال سرطان در هر کشور بر پیکر تشکیلات و سازمانهای داخلی آن پیچیده است، آلت بلااراده‌ای در دست سرویس جاسوسی انگلستان می‌باشد».(فراموشخانه و فراماسونری در ایران، اسماعیل رائین، جلدسوم، صفحه638).

سعید نفیسی که در این باره پژوهشهایی کرده بود می‌نویسد:

«انگلیسیها... بسیار ظاهرالصلاحند و باطن خبیث خود را در زیر لفافه ظاهری آراسته، نهان کرده‌اند. به همین جهت دوروترین  و مزورترین مردم جهانند... . دستگاه جاسوس انگلستان، عجیب‌ترین دستگاههای بشریت است. تا کسی از رموز آن باخبر نشده باشد، نمی‌تواند تصور کند که چه خیانتها و چه رسواییها در آن نهفته است. از زشت‌ترین و پست‌ترین وسایل بشری در آن بهره‌مند می‌شوند. از فحشا و خیانت نیز روی گردان نیستند. این دستگاه همواره با فراماسونهای فرانسوی و انگلیسی رابطه عجیب داشته و با زبردستی خاص، فراماسونها را در هر جای ایران به نفع خود به کار انداخته و آنها را کورکورانه به اطاعت و فرمانبرداری محض وادار کرده است».(نیمه راه بهشت، سعید نفیسی، صفحات 42 و 48، نقل از فراموشخانه و فراماسونری در ایران).

تشکیلات سری فراماسونری با مقررات شدید خود، همواره به دنبال افرادی بوده است که بتواند با پرورش آنان بر اساس معیارها و اصول فکری خود، آنان را در مصادر امور کشورها قرار داده و از طریق آنان منافع درازمدت جهانی خود را تامین نماید. تشکیلاتی بظاهر اخلاقی ولی در باطن صددرصد سیاسی و متصل به زادگاه اصلی خود، لندن، هستند که با تبعیت از سیاستهای طراحی شده مادر، حلقه‌های اتصال ((جهان وطنی)) صهیونیستها را تحقق می‌بخشند. [تا اینجا صفحه89  کتاب]  }1

ارجاعات:

1ـ کتاب: نقش روشنفکران در تاریخ معاصر ایران، جلد اول/ مولف: موسسه فرهنگی قدر ولایت/ ناشر: موسسه فرهنگی قدر ولایت/چاپ اول ، تهران ، 1387 /صفحات 87تا89



:: موضوعات مرتبط: ***___ تاریخ ___***، تاریخ استعمار، تاریخ انگلیس، ***___تاریخ ایران___***، عصر مشروطه
:: برچسب‌ها: فراماسونری, بنّایان آزاد, لژ بزرگ لندن, جهان وطنی
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : پنجشنبه بیست و دوم اردیبهشت ۱۴۰۱

هدف از تشکیل فراموشخانه در عصر ناصرالدین شاه

{درباره اهداف ملکم از تشکیل فراموشخانه گفته‌اند:

«نخستین مجمعی که تحت عنوان جمعیت سیاسی و گروه متشکل ملی که قبل از اعلام مشروطیت در ایران تشکیل یافت جمعیت فراماسون به نام انجمن فراموشخانه بود که بعدها به نام انجمن آدمیت معروف شد. انجمن مزبور به همت میرزا ملکم‌خان ناظم‌الدوله در حدود سال 1276  ه.ش در ایران تاسیس شد. هدف اصلی ملکم خان در این انجمن آشنا ساختن ملت به نظام و تمدن جدید دول اروپایی و تبلیغ آزادی و حمایت از برقراری حکومت مشروطه و دفاع از حقوق فردی، تغییر [تا اینجا صفحه92  کتاب] رژیم حکومت وقت ایران بود...». (نخبگان سیاسی ایران، زهرا شجیعی، جلد چهارم، صفحه 100)

محیط طباطبایی که نخستین مقدمه را درباره بعضی از آثار ملکم‌خان نوشته، اظهار عقیده می‌کند که:

«ملکم به تنظیم کتابچه غیبی و تقدیم نقشه اصلاح اوضاع اکتفا نکرده، برای آنکه زمینه فکر عمومی را نیز برای قبول طرحهای جدید آماده و آشنا سازد، و به تقلید از اصول فراماسونری فرانسه، فراموشخانه‌ای دایر کرد.» (میرزا ملکم‌خان، اسماعیل رائین، صفحه 17).

اسماعیل رائین درباره هدف ملکم از تاسیس فراموشخانه می‌نویسد:

«به نظر می‌رسد که منظور ملکم در تشکیل فراموشخانه، تربیت طبقه‌ای روشنفکر و معتقد به آزادی، برای اداره دولت و اجتماع ایران بوده است. در رسالاتی که او آن را سرمشق اولیه فراموشخانه قرار داده (اصول آدمیت، مفتاح، حجت) همه جا از آزادی، تحول در همه شوون اجتماعی و اقتصادی ایران و بالاخره برهم زدن نظم کهن و پوسیده دوران سلاطین قاجاریه بحث شده است.»(همان، صفحه 19).

فریدون آدمیت فرزند عباسقلی آدمیت اداره کننده مجمع آدمیت، می‌نویسد:

«مبرزترین رجل روشنفکر دربار ناصرالدین شاه، ملکم بود. مکتبی بنیان نهاد که موثرترین عامل نشر اندیشه آزادی و تجددخواهی در ایران است. مرام آن اصول آدمیت بود که تعالیمی اخلاقی بود، ولی هدف و غایت سیاسی داشت.» (فکر آزادی، فریدون آدمیت، صفحه 210).

پروفسور حامد الگار می‌نویسد:

«چنین می‌نماید که فراموشخانه بر آن بود تا هسته‌ای از مردان برجسته تشکیل دهد و توسط آنها طرحهای اصلاحی بعدی ملکم‌خان را که تجدید سازمان سیاسی و اقتصادی کشور بر طبق نمونه‌های اروپایی بود - نشر و اجرا کند.» (نقش روحانیت پیشرو در جنبش مشروطیت، حامد الگار، صفحه 261).

غرض از تشکیل فراموشخانه را «بلنت» سیاستمدار انگلیس از زبان خود میرزا ملکم چنین می‌نویسد: [تا اینجا صفحه94  کتاب]«...من خود ارمنی زاده‌ای مسیحی هستم، ولی میان مسلمین پرورش یافتم و وجهه نظرم اسلامی است... در اروپا که بودم سیستمهای اجتماعی و سیاسی و مذهبی مغرب را مطالعه کردم. با اصول مذاهب گوناگون دنیای نصرانی و همچنین تشکیلات سری و فراماسونری آشنا گردیدم. طرحی ریختم که عقل سیاست مغرب را با خرد دیانت مشرق به هم آمیزم! چنین دانستم که تغییر ایران به صورت اروپا کوشش بی‌فایده‌ای است. از این رو فکر «ترقی مادی» را در «لفافه دین» عرضه داشتم تا هموطنانم آن معانی را نیک دریابند. دوستان و مردم معتبری را دعوت کردم و در «محفل خصوصی» از لزوم «پیرایشگری اسلام» سخن راندم و به شرافت معنوی و جوهر ذاتی «آدمی» توسل جستم. یعنی انسانی که مظهر «عقل» و کمال است»(اندیشه ترقی، فریدون آدمیت، صفحات 64و65).

میرزا ملکم خود درباره یکی از اهدافش از تاسیس فراموشخانه می‌گوید:

«عده‌ای از افرادی متنفذ تهران را که دوستانم بودند دعوت کردم و با آنها به طور خصوصی درباره لزوم یک دکترین خالصتری برای اسلام صحبت کردم.»(میرزا ملکم خان، اسماعیل رائین ، صفحات 11و12).

این اظهار نظرها درباره ماهیت سیاسی فرهنگی فراموشخانه است و آثاری که مبین این ماهیت بوده است فراوان است. از جمله این که مورخین احیا مجمع و تربیت‌شدگان آن را در پیدایش و پیشرفت نهضت مشروطیت از عوامل موثری می‌دانند و البته با توجه به ماهیت مشروطیت که راندن دین از عرصه اجتماعی و سیاسی به روال حکومتهای غربی بود، چنین تاثیری را می‌توان پذیرفت.

دیدگاههایی هم وجود دارد که با توجه به قرائن چندی، هدف از برپایی فراموشخانه را خصلتهای ملکم از جمله خودبزرگ‌بینی و فراهم آوردن امکانات مادی و پر کردن جیب دانسته‌اند. چنانچه گفته‌اند:

«ملکم از کسانی که عضو فراموشخانه می‌شدند، پولهایی می‌گرفته است و با توجه به این که، کسان سرشناس و دم کلفتی چون امام جمعه و «سلطان اویس میرزا احتشام‌الدوله» و مانند آنان به فراموشخانه پیوسته بودند، می‌توان گمان برد که [تا اینجا صفحه 95 کتاب] اندازه این پولها، نبایستی کم بوده باشد. از نامه‌ای هم که ملکم در دوران خارج از ایران و بی‌مهری شاه به او، به تهران نوشته، همین معنا بر می‌آید، می‌نویسد: «... ولله بالله هر یک از تکالیف را که اشاره بفرمایید قبول خواهم کرد. به همین حالت راضی هستم، مگر بیکاری؛ حتی بیگاری را هم قبول خواهم کرد؛ اما به شرط اینکه اسباب گذران من مهیا باشد. اگر بخواهند هم گرسنه باشم و هم بیکار بمانم، این نخواهد شد. من اگر حقه‌بازی بکنم، سالی هفت، هشت هزار تومان عاید من می‌شود؛ اگر فراموشخانه بر پا کنم، سالی بیست، سی‌هزار تومان مداخل می‌کنم، اگر روزنامه‌نویسی بکنم، باصطلاح قدیمیها هر کس را بخواهم به زانو می‌اندازم، با وصف این، چگونه ممکن است که من خود را زنده دفن کنم.» از این نامه ملکم، اندیشه‌های نهائی و مایه اخلاقی او را نیک توان دریافت... آیا از کسی که دم از «آدمیت» و «ترقی» و «اصول» می‌زند، زشت نیست که این شیوه زنیها را راه گذران زندگیش بداند؟»(فراماسونری در ایران، محمود کتیرایی)[تا اینجا صفحه96 کتاب]

از بحثهای لازم در مورد فراموشخانه عضویت اشخاصی است که به عنوان اولین لبیک‌گویان به ندای ملکم، همگی از دوله‌ها و سلطنه‌ها و خانها و میرزاها هستند. به لیست اینان که در کتاب «فراموشخانه و فراماسونری در ایران» ثبت شده است نگاه می‌کنیم:

شاهزاده جلال الدین(پسر فتحعلیشاه)-میرزا جعفر حکیم الهی(مجتهد دربار و حرمسرای شاهی)- سلطان حسین میرزا پسر ظل‌السلطان - سلطان اویس‌میرزا پسر شاهزاده فرهادمیرزا معتمدالدوله - سیف الله میرزا نوه علیشاه ظل‌السلطان- میر سیدزین العابدین امام جمعه (فامیل شاه)- میرزا علیخان امین‌الدوله - میرزا رضا صدیق الدوله - میرزا حسین خان سپهسالار- مهندس الممالک - سردار منصور گیلانی - نصیرالدوله بدر- شریف‌الدوله کاشی - میرزا عباسقلی‌خان آدمیت (پدر فریدون آدمیت)- میرزا علی‌محمد بنی آدم- امیرنظام گروسی- عزالدوله - [تا اینجا صفحه 99 کتاب] حاجب‌الدوله - حاجی سیاح – قاسم‌خان والی – محسن‌خان مشیرالدوله - میرزا محمدخان سرتیپ ناظم دفتر تبریزی- میرزای جلوه- محمد تقی سپهرسان الملک - مولانا - ذکاء الملک(پدر محمدعلی فروغی)- میرزا رضاخان مقیم تفلیس-حاجی سهراب‌خان قاجار کرمانی- دکتر پطروسیان (ارمنی) - حکیمیان (یهودی) صاحب دواخانه لاله زار- صدیق‌الدوله پیشکار حکومت آذربایجان - فخرالملک کفری- ادیب‌السلطنه کفری- حاجی میرزا غفار نجم‌الدوله - غلامحسین صاحب اختیار- دوست علی‌خان معیرالممالک - میرزا محمد تقی کاشانی (پزشک).[تا اینجا صفحه 100 کتاب]}1

ارجاعات:

1ـ کتاب: نقش روشنفکران در تاریخ معاصر ایران/ تدوین: موسسه فرهنگی قدر ولایت/ ناشر موسسه فرهنگی قدر ولایت/ چاپ اول ، 1387 ، تهران / صفحات 92تا100



:: موضوعات مرتبط: ***___ تاریخ ___***، ***___تاریخ ایران___***، قاجار، عصر مشروطه، رجال دینی و سیاسی عصر قاجار
:: برچسب‌ها: فراموشخانه, فراماسونری, میرزا ملکم خان, مجمع آدمیت
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : چهارشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۴۰۱
 
جهت اطلاع از تنظیمات و ویــــرایش این قالب اینجا را کلیک کنید.

.:: کلیک کنید ::.