|
|
|

کارل گوستاو یونگ روانشناس سویسی و شاگرد و همکار زیگموند فروید طبقات مردم را به دو دسته ظاهربین و باطنبین یا اصلی و فرعی تقسیم میکند. بطوریکه گذشته از دانشمندان مردم این اصطلاح را از او آموخته و بکار میبرند.او از جمله دانشمندانی است که فرض میکند که مردم به دو طبقه مشخص تقسیم میشوند واین تقسیمبندی از لحاظ مشاهدات برونی و درونی آنها است. چندی قبل از یونگ، روانشناس فرانسوی، الفردبینه بین مردم دو طبقه مشخص بنام افراد عصبی و ذهنی تشخیص داده بود.آدم ذهنی کسی است بسوی دنیای درونی توجه میکند ولی افراد عینی بسوی دنیای خارج راه دارند.یونگ این فرضیه را تقویت نمود و بطور مشخص آنها را عینیها و ذهنیها لقب داد و او در فرضیه خود نشان داده است که این دو تیپ مردم دو طبقه مخالف یکدیگراند که یکی روی وجدان خودآگاه و دیگری روی ناخودآگاه تکیه دارد... .

:: موضوعات مرتبط:
***___ حوزه روانشناسی ___***،
روانشناسی،
روانشناسی اجتماعی،
رفتارشناسی،
روانشناسی اخلاق
:: برچسبها:
ظاهربین و باطنبین,
کارل گوستاو یونگ,
طبقات مردم,
آدم عصبی و ذهنی
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : دوشنبه چهارم بهمن ۱۴۰۰
|
|

افکار و تصورات وجدان و درونی ما مانند برگ خشکی است کن در یک گودال عمیق روی هم انباشته شده و به مرور زمان تغییر ماهیت میدهد.در دوره زندگی با بسیاری از حوادث روبرو میشویم قسمتی از آن در وجدان ما باقی میماند اما قسمت مهم آن از یاد میرود در حالیکه مانند تودهای سخت در اعماق ناخودآگاه ما روی هم فشرده شده و حوادث جدید روی آنرا میپوشاند.فروید اولین کسی بود که توانست وجود ناخودآگاه را در وجدان آدمی کشف کند و به عقیده او اساس آن در دوران کودکی پیریزی شده، یعنی حالات انفعالی ما آنرا تهیه میکند و در اعماق وجود ما که از اختیار آدمی خارج است ذخیره میسازد. بیمار روانی وجودش پر از خاطرات ناخودآگاه است. گاهی بر اثر حادثهای تکاندهنده قسمتی از آن تراوش میکند و بیمار بیاد میآورد که در چند سال پیش شاهد صحنهای بوده که خاطرات آن در این مدت در ناخودآگاه او توده شده است.فروید این خاطرات توده شده را (کا) مینامد که به سبب بعضی ناملایمات و انحرافات روحی در وجدان او جا گرفته است و مجموع این خاطرات انباشته شدن را ناخودآگاه مینامد.فروید توضیح میدهد که خاطرات ناخودآگاه تا زمانی که وجدان ما بیدار است مخفی و پوشیده میماند اما به محض اینکه دقت ما به آن سو کشیده شد ناخودآگاه آنچه را که در خود انباشته ظاهر میسازد این ذخیرهها[ تا اینجا ص ۲۶۴ کتاب] هم بطور آشکار بما داده نمیشود غالباً در حالت رؤیا و در اعمالی که در زندگی با آن برخورداریم یا از آن شکست خوردهایم در اختیار ما گذاشته میشود.فرض کنیم کودکی در دوران زندگی با محرومیتها روبرو بوده و هرکدام از آنها اثری در او باقی گذاشته، شاهد مرگ مادر و کشته شدن پدر و آتش سوزی خانه و آشیانه واقع شده، در دوران زندگی سختیها کشیده، گرسنه مانده، از خواهر یا برادرهمبازی خود محروم بوده، عزیزترین وابستهاش را ازاو گرفتهاند، تمام این ماجراها که در آن روز در روح او عکسبرداری شده به مرور ایام در اثر حوادث جدید از یاد میرود و در نتیجه اختلال و بیماری در او ظاهر میگردد و خاطرات خود را از دست میدهد.روانکاو با تدبیر مخصوص این خاطرات را از درون او بیرون میکشد، به یادش میآورد که کودکی او چگونه گذشته است.بیماردر اثر تضادهای روحی کمکم قسمتی از آنرا به یاد میآورد یا در اثر تلقین از درون ناخودگاه خود خارج میسازد.تمام افراد دارای خاطرات ناخودآگاه هستند از خیابانی میگذرد، فوراً بیادتان میآید که در چند سال پیش به اتفاق پدر یا مادر از این خیابان گذشتهاند.در جلسهای صحبت از جنگ میشود یکی از صحنههای نبرد را برای او توضیح میدهند در آن حال وجدان او بیدار شده و به یاد میآورد که پدرش را درحضور او کشتهاند و به دنبال آن سایر خاطرات گذشته [تا اینجا ص ۲۶۵ کتاب]مانند یک فیلم سینما در برابر نظرش مجسم میشود و اگر از او بپرسند، ماجرا را کم و بیش بیان میکند.بیماری که در اثر مشاهده یک صحنه جنایی تحت تأثیر قرار گرفته مدتها یک کلام یا قسمتی از آن صحنه را تکرار میکند.این همان عواملی است که در شعور باطنی او انباشته شده و روانپزشک با یادآوری آن سعی میکند این خاطره را از روان او خارج سازد.« پونک » درماورای قلمرو شعور باطن نشان داده است که یک شعور باطن مشترک وجود دارد که خاطرات دوران گذشته در سالهای متمادی در آن تمرکز یافته است.خاطرات این شعور باطن در تصادم یک سمبول یعنی یک حادثه مشابه یا در رؤیاهای عمیق ظاهر میگردد.«پونک» بیان میکند: بیماری را نزد آوردند که مدعی بود زنش را کشته بود و روی این مسئله اصرار داشت. بعد از تحقیقات زیاد معلوم شد او درماجرای قتل زنش حضور داشته و عکسالعمل این منظره در وجدان او باقی مانده و چون در اثر این حادثه مبتلا به بیماری روحی بوده به این صورت در آمده بود. موارد بسیاری مشابه آن دیده شده که بعضی از اقسام آن با خوابهای مصنوعی یا اسلوبهای مختلف روانپزشکی درمان شده است.}1ارجاعات: 1ـ کتاب: انگیزههای روانی[اصول روانشناسی]/ ژان پل سارتر/ انتشارات فرخی ، تهران/ ص ۲۶۴ و ۲۶۵ و ۲۶۶ 

:: موضوعات مرتبط:
***___ حوزه روانشناسی ___***،
روانشناسی،
روانشناسی اجتماعی،
رفتارشناسی،
روانشناسی شخصیت
:: برچسبها:
ناخودآگاه,
Inconscient,
پونک,
فروید
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : یکشنبه بیست و ششم دی ۱۴۰۰
|
|

{هر وهمی در زندگی انسان سه نتیجه نامطلوب دارد: ۱ـ انسان را از سیر در راه مطلوب و حصول به هدف مقصود باز میدارد و شخص را معطل میکند. ۲ـ راهی را به روی انسان میگشاید که مخالف حقیقت و بیان واقع است و این جریان موجب آن میشود که هر چه کوشش کند بیهوده و بینتیجه است، و او را از هدف و مقصد دور میکند. ۳ـ دستگاه فکر و عقل را فاسد و ضایع و نیروی عقل را منهدم و نابود میسازد و انسانی که سرگرم اوهام است قوه تمیز و تشخیص وی زایل میشود و در نتیجه از انجام وظیفه عاجز میماند.}1ارجاعات: 1ـ کتاب: خطر صهیونیزم برای اسلام/ تألیف: سید غلامرضا سعیدی/ ناشر: کلبه شروق، قم/ چاپ اول، ۱۳۹۱/ ص ۴۲
:: موضوعات مرتبط:
***___ دین ___***،
علم و عقل در اسلام،
***___ حوزه روانشناسی ___***،
رفتارشناسی،
دنیای روح و روان،
روان پزشکی
:: برچسبها:
وهم,
غلبه بر وهم,
خطر وهم,
انواع وهم
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : یکشنبه چهاردهم آذر ۱۴۰۰
|
|

از بین کسانی که دست به خودکشی میزنند آمارگیری نشان داده است که ده درصد آنها مجدداً دست به اینکار میزنند.برای جلوگیری از خودکشی ابتدا باید علل آن، مورد توجه قرار گیرد کسی که اقدام به خودکشی میکند ظاهراً علت آن، نفرت از زندگی و فرار بسوی مرگ یا رهایی از یک گرفتاری است که قدرت و توانایی حل آنرا ندارد.بیشتر خودکشیها برای رسیدن مقصودی است که با وسایل دیگر نتوانستهاند به آن دست یابند البته کسی که دست به خودکشی میزند از یک طرف احساس نومیدی میکند، آماده کردن وسایل و ایجاد خرسندی ممکن است او را از خودکشی منصرف سازد ولی انگیزه آن هنوز از بین نرفته[تا اینجا ص ۴۸۶ کتاب] است، در خودکشی همیشه احساس انتقامجویی ناشیانه در کار است و کسی که خودش را میکشد گر چه میل دارد از زندگی دست بکشد، به حساب خودش دل کسانی را که برای آنها خودکشی کرده میسوزاند و غافل از اینکه خودش حاضر نیست که از دیدن رقیب خود و رنج کشیدن او لذت ببرد.انگیزه خودکشی نیز از دوران کودکی ذخیره شده است کودکی که همیشه مواجه با ناکامی بوده وآنچه را که خواسته است به او نداده یا امکان دسترسی به آنرا نداشته یک نوع حس بدبینی نسبت به دیگران و بیزاری از زندگی در او به وجود میآید دیگران را دشمن خود میداند و فکر میکند که دیگران قسمت او را ربودهاند اما در عین حال کسی که دست به خودکشی میزند دچار اختلال روانی است و یکی از پسیکونوروزها او را رنج میدهد منتها این نوروزها به قدری نامحسوس است که احساس نمیشود.پزشکی بیان میکرد که کودکی را نزد من آوردند که ۱۲ بار قصد خودکشی کرده بود و در هر ۱۲ بار او را نجات دادند در زندگی او بنای جستجو را گذاشتم و معلوم شد برادر زودرسی داشته که در تمام عوامل زندگی از او جلو بوده و حس حسادت این کودک را وادار به خودکشی میکرد. با این حال دانستم که اقدام به خودکشی او انگیزه دیگر داشته و در مطالعات بعدی به نظرم رسید که یک پای او میلنگد. این عیب و نقص جزیی در او تولید بعضی واکنشها نموده و اعصابش را ناراحت کرده بود.خودکشی رجال و مشاهیر بر اثر حسادت و رقابت است با این حال در دوران کودکی مواجه با ناکامیهای زیاد بوده و در ضمیر ناخودآگاه خود آن را نگاهداشتهاند.}1ارجاعات: 1ـ کتاب: انگیزه های روانی(اصول روانشناسی)/ ژان پل سارتر/ انتشارات فرخی ، تهران/ ص ۴۸۶ و ۴۸۷ 
:: موضوعات مرتبط:
***___ حوزه روانشناسی ___***،
روانشناسی اجتماعی،
رفتارشناسی،
دنیای روح و روان،
روان پزشکی
:: برچسبها:
خودکشی,
روانشناسی خودکشی,
دلایل خودکشی,
ناکامی و خودکشی
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : جمعه بیست و یکم آبان ۱۴۰۰
|
|
ویژگیهای دوره جوانی ـ روانشناسی دینی 
سرشار از هیجان، احساسات متنوع از شادی، سرزندگی و شادابی است یعنی سرتاسر احساس است چه بخواهیم و چه نخواهیم. جوان تجربه و آگاهی زیادی ندارد. لذا پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «الشباب شعبة من المجنون» (من لا یحضره الفقیه، ج۴ ص ۳۷۷). جوانی شعبهای از دیوانگی است... . جوان از شعر، داستان و موسیقی خوشش میآید. باید توجه کرد که تنها موسیقی مطرب حرام است، یعنی باعث شود جوان کار غیر ارادی انجام دهد. جوان عاشق خوشبختی و ثروتمند شدن و تمام نکات مثبتی است که یک انسان در زندگی دارد... .برای مطالعه متن کامل این نوشتار به ادامه مطلب بروید! 
:: موضوعات مرتبط:
***___ دین ___***،
اخلاق اسلامی،
تربیت اسلامی،
***___ حوزه روانشناسی ___***،
روانشناسی اجتماعی،
رفتارشناسی
:: برچسبها:
روانشناسی جوانان,
جوانان,
دوره بلوغ,
اخلاق جوانان
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : سه شنبه هجدهم آبان ۱۴۰۰
|
|
ویژگیهای دوره کودکی ـ براساس روانشناسی اسلامی 
بچهها،«یبکون» یعنی راحت گریه میکنند و شما هم که بزرگ شدید سعی کنید همین حالت را داشته باشید. بچهها خودشان را راحت در خاک قرار میدهند. شما نیز همین گونه باشید و راحت صورت بر خاک بگذارید و سر و سینه را راحت بر خاک بگذارید. بچه ها حرص ندارند. برای فردا حریص نیستند، شما نیز همین گونه باشید. البته آیندهنگری با حریص بودن فرق دارد.به دور از کینه و بددلی هستند. سریع دعوا میکنند و سریع آشتی میکنند، شما نیز همین گونه باشید... . برای مطالعه متن کامل این نوشتار به ادامه مطلب بروید! 
:: موضوعات مرتبط:
***___ دین ___***،
اخلاق اسلامی،
تربیت اسلامی،
***___ حوزه روانشناسی ___***،
روانشناسی اجتماعی،
رفتارشناسی
:: برچسبها:
دوره کودکی,
روانشناسی کودک,
کودک,
رفتار بچه
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : سه شنبه هجدهم آبان ۱۴۰۰
|
|

{۱ـ نوروز عمر انسان است و دوره خیلی کوتاهی است. ۲ـ حالت حساس و شکنندگی دارد. ۳ـ آغاز پرخاشها، اصطکاکها و حتی تضادهای روحی است. ۴ـ نوجوان میخواهد خود را به ثبت برساند و بگوید من هستم. ۵ـ آرام آرام از محیط خانواده به محیط تعلیم و تربیت پا میگذارد و سپس به محیط جامعه پا میگذارد. ۶ـ هجوم پر شتاب و رعدآسای پرسشها و شبهات است. مثلاً چرا خدا ما را خلق کرد.(هدف آفرینش) ۷ـ نوجوان دین را به زبان شیرین میخواهد. به قول مولانا: مردم همه به فطرت توحید زادهاند/ این کفر عارضی بود و عارضی یزول. ۸ـ تخلیه انرژی متراکم بدن، مقام معظم رهبری جملهای فرمودند: جوانان در جنگ، انرژی خود را در جبههها صرف کردند و اکنون باید جاهای دیگر و خوب خالی کنند. ۹ـ آغاز میل جنسی در دختر و پسر: احساس میکنند نیاز به جنس مخالف یا مکمل دارند. ۱۰ـ آغاز فراز و نشیبهای روحی، جسمی (فعل و انفعالات جسمی مثل صدا و درشت شدن بعضی از اعضاء) تحصیلی، اجتماعی و فرهنگی.}1ارجاعات: 1ـ کتاب: بینشها و روشها(گزیده جلسات مؤسسه حدیث راه عشق ـ دفتر دوم)/ گردآورنده: امیرحسین بانکیپور فرد/ انتشارات: حدیث راه عشق، اصفهان/ چاپ اول ۱۳۸۳/ موضوع جلسه: مخاطب شناسی/ سخنران: حجت الاسلام دکتر لقمانی/ ص174
:: موضوعات مرتبط:
***___ حوزه روانشناسی ___***،
روانشناسی اجتماعی،
رفتارشناسی،
مسایل تربیتی
:: برچسبها:
روانشناسی نوجوانی,
نوجوان,
ویژگی های نوجوانی,
شرایط نوجوان
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : سه شنبه هجدهم آبان ۱۴۰۰
|
|
افسردگی Depress
گاهی انسان از لحاظ انرژی و فعالیتهای جسمی و روانی دچار ضعف و سستی شده و نمیتواند به فرمان خود باشد و کاری انجام دهد ولی این انحطاط به طور کلی هم جسمی است و هم روحی. به این معنی که از لحاظ جسمی فعالیت او کم میشود، احساس خستگی زیاد در اثر بیخوابیها یا بر اثر فعالیتهای پشت سر هم او را از پا در انداخته، اشتهای خوراک را از دست میدهد و در مقابل کوچکترین کار که محتاج نیروی بدنی باشد عاجز و ناتوان است، از نقطه نظر روحی نیز حالتی مشابه آن در او به ظهور میرسد، قسمت مهمی از نیروی غرایز خود را از دست میدهد، مخصوصاً غریزه دقت و حافظه او تحت تأثیر سستی قرار میگیرد، بطوری که کمترین ناراحتی یا یک مشکل کوچک او را خسته و ناتوان میسازد، بعضی افراد مستعد در این قبیل مواقع بدون هیچ علت و سبب اشک میریزند. غالب خودکشیها در اثر شدت انحطاط فکری و روحی بوده است... .برای مطالعه متن کامل این نوشتار به ادامه مطلب بروید!
:: موضوعات مرتبط:
***___ حوزه روانشناسی ___***،
روانشناسی اجتماعی،
رفتارشناسی،
دنیای روح و روان،
روان پزشکی،
***___ طب (پزشکی)___***
:: برچسبها:
افسردگی,
خودکشی,
Depression,
انحطاط فکری
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : جمعه بیست و نهم اسفند ۱۳۹۹
|
|

از لحاظ زیستشناسی احساس یکی از پدیدههای دستگاه عصبی است وقتی جریان الکتریسیته در یکی از حواس پنج گانه ما وارد شود همان عمل تحریک کننده عصبی را انجام میدهد مانند بوی یک گل که اعصاب بویایی ما را تحریک میکند بنابراین قوانین احساس یا قوانین فیزیولوژی عصبی یکسان است. وقتی عامل خارجی بوسیله دستگاه گیرنده احساس گرفته میشود آنرا پدیده حساسیت گویند و این حساسیت درونی یا خارجی یا ادراکی است... .
:: موضوعات مرتبط:
***___ حوزه روانشناسی ___***،
روانشناسی اجتماعی،
رفتارشناسی،
دنیای روح و روان
:: برچسبها:
حساسیت,
نیروی ذهنی ما,
مجموعه زندگی ما,
احساس
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : جمعه بیست و دوم اسفند ۱۳۹۹
|
|

خود را بشناس، عنوانی است که دانشمندان برای خودشناسی بکار میبرند و میگویند خودت را بشناس و عالم خلقت را به خداوند واگذار.این کلامی بود که سقراط در ۲۵ قرن پیش بر زبان آورد اگر غیر از این باشد کاری نمیتوان صورت داد زیرا انسان با هر زحمتی که متحمل میشود هنوز نتوانسته است نیمهای از خود را چنانکه باید بشناسد.اما کاملاً اینطور هم نیست اگر سقراط در آن روزها میگفت به جای شناختن جهان بهتر است خود را بشناسیم بدان علت بود که خلقت جهان در آن زمان یک تئوری ساده بود. نه حقیقت روح را میشناختند، نه از گردش سیارات آگاهی داشتند و شناختن انسان هم بسیار سطحی بود... 
:: موضوعات مرتبط:
***___ مدیریت ___***،
***___ حوزه روانشناسی ___***،
روانشناسی،
رفتارشناسی،
دنیای روح و روان،
خودشناسی
:: برچسبها:
خود شناسی,
انسان شناسی,
خود را بشناس,
خود
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : دوشنبه دوم فروردین ۱۳۹۵
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|