|
|
|
سکولاریزم و دلایل رد آن در اسلام در کلام آیتالله مصباح 
پیشینه، خصوصیات، و انگیزه های ترویج اندیشه سکولاریزم را بیان کنید.سکولاریزم، نظامی است که دارای مشخصههایی از جمله جدایی دین از دولت، شکلگیری دولت بر اساس ناسیونالیسم، قانونگذاری طبق خواست بشر، تأکید بر عینیگرایی به جای ذهنیگرایی و حاکمیت علوم تجربی به جای علوم الهی است. بنابراین، سکولاریزم بر جدایی قلمرو دین از سیاست تأکید دارد. در این نظام، دین امری فردی قلمداد شده و رسالت آن تنها ایجاد رابطه میان فرد و خداوند است، که در آن سیاست هیچ دخالتی ندارد. پیشینه سکولاریزم زادگاه این فکر مغرب زمین است و میتوان گفت سکولاریزم بازتاب طبیعی حوادث پیش از «رنسانس» است. در دوران قرون وسطی، کلیسای کاتولیک عملاً به صورت قدرت امپراتوری درآمده و در جامعه اروپایی، مذهب کاتولیک نمونه تمام عیار یک دین کامل بود؛ از این رو نواقص مذهب را به حساب دین میگذاشتند. به سبب حاکمیت کلیسا، تنها مسائلی اجازه نشر یافتند که مؤید فرضیههای و تعالیم انجیل بودند. در این عصر با هر گونه نوآوری مقابله میشد... . برای مطالعه متن کامل این نوشتار به ادامه مطلب بروید! 
:: موضوعات مرتبط:
فلسفه اسلامی،
مکاتب غربی،
مکاتب سیاسی،
***___ دین ___***،
دین و سیاست ، حکومت اسلامی،
تقابل دین با فرهنگ و مکاتب غربی
:: برچسبها:
کلیسا و رنسانس
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : دوشنبه یکم فروردین ۱۴۰۱
|
|

{روایتی که براون نقل کرده است آشکار میسازد که میرداماد میدانست چگونه نظراتش را هم برای شاه و هم برای علما قابل هضم کند. بعد از مرگ میرداماد شاگرد و دامادش ملاصدرا او را به خواب دید و گفت «مردم مرا تکفیر کردند و شما را تکفیر[تا اینجا ص ۲۱۵ کتاب] نکردند با اینکه مذهب من از مذهب شما خارج نیست علت چیست؟» میرداماد در جواب گفت: «من مطالب حکمت را چنان نوشتهام که علما از فهم آن عاجزند و غیر اهل حکمت کسی آنها را نمیتواند فهمید و تو مطالب حکمت را مبتذل کردی و بنحوی بیان نمودی که اگر ملا مکتبی کتابهای ترا ببیند مطالب آن را میفهمد و لذا ترا تکفیر کردند و مرا ننمودند.1» ملاصدرا در تلاش برای آمیزش روش استدلالی ابوسینا و روش شهودی سهروردی در چهارچوب باطنیگری شیعی، از میرداماد جلوتر رفت. او «از کلیه بینشهای عمده فکری مربوط به حدود یک هزار سال حیات فکری اسلامی قبل از خودش، آمیزهای بزرگ [به وجود آورد]. تعالیم قرآن و پیغمبر(ص) و امامان، تعالیم فلاسفه مشایی و تعالیم حکمای اشراقی و صوفیان همچون رنگهای گوناگون رنگینکمانی بودند که در حکمت متعالهٔ ملاصدرا گرد آمده و هماهنگ شدند. هیچ فرد دیگری در دوره صفوی به خوبی ملاصدرا تجسم نبوغ خاص این عصر برای آمیزش فکری و بیان وحدت در کثرت نمیباشد، نبوغی که در هنر بینهایت غنی این عصر نیز کاملا آشکار است.2» صدرالدین شیرازی که به نام ملاصدرا شناخته شده است (۲ - ۱۵۷۱ الی ۱ - ۱۶۴۰/ ۹ - ۹۷۸ الی ۱۰۵۰) «یکی از بزرگترین شخصیتهای فکری اسلام، اگر چه در خارج از گروه شاگردانش که تعالیم وی را در ایران و مراکز خاصی از هندوستان تا زمان حاضر زنده نگاه داشتهاند، اعتقادات و تعالیم وی زمان درازی ناشناخته مانده است»3.به گفته سیدحسین نصر دلیل آنکه تا دوران اخیر نه تنها آثار ملاصدرا بلکه آثار کلیه پیروان مکتب اشراقی در حکمت ایرانی نیز مورد چشم پوشی دانشمندان غربی قرار گرفته بود، این است که بر خلاف آثار آن فلاسفه و علمای اسلامی که آثارشان در شکلگیری فلسفه مدرسی4 غرب در قرون وسطی مؤثر بود، آثار اینان هرگز به لاتین ترجمه نشد۵. ملاصدرا بعد از اتمام تحصیلاتش در علوم نقلی و عقلی به واسطه «بیان بسیار بیپرده تعالیم باطنی» و «دفاع آشکار از تعالیم گنوسی۶ و ترویج آنها» دچار[تا اینجا ص ۲۱۶ کتاب] غضب علمای سنتگرا شد۷. از بخت خوش ملاصدرا پدرش میر قوامالدین شیرازی، وزیرملکه مهد علیا بود که در آن زمان صاحب اختیار اصلی کشور بود. اگر نفوذ پدرش در دربار نبود، ممکن بود ملاصدرا دچار همان سرنوشتی شود که در قرن دوازدهم/ ششم مؤسس مکتب اشراقی، شهابالدین یحیی سهروردی، دچار آن شده بود. در نتیجه حملات علما، ملاصدرا در قریهای نزدیک قم انزوا اختیار کرد و مدتی طولانی که به تفاوت بین هفت تا پانزده سال ذکر شده است، به تعمق و تأمل گذراند. در پایان این دوره به دعوت اللهوردیخان معروف که در آن زمان حکمران فارس بود، به شهر زادگاهش بازگشت و تا زمان مرگش در ۱ - ۱۶۴۰ / ۱۰۵۰ فعالانه به تدریس و تألیف پرداخت. مدرسه شیراز تحت سرپرستی وی به صورت یکی از مراکز اصلی علمی در ایران درآمد و طالبین علم را از بسیاری مناطق جهان اسلام به سوی خود می کشید۸.نکته اصلی در تفکر ملاصدرا این است که نه پژوهش عقلی و نه تفکر شهودی به تنهایی نمیتوانند سالک را به درک کامل حقیقت رهنمون شود؛ آنچه لازم است ترکیبی است از این دو. ملاصدرا اولین دوره حیاتش را صرف تکمیل معلومات و دانش رسمی خود کرد؛ دوره دوم صرف تعمق و ریاضت شد؛ طی آخرین دوره حیاتش در شیراز به ادغام معلومات ظاهری و باطنی که بدینسان تحصیل کرده بود پرداخت و در یک رشته تألیفات متعدد فلسفه و مکاشفه را هماهنگ ساخت. یکی از این آثار به نام اسفار «از جمله بزرگترین آثار اسلامی در فلسفه اولی» است: این کتاب «به مبدأ و مقصد همه تجلیات هستی و به ویژه روح بشر میپردازد»۹ البته ملاصدرا اولین متفکر مسلمانی نبود که سعی در هماهنگ کردن تعقل با ایمان یا علم با مذهب داشت؛ اما هیچکس پیش از وی نکوشیده بود با در هم بافتن رشتههای مکاشفه اسلامی، تفکر ارسطویی و نوافلاطونی، حکمت اشراقی سهروردی، و تعالیم گنوسی متفکر آندلسی۱۰ ابنعربی، آمیزهای چنان وسیع پدید آورد. طریقه متحد کردن این رشتههای مختلف و روشی که وجوه ممیزه تعالیم ملاصدرا از طریق آن «تکامل یافته، هماهنگ شده، با دلایل مشروح عرضه شده و با دلایل فطری به هم ربط داده شدهاند، مسلماً خاص خود ملاصدار است. بنابراین با قاطعیت کامل میتوان گفت که ملاصدرا نه تنها مطالعه فلسفه اولی را در[تا اینجا ص ۲۱۷ کتاب] دوره صفویه از نو زنده کرد بلکه بینش فکری جدیدی را نیز پدید آورد و آخرین مکتب معرفتی اصیل را در اسلام زنده بنیاد نهاد»۱۱. تفکر ملاصدرا به ویژه برای جهان غرب مناسبت دارد، که با از دست دادن ایمان خود به توانایی تعقلگرایی و تفکر علمی برای دادن پاسخ نهایی به اسرار علم، در حال نومیدی، به چرخش به سوی «وحشتهای بیپایان پوچی و ناخودآگاهی [تمایل پیدا کرده است]. ملاصدرا دیدگاهی را نسبت به جهان عرضه میکند که در آن تعقل در عین حال که نقش مناسب خود را حفظ میکند، در خدمت عقل که مبدأ و منبع بلاواسطه الهامش است باقی میماند.12»}* ارجاعات: ۱- ادوارد براون، تاریخ ادبیات، ترجمه رشید یاسمی، ج۴، چاپ سوم، تهران، ابن سینا، ۱۳۴۵ ص ۳۰۰ و ۳۰۱ 2- Seyyed Hossein Nassr, "Religion in Safavid Persia", in Iranian Studies, VII (1974): Studies on Isfahan Part I, p. 278. 3- Seyyed Hossein Nasr, "Sadr al-Din Shirazi, his Life, Doctrines and Significance", in Indo-Iranica, XIV (1961), P. 8. ۴- scholasticism: مجموعهای مشتمل بر منطق، فلسفه، و الهیات که بر اساس منطق ارسطویی، تألیفات اولیهٔ روحانیون مسیحی و اعتبار سنت و جزمیات پی ریزی شده بود و طی قرون ده تا پانزده میلادی در اروپا از آن پیروی میشد. 5- Nasr,"Sadr",P. 6. ۶- gnostic: مجموعهای از باورها که از درهم آمیختن فلسفهٔ یونانی، عرفان شرقی و مسیحیت حاصل شده و بر رستگاری از طریق شهود تکیه دارد. این طریقت مذهبی در قرن دوم میلادی در روم توسعه یافت و پیروان آن به زهد و ترک دنیا مایل شدند. 7- Nasr,"Sadr",P. 9. 8- Nasr,"Sadr",P. 9. 9- Nasr,"Sadr",P. 10. ۱۰- آندلس ناحیهای است در جنوب کشور اسپانیا که به هشت ولایت تقسیم می شود. در دوران سلطه مسلمین بر اسپانیا، این نام معمولا بر کشور اسپانیا اطلاق میشد. 11- Nasr,"Sadr",P. 14. 12- Nasr,"Sadr",P. 15-16.منبع: *ـ کتاب: ایران عصر صفوی/ نویسنده: راجر سیوری/ مترجم: کامبیز عزیزی/ انتشارات: نشر مرکز، تهران/ چاپ شانزدهم ۱۳۸۶/ ص۲۱۵ و ۲۱۶ ، ۲۱۷ و ۲۱۸ 

:: موضوعات مرتبط:
***___ تاریخ ___***،
صفویه،
***___ فلسفه ___***،
فلسفه اسلامی،
بزرگان فلسفه ایران و جهان
:: برچسبها:
ملاصدرا,
عصر صفوی,
میرداماد و ملاصدرا,
حکمت متعالهٔ
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : شنبه دوم بهمن ۱۴۰۰
|
|

مؤسس این مکتب فلسفی شهابالدین یحیی سهروردی است که در ۱۱۵۳ / ۸ - ۵۴۷ در قریه سهرورد نزدیک شهر زنجان در آذربایجان تولد یافت و در ۱۱۹۱ / ۵۸۷ قربانی خصومت علما شد و در زندان حلب درگذشت. سهروردی اگر چه هنگام مرگ فقط سی و هشت سال داشت، بیش از پنجاه اثر تألیف کرد که سید حسین نصر آنها را در پنج دسته طبقه بندی کرده است: آثار عمده تعلیمی و نظری در مورد فلسفه مشایی با تفسیرات خود سهروردی، و درمورد حکمت اشراقی که او بر شالوده این مبانی نظری بنا نهاده بود؛ رسالات کوتاهتر در مورد همان مطلب به زبانی سادهتر؛ حکایتهای رمزی و اسراری؛ ترجمهها و شرحها و تفسیرهایی بر کتابهای فلسفی قدیمتر؛ و دعاها و مناجاتنامههایی نظیر کتابهای ادعیه که برای اروپای مسیحی آشناست۱.معرفت اشراقی سهروردی بر این اساس مبتنی است که معرفتی عام و پایا وجود دارد که رشتههای عقلی و باطنی فلسفه را به هم پیوند میدهد؛ او میگوید این معرفت عام در میان هندوها و ایرانیان قدیمی، بابلیها و مصری ها، و در میان یونانیان تا زمان ارسطو[تا اینجا ص ۲۱۴ کتاب] وجود داشت؛ به نظر وی ارسطو این طریقه معرفت را پایان داد و آن را با محصور کردن فلسفه در جنبه استدلالی و نادیده گرفتن وجه باطنی آن، محدود کرد. پیآمد منطقی این دیدگاه نسبت به تاریخ فلسفه آن بود که سهروردی فلاسفه معروف اسلامی نظیر ابنسینا (۱۰۳۷ - ۹۸۰ / ۴۲۸ - ۳۷۰) را که آثار خود را به طور عمده بر نظرات ارسطو بنیان نهاده بودند، نیاکان فکری و معنوی خود نمی دانست بلکه نخستین صوفیان اسلامی و فیلسوفان یونانی ما قبل ارسطو نظیر فیثاغورث و افلاطون و در پی آنها نوافلاطونیان را نیاکان فکری و معنوی خود میدانست۲. او نه تنها تربیت صوری نفس بلکه تهذیب روح را نیز هدف قرار داد. به دیگر سخن سهروردی علاوه بر تعقل استدلالی، اهمیت کشف و شهود و ریاضت را در تفکر فلسفی یادآور میشود. او نمادهای زرتشتی نور و ظلمت را بدون پایبندی به ثنویت صوری آن دین بکار برد، گر چه برخی محققان معاصر، وی را به حمایت از احساسات ضد اسلامی و تلاش برای از نو زنده کردن دین زرتشتی علیه اسلام، متهم میکنند۳.فیلسوفان و متفکران مختلفی در قرون سیزدهم / هفتم، چهاردهم / هشتم و پانزدهم / نهم به شرح آثار سهروردی پرداختند، اما در دوره صفوی بود که تعالیم وی کاملاً شکوفا شد و حیات عقلی اسلام را عمیقاً تحت تأثیر قرار داد۴. عقاید سهروردی به طور عمده توسط دو فیلسوف صفوی از نو زنده شد، میرداماد (متوفی به سال ۲ - ۱۶۳۱ / ۱ - ۱۰۴۰) که تخلص بامعنای «اشراق» را برگزید و ملاصدرا (متوفی به سال ۱ - ۱۶۴۰ / ۱۰۵۰).ارجاعات: ۱- سید حسین نصر، سه حکیم مسلمان، ترجمه احمد آرام (چاپ دوم ۱۳۵۲ش. - شرکت سهامی کتابهای جیبی، تهران)، ۶۸ و ۶۹2- سید حسین نصر، سه حکیم مسلمان، ترجمه احمد آرام (چاپ دوم ۱۳۵۲ش. - شرکت سهامی کتابهای جیبی، تهران)، ص۷۱ و ۷۲ ۳- به ویژه ا. فون کرمر (A.von Kremer)؛ ر.ک. سه حکیم مسلمان، ص ۱۸۷ یادداشت ۴۴ ۴- سید حسین نصر، سه حکیم مسلمان، ترجمه احمد آرام (چاپ دوم ۱۳۵۲ش. - شرکت سهامی کتابهای جیبی، تهران)، ص ۹۴ و ۹۵
منبع: کتاب: ایران عصر صفوی/ نویسنده: راجر سیوری/ مترجم: کامبیز عزیزی/ انتشارات: نشر مرکز، تهران/ چاپ شانزدهم۱۳۸۶/ ص۲۱۴ و ۲۱۵ 

:: موضوعات مرتبط:
***___ فلسفه ___***،
فلسفه اسلامی،
بزرگان فلسفه ایران و جهان،
***___ مکاتب شناسی ___***،
مکاتب اسلامی،
مذاهب، مکاتب و فرقه های دینی
:: برچسبها:
مکتب اشراقیه,
شیخ سهروردی,
اشراق,
فلسفه اشراقی
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : چهارشنبه بیست و نهم دی ۱۴۰۰
|
|

[قسمتی از شرح بر یکی از ابیات «گلشن راز»*را به قلم محمد بن یحیی لاهیجی که مشتمل بر مطالب متن است در اینجا میآوریم: نبی چون آفتاب آمد، ولی ماه / مقابل گردد اندرلی مع الله نبوت، واسطه و برزخ است میان ولایت و رسالت چون نبوت اخبار است از حقایق الهیه، یعنی معرفت بر ذات و صفات و اسماء و احکام الهی، و این اخبار دو قسم است یکی از معرفت ذات و صفات و اسماء، و این مخصوص ولایت است خواه از نبی به ظهور آید خواه از ولی؛ دویم جمع آن اخبار است با تبلیغ احکام شرعیه و تأدیب به اخلاق و تعلیم حکن و قیام به سیاست، و این، مخصوص به رسالت است و این را نبوت تشریعی مینامند و اول را نبوت تفریعی؛ و نبوت تشریعی مختتم به حضرت رسالت گشته فاما تفریعی که لازم ولایت است؛ باقی است؛ و ولایت اعم از نبوت و رسالت است و نبوت اعم از رسالت، و اخص از ولایت است زیرا هر رسولی که هست البته نبی است و هر نبی، ولی است و لازم نیست که هر ولی نبی باشد و هر نبی نیز رسول باشد. شیخ محیالدین اعرابی در بیان این معنی، در فص عزیز میفرماید: «واعلم انالولایه هی الفلک المحیط العام و لهذا لم تنقطع ولها الانباء الغام. اما نبوة التشریع و الرساله فمنقطعة و فی محمد(ص) قد انقطعت و لا نبی بعده مشرعاً او متشرعا، له لا رسول دهر المشرع» در شرح فوق و شروحی از این دست اصطلاح «نبوة التشریع» و «نبوة التفریع» گفته شده است.]1................................................................*بر«گلشن راز» اثر مهم و معروف شیخ شبستری شرحهای بسیار نوشتهاند مبسوطترین شرح از شمسالدین گیلانی است که مؤلف «مفاتیحالاعجاز» میباشد. بنا به گفتهی «ریاضالعارفین»هدایت، مدت شانزده سال ملازم خدمت و معتکف خانقاه و مجلس درس و ارشاد سیدنوربخش بودهاست. با شیخ عبدالرحمن جامی صوفی معروف، همزمان بوده و شیخ جام، وی را ستوده است. آثار منظوم او مثنوی در بحر رمل موسوم به «ابرارالشهود» و دیوان اشعاری مشتمل بر قریب به پنجهزار بیت است. وفاتش در شهر شیراز، مرقدش نیز در آن شهرستان است. دیگر از مفسران «گلشن راز» محمد بن یحیی لاهیجی از معاریف عرفا و متصوفهی نیمهی دویم قرن نهم هجری میباشد که در سال 877 هجری نوشتن «شرح گلشن راز» را بهپایان رسانید. او از مشایخ سلسلهی نوربخشی و خلیفهی اوست که قاضی نورالله در مجالس المؤمنین او را اکمل خلفای سید محمد نوربخش دانسته است. شرح مذکور در پنجم فروردین ماه سال 1337 در چاپخانهی حیدری تهران از طرف کیوان سمیعی بهچاپ رسیده است. اما عبدالرزاق لاهیجی حکیم و متکلم و شاعر بوده و به سال 1051 هجری در گذشته است و آثار او « شرح تجرید» در علم کلام و «گوهر مراد» که فارسی کلام است و «سرمایهی ایمان» منتخب گوهر مراد و «شوارق و کلمات الطیبه» در محاکمه بین میرداماد و ملاصدرا در مورد اصالت وجود یا ماهیت، و حواشی بر حاشیهی شمس الدین خضری که از حکما و متألهان بوده و حواشی بر شرح اشارات خاجه، و دیوان شعر میباشد. او از طرف ملاصدرا پدرزن خود، ملقب به «فیاض» شد(کتاب: تاریخ فلسفهی اسلامی از آغاز تا درگذشت ابنرشد (595 هجری؛ 1198 میلادی)، جلد اول/ نوشته: هانری کوربن/ با همکاری: سید حسین نصر و عثمان یحیی/ ترجمه: دکتر اسدالله مبشری/ انتشارات امیرکبیر/ تهران 1389/ چاپ پنجم/ ص340و341). 1ـ کتاب: تاریخ فلسفهی اسلامی از آغاز تا درگذشت ابنرشد (595 هجری؛ 1198 میلادی)، جلد اول/ نوشته: هانری کوربن/ با همکاری: سید حسین نصر و عثمان یحیی/ ترجمه: دکتر اسدالله مبشری/ انتشارات امیرکبیر/ تهران 1389/ چاپ پنجم/ بخش حواشی، ص 337 

:: موضوعات مرتبط:
***___ ادبیات ___***،
ادبیات دینی و عرفانی،
فلسفه اسلامی،
عرفان اسلامی،
***___ دین ___***،
نبوت
:: برچسبها:
نبوت,
رسالت,
ولایت,
ولی ماه
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : پنجشنبه بیست و سوم دی ۱۴۰۰
|
|

[«اختلاف مبنایی» از اختلاف فرهنگ و جهان بینی انسانها ناشی میشود. کسانی که معتقدند هدف از زندگی، بهرهبرداری بیشتر از لذات دنیوی است و بعد از این، حساب و کتابی در کار نیست، این افراد برای آزادی هیچ قید و بندی قائل نمیشوند مگر آنچه که زمینه التذاذات بیشتر افراد و جامعه را خدشهدار کند؛ یعنی حدّ آزادی این است که مانع آزادی افراد دیگر و جامعه بشود. اما کسانی که به دنیایی دیگر و قیامت معتقد باشند و لذات روحانی و معنوی را هم علاوه بر لذات دنیوی و بالاتر از آنها قبول دارند و میگویند رفتار انسان در سعادت و شقاوت ابدی او تأثیر دارد، این عده ناچار میپذیرند که آزادی تا آنجایی مطلوب و مجاز است که به سعادت ابدی انسانها لطمه نزند. تا این اختلافات مبنایی بر سر خدا و قیامت و سعادت واقعی بشر و عوالم وجود حل نشود، قهراً نمیتوان به نتیجه مشترکی رسید و راه ما با مخالفین کاملاً از هم جدا میشود و در دو طرف متقابل قرار میگیریم. اما «اختلاف بنایی»، منظور اختلافی است که بعد از اتفاق بر سر وجود خدا و قیامت و دین و حساب و کتاب بر سر این مطلب وجود دارد که چه چیزهایی موجب تأمین مصالح جامعه و چه چیزهایی موجب ایجاد و گسترش مفاسد در جامعه میشود. کسانی میگویند ما اعتقادات مسلّم اسلامی را قبول داریم اما در شرایط کنونی و در عصر مدرنیته و پُست مدرنیته اگر آزادی بیان و قلم نباشد، انسانها کاملاً رشد نمیکنند، مسایل سیاسی و اجتماعی و عقیدتی بخوبی بررسی نمیشود. نقاط ضعف و قوت نظریات روشن نمیشود. باید آزادی بیان و مطبوعات، وسیع و کم قید و شرط باشد باشد یا بیحد و مرز باشد تا انسانها به رشد و انتخاب بهتر برسند. در مقابل کسان دیگر معتقدند: افراد جامعه دو دستهاند: برخی در مقابل شبهات و مطالب انحرافی و خلاف دین و مصالح واقعی بشر، واکسینه و بیمه شدهاند و لذا تحت تأثیر مفاسد واقع نمیشوند. برای اینگونه افراد شنیدن و خواندن سخنان مخالفین اشکالی ندارد بلکه در مواردی و برای عده ای لازم و واجب است.دسته دوم که اکثریت جامعه را تشکیل میدهند، کسانی هستند که در همین شرایط کنونی اگر شبهات و مسایل انحرافی و گاه کفرآمیز با لحن و کیفیت خاصی ایراد شود، اگر از زبان افراد خاص اظهار شود، تحت تأثیر قرار میگیرند؛ خصوصاً اگر شبهه براحتی قابل فهمیدن باشد و جواب شبهه هم در همان سخنرانی یا مقاله یا کتاب... سریعاً و بخوبی داده نشود. پس مصلحت جامعه ایجاب میکند که آزادی بیان و قلم محدودتر شود بگونهای که منجر به انحراف فکری و اخلاقی افراد جامعه نشود. این اختلاف در بنا و در مصداق و تشخیص شرایط جامعه و افراد است. اختلافات مبنایی بدون حل مسایل اساسی جهانبینی و دین قابل رفع نیست. اما اختلافات بنایی با بحث و تفاهم و دقت در مبانی قابل حلّ است] 1.ارجاعات: 1 ـ کتاب: «مشکات» پرسشها و پاسخها، جلد های اول تا پنجم / مولف: آیتالله محمد تقی مصباح یزدی/ ناشر: انتشارات موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)/ چاپ نگارش/ چاپ سوم ، بهار 1388 /صفحات 243 ، 244 

:: موضوعات مرتبط:
***___ فلسفه ___***،
فلسفه اسلامی،
***___ منطق ___***،
منطق فقهی،
***___ دین ___***،
مسایل فقهی
:: برچسبها:
انواع اختلاف,
اختلاف مبنایی,
اختلاف بنایی,
اختلاف دینی
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : چهارشنبه بیست و دوم دی ۱۴۰۰
|
|

{میرداماد کنیه میرمحمد باقر استرآبادی [متوفی به سال ۲ - ۱۶۳۱ / ۱ - ۱۰۴۰] بود که بیشتر عمر خود را در اصفهان گذراند و نزد شاه عباس بسیار محترم بود. شاه عباس به رغم احترام بسیاری که برای میرداماد و سایر علما و فیلسوفان برجسته دربار خود قائل بود، میدانست چگونه آنها را در حد خودشان نگاه دارد. در سلطنت شاهان صفوی مجتهدین به طور کلی از وضع خود راضی بودند، زیرا اگر چه این پادشاهان حق آنان را درعمل به عنوان نواب عام امام غایب غصب کرده بودند، اما آنان در دولت شیعه مذهب صفوی، به رغم غصب این حق، از قدرتی بهرهمند بودند که در یک حکومت سنی، آنگاه که از این حق برخوردار بودند، هرگز بدان دست نمییافتند. عباس اول به این میبالید که در دوران سلطنتش نزاع بین روحانیون که در زمان اسلافش آرامش کشور را تهدید میکرد، وجود ندارد. روایتی که براون نقل کرده است آشکار میسازد که میرداماد میدانست چگونه نظراتش را هم برای شاه و هم برای علما قابل هضم کند. بعد از مرگ میرداماد شاگرد و دامادش ملاصدرا او را به خواب دید و گفت «مردم مرا تکفیر کردند و شما را تکفیر[تا اینجا ص ۲۱۵ کتاب] نکردند با اینکه مذهب من از مذهب شما خارج نیست علت چیست؟» میرداماد در جواب گفت: «من مطالب حکمت را چنان نوشتهام که علما از فهم آن عاجزند و غیر اهل حکمت کسی آنها را نمیتواند فهمید و تو مطالب حکمت را مبتذل کردی و بنحوی بیان نمودی که اگر ملامکتبی کتابهای ترا ببیند مطالب آن را میفهمد و لذا ترا تکفیر کردند و مرا ننمودند.» (ادوارد براون، تاریخ ادبیات، ترجمه رشید یاسمی، ج۴، چاپ سوم، تهران، ابن سینا، ۱۳۴۵ ص ۳۰۰ و ۳۰1)}1 ارجاعات: 1ـ کتاب: ایران عصر صفوی/ نویسنده: راجر سیوری/ مترجم: کامبیز عزیزی/ انتشارات: نشر مرکز، تهران/ چاپ شانزدهم ۱۳۸۶/ ص۲۱۵ و ۲۱۶
:: موضوعات مرتبط:
***___ تاریخ ___***،
صفویه،
***___ فلسفه ___***،
فلسفه اسلامی،
***___ دین ___***،
علم و عقل در اسلام
:: برچسبها:
میرداماد,
حکمت,
ملاصدرا,
تکفیر فلاسفه
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : جمعه هفدهم دی ۱۴۰۰
|
|

آزادی چیست و چه تعریفی میتوان از آن ارائه کرد؟برای پاسخ به این پرسش باید یاد آوری کرد که مفاهیم به دو دسته قابل تقسیماند: الف) مفاهیم عینی و انضمامی، ب) مفاهیم ذهنی و انتزاعی. هنگامی که با مفاهیم عینی سروکار داریم تفاهم چندان مشکل نیست. به عنوان مثال در علوم طبیعی مفاهیمی چون مفهوم آب، حرکت، برق؛ و یا در علوم پزشکی مفهوم چشم، گوش، کبد، معده... به کار میرود و همه این مفاهیم عینیاند و مقصود گوینده از آنها نزد همگان روشن است، اگرچه ممکن است موارد ابهام انگیزی نیز یافت شود؛ مانند این که آیا آب گل آلود است یا نه؟اما در مواردی که سروکارمان با مفاهیم انتزاعی است ـ مانند مفاهیم فلسفی و مفاهیمی که در بسیاری از علوم انسانی همچون روانشناسی، جامعهشناسی، حقوق، علوم سیاسی و مانند آنها به کار میرود ـ تفاهم مشکل میشود؛ زیرا گاه واژهای دارای تعریفهای متعدد و متغایر است، و به همین دلیل بحثها پیرامون چنین واژههایی کمتر به نتیجه میرسد. به طور مثال برای واژه فرهنگ که بسیار به کار میرود از پنجاه تا پانصد تعریف ذکر کردهاند و کمتر کسی میتواند تعریف دقیق و کاملی از فرهنگ به دست دهد... .واژه دموکراسی نیز چنین است. این کلمه هر چند به معنای «مردمسالاری» یا «حکومت مردم بر مردم» به کار میرود اما باز معنا دقیقاً مشخص نیست. آیا این واژه حاکی از نوعی حکومت است؟ آیا نوعی روش در حل مسائل اجتماعی است؟ مثال دیگر واژه لیبرالیسم است که به آزادیخواهی ترجمه میشود و قهراً جاذبیت خاصی پیدا میکند. اما معنای آن به طور دقیق تبیین نشده است. در چنین کلماتی مشکل ترجمه و برگردان واژه هم بر ابهام مورد میافزاید... . 
:: موضوعات مرتبط:
علوم سیاسی،
جامعه شناسی دینی،
جامعه شناسی سیاسی،
فلسفه اسلامی،
***___ دین ___***،
دین و آزادی
:: برچسبها:
آزادی,
اجبار دینی,
لااکراه,
اختیار
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : چهارشنبه پانزدهم دی ۱۴۰۰
|
|

به نظر ما برای پیشگویی میتوان پنج ویژگی اساسی که آن را از پیشبینی متمایز میسازد، بر شمرد. ـ اول آنکه، هر پیشگویی، به عنوان نقطه آغازین، نسبت به جامعه موجود و جوامع پیشین، نظری نقادانه دارد. ابهامات، تعارضات، بیعدالتیها، نابرابریهای اجتماعی، مورد بحث و قضاوت قرار گرفته و افشا میشوند. و بدین ترتیب با انتقاد از جامعه کنونی و گذشته است که جامعه جدیدی پیشنهاد و معرفی میگردد... . ـ دوم آنکه، ... مهمترین منبع الهام پیشگویی در چیزی نهفته باشد که آن را بتوان «نظمی از تفکر از نوع فرا علمی» نامید. پیشگویی، ناشی از مشی خاصی است که ملهم از قوانین پژوهشهای علمی نبوده بلکه بر عکس از تفکری که اصل آن در ایدهها و ارزشها و اعتقادات یافت میشود، ناشی میگردد. بنابراین، تفکر و غیبگویی پیامبران ناشی از وحی الهی است که در مورد پیامبرانی چون موسی(ع) یا حضرت محمد(ص) صادق است. ولی پیشگویی جدید، دیگر منشأ مذهبی ندارد و ناشی از تفکری فلسفی یا اخلاقی بوده و در ارتباط با ماهیت اساسی سرنوشت بشر، و جامعه است... . 

:: موضوعات مرتبط:
سیاست ، دین ، حکومت،
جامعه شناسی دینی،
فلسفه اسلامی،
وحی ، معجزه،
دانش مدیریت
:: برچسبها:
پیشگویی,
پیش بینی,
الهام,
علم لدنی
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : دوشنبه سیزدهم دی ۱۴۰۰
|
|

{باید گفت این نکته را که مرحوم سبزواری متذکر شده است، نه تنها بیان یک حقیقت در شخصیت معرفتی مولوی و سبک حکمتی او در کتاب مثنوی است، بلکه پاسخ کاملاً قانع کنندهای است به آن پندار سخیف که میگوید: مولوی و امثال او از عقل گریزانند و حتی برخی از این اشخاص در این باره مقالهها وکتابها نیز [تا اینجا صفحه ۲۲۵ کتاب] نوشتهاند. آن چه که با نظر به مجموع سخنان مولوی باید مطرح کرد، این است که مولوی سه قسم عقل را در آثار خود ـ مخصوصاً در مثنوی ـ مطرح کرده است: قسم یکم «عقل جزئیِ نظری» است، که به جهت تکیه بر حواس طبیعی و مواد خام که همان محسوسات و پدیدههای عالم عینی خارجی است، نمیتواند به درک و دریافت حقایق فوق محسوسات و پدیدههای مزبور باشد. متأسفانه اکثریت قریب به اتفاق مردم هم میخواهند در همه معارف و علوم از این قسم استفاده کنند و در نتیجه در قلمرو معارف فوق محسوسات و جزئیات به خطا میافتند، ولی در عین حال، مولوی در آن موارد که موضوع بحث و بررسی درباره تنظیم محسوسات عینی است یا برای شناخت خود آنها، یا وسیله قرار دادن آنها برای وصول به واقعیات بالاتر، عقل جزئی نظری را محکوم نمیکند، بلکه بدان جهت که میدان اختصاصیِ همین عقل است، به تبعیت از آن را توصیه میکند. قسم دوم«عقل سلیم» است، که یکی از دو حجت الهی برای بشر است. این عقل سلیم یا هدفگیریهای عالی در عرصه «حیات معقول»، یا مقدمات صحیح و مناسبی را برای وصول به آن اهداف تهیه میکند و در شکل براهین و بیّنات، امکان پیشرفت را برای رسیدن به آن اهداف، میسّر میسازد. هم چنین، فهماندن این حقیقت که در حقایق عالی، استدلال به وسیله عقول جزئی امکانپذیر نیست. به وسیله همین عقل سلیم است که اثبات میکند: پای استدلالیان چوبین بُوَد پای چوبین سخت بی تمکین بُوَد سرتاسر کتاب مثنوی، برخورداریِ بسیار فراوان از این عقل سلیم برای مقاصد[تا اینجا صفحه ۲۲۶ کتاب] حِکَمی و عرفانی است، زیرا بدیهی است که آن همه مطالب متنوع و بیشمار که مولوی مطرح کرده، از قبیل قضایای بدیهی نبوده است که برای پذیرش آنها به بیان و طرح آنها کفایت کند، بلکه آن مطالب پر از قضایای نظری است که نیازمند به اثبات میباشند. قسم سوم «عقل کل» است، که گاهی قابل تطبیق بر عقل فعال است که حکمای مشّایی معتقدند، و در بعضی از موارد، قابل تطبیق بر صادر نخستین است که «عقل اول» نامیده شده است. گاه دیگر، قابل تطبیق بر خداست که این موارد کم است.}1ارجاعات: 1ـ کتاب: علل و عوامل جذابیت سخنان مولوی/ مولف: علامه محمد تقی جعفری/ ناشر: موسسه تدوین و نشر آثار علامه جعفری، تهران/ چاپ دوم، پاییز ۱۳۸۶/ صص ۲۲۵،۲۲۶،۲۲۷ 

:: موضوعات مرتبط:
***___ ادبیات ___***،
ادبیات دینی و عرفانی،
***___ فلسفه ___***،
فلسفه اسلامی،
***___ عرفان ___***،
عرفان اسلامی
:: برچسبها:
عقل,
انواع عقل,
مولوی و عقل,
عقل کل
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : دوشنبه سیزدهم دی ۱۴۰۰
|
|

[بعضی از مکاتب سیاسی یا حقوقی یا اخلاقی و... هستند که نظرات آنها دایر میان همه یا هیچ است؛ بدین معنا که اگر همه شرایط مورد نظر آنها در موردی جمع شد، نتیجه به دست میآید، ولی اگر کمتر از همه شرایط فراهم، دیگر هیچ نتیجهای به بار نمینشیند. به عبارت دیگر: یا همه شرایط حصول نتیجه را شاهدیم و یا کمتر از همه شرایط هیچ نتیجهای را به دست نمیآوریم.برای روشنتر شدن این ادعا به مثالی از فلسفه اخلاق «کانت» توجه فرمایید: او معتقد است اگر کسی در کاری هیچ انگیزه و نیّتی جز اطاعت امر عقل و وجدان نداشت،کارش دارای ارزش اخلاقی خواهد بود، ولی اگر در کنار انگیزه اطاعت از فرمان عقل، مثلاً علاقه به نتیجه کار هم در او وجود داشت، دیگر هیچ ارزش اخلاقی بر کار او مترتب نیست. در مکاتب سیاسی و یا حقوقی نیز از این گونه نظرات وجود دارد که امر انسان را دایر میان همه یا هیچ میدانند.ولی باید گفت: این نظرات غیر واقع بینانه است و از آن رو که اسلام در همه زمینهها، احکام و ارزشهایی واقعبینانه مطرح کرده است، نظرات آن دارای مراتب و درجاتی است. اسلام نمیگوید اگر در مسألهای نتیجه ایدهآل و صد در صد میسّر نشد، دیگر هیچ، بلکه میگوید: درجه پایینتر را انجام دهید. برای پی بردن به درستی این ادعا میتوان اندک توجهی به مباحث فقهی کرد، که در آنها بدلهای متعدد در یک امر پیش روی مکلف است. حالتهای متفاوت برای انجام نماز در موقعیتهای مختلف نمونهای از این مدعا است. حتی در مهمترین مسأله دینی یعنی ایمان هم مراتب وجود دارد]1.ارجاعات: 1ـ کتاب «مشکات» پرسشها و پاسخها، جلدهای اول تا پنجم / مولف: آیتالله محمدتقی مصباح یزدی/ ناشر: انتشارات موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)/چاپ نگارش/ چاپ سوم ، بهار 1388/ صفحات 96 ، 97 
:: موضوعات مرتبط:
***___ فلسفه ___***،
فلسفه اسلامی،
منتقدین فلسفه،
***___ دین ___***،
جدال علما و فقها،
مسایل فقهی
:: برچسبها:
فلسفه کانت,
دیدگاه علامه مصباح,
فلسفه همه یا هیچ,
مراتب و درجات
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : پنجشنبه بیستم آبان ۱۴۰۰
|
|

استاد حسن زاده آملی در تعریف ادب میفرماید:«ادب یعنی نگاهداشتن حدّ هر چیز. به همین لحاظ علوم ادبی را علوم ادبی نامیدهاند چون حافظ و نگهدار حدود معارف مربوط به خودند و هر رشتهای از علوم ادبی، میزانی برای نگاهداشت حدّ معارف خود است...» (حسنزاده آملی، انسان و قرآن، انتشاراتالزهراء، تهران، چاپ اول، ۱۳۶۴، ص۵۳)علامه طباطبایی در تفسیر المیزان مینویسد:«الادب ـ علی ما یتحصل من معناه ـ هو الهیأة الحسنة التی ینبغی أن یقع علیه الفعل المشروع اما فی الدین او عند العقلاء فی مجتمعهم کآداب الدعاء و آداب ملاقاة الأصدقاء و ان شئت قلت: ظرافة الفعل. و لا یکون الا فی الامور المشروعة غیر الممنوعه فلا أدب فی الظلم و الخیانة و الکذب و لا أدب فی الأعمال الشنیعه و القبیحه و لا یتحقق ایضاً الا فی الافعال الاختیاریه التی لها هیئات مختلفه فوق الواحدة ...»(سید محمدحسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، موسسه الاعلمی، بیروت، ۱۳۹۰ ق، ج۶، ص۲۵۶)یعنی: أدب، هیأت زیبا و پسندیدهای است که سزاوار است هر عمل مشروعی، چه دینی باشد مثل آداب دعا و چه عقلی باشد مانند دیدار دوستان بر اساس آن[تا اینجا صفحه ۷۳ کتاب] انجام پذیرد. به تعبیر دیگر ادب عبارت است از ظرافت عمل و عمل ظریف، عملی است که اولا مشروع بوده و منع تحریمی نداشته باشد؛ پس در ظلم و دروغ و خیانت و کارهای قبیح، ادب معنای ندارد.ثانیاً اختیاری باشد؛ یعنی شخص با اختیار و آگاهی خویش، آن را به صورتی محقق نماید که مصداق ادب باشد مثل آداب غذا خوردن، آداب نماز، آداب دعا و ... که اسلام مشخص کرده است و در آموزههای اسلامی مندرج است.}1ارجاعات: 1ـ کتاب: همگرایی عقل و عشق در نهضت حسینی/ نویسنده: حجتالاسلام دکتر محمد جواد رودگر/ انتشارات وثوق، قم/ چاپ اول ۱۳۸۷/ صص73و74
:: موضوعات مرتبط:
***___ ادبیات ___***،
***___ فرهنگ ___***،
فلسفه اسلامی،
عرفان اسلامی،
***___ دین ___***،
اخلاق اسلامی
:: برچسبها:
ادب,
ادبیات,
تربیت,
آداب
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : جمعه چهاردهم آبان ۱۴۰۰
|
|

«نیوتن» از راه زمان و مکان گفته است زمان و مکان ذات نیست بلکه صفت ذات است و چون نامتناهیاند این ذات هم واجب و نامتناهی خواهد بود. «کانت» که باتمام دلایل اثبات خدا مخالف بوده در مقابل برهان علل غایی تسلیم شده و میگوید: جهان چنان با نظم و هم آهنگی وهدفیابی منظم ساخته شده که عظمت خلقت ما را وامیدارد که بوجود آفریننده اصلی اعتراف نماییم.«اسپینوزا» معتقد است به اینکه خدا ذاتی است واجب و جامع صفات بیشمار و جهان پرتو این ذات است. یعنی ناستی و متفرع از اوست... .
:: موضوعات مرتبط:
***___ فلسفه ___***،
فلسفه اسلامی،
فلسفه غرب،
***___ دین ___***،
توحید (خداشناسی)
:: برچسبها:
واجب الوجود,
اثبات وجود خدا,
علل غایی,
برهان
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : یکشنبه نهم آبان ۱۴۰۰
|
|

(...قانون جنگ یعنی قانون زور...، در جنگل هر موجود قوی، ضعیف را طعمه خود میسازد، روی همین اصل است که شاعر گفته: برو قوی شو ار راحت جهان طلبی ـ که در جهان طبیعت ضعیف پامال است. ابوالعلاء در بستر مرگ: قصه شنیدم که بوالعلاء به همه عمر لحم نخورد و ذوات لحم نیازرد در مرض موت با اجازه دستور خادم او جوجه پا به محضر او برد خواجه چو آن جوجه را در بر خود دید اشک تحسّر ز هر دو دیده بیفشرد گفت به مرغ از چه شیر شرزه نگشتی تا نتواند کَست به خون کِشد و خورد مرگ برای ضعیف امر طبیعی است هر قوی اول ضعیف گشت و سپس مرد ) 1 معنی واژهها: ذوات: دارندگان/ صاحبان/ مالکان لحم : گوشت ذوات لحم: دارندگان گوشت که مراد پرندگان و حیوانات است . دستور: وزیر/ در زمانهای قدیم به وزیر دستور میگفتند. چون دستورهای حکومتی از طرف او صادر میشد/ صاحب امر/ آنکه در تنثیت امور به او اعتماد کنند/ فردوسی میگوید: وجود تو شهریست پر نیک و بد ـ تو سلطان و دستور دانا خرد(دستور به معنای وزیر است).شرزه: قوی/ نیرومند معنی شعر: این قصه را شنیدم که ابولعلاء معرّی فیلسوف نابینا و بزرگ عرب، در همه عمر خویش گوشت نخورده بود(گیاه خوار بود) و به حیوانات و پرندگان آزاری نرسانده بود. چون گرفتن جان هر جانداری را جنایت میدانست و دلش برایشان میسوخت. در هنگامی که به بستر مرگ افتاد وزیر دستور داد که برایش مرغ بریان ببرند. وقتی ابوالعلاء آن جوجه سرخ شده را در مقابلش دید بسیار ناراحت و غمگین شد و اشک حسرت و اندوه از دیدگانش جاری شد. اما چارهای نبود، باید از غذای وزیر می خورد. پس رو به جوجه سرخ شده کرد و گفت: چرا تو شیر قدرتمند نشدی تا کسی نتواند تو را به خاک و خون بکشد و بخورد. به همین دلیل نتیجه میگیرد که در طبیعت مرگ برای موجودات ضعیف امری طبیعی محسوب میشود و هر موجود قویای برای اینکه بمیرد اول ضعیف و نحیف و پیر و بیمار میشود و بعد میمیرد. ارجاعات: 1ـ کتاب:«گفتار وعاظ» جلد4/ مولف: محمد مهدی تاج لنگرودی واعظ/ ناشر: دفتر نشر ممتاز/ چاپ سوم 1378/ سخنرانی فقید سعید مرحوم علی اکبر مدقق از مشهد / صفحه 319
:: موضوعات مرتبط:
داستانها و حکایات تاریخی،
***___ ادبیات ___***،
حکایت و داستان،
شعر،
فلسفه اسلامی،
حکایات دینی
:: برچسبها:
ابوالعلاء معری,
قانون جنگل,
گیاه خوار
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : چهارشنبه نهم تیر ۱۴۰۰
|
|

{تلبیس ابلیس در لزوم پند و اندرز امر بر بعضی از صالحان نیک و برادران روشن ضمیر، که اهل پیکار با نفس امارهاند، مشتبه گردیده و شیطان ملعون آنگاه که آنان را در مقام پیکار با نفس دید ـ که برترین جهاد است و رسول اکرم صلی الله علیه وآله و سلم آن را «جهاد اکبر» نامید ـ در مقام فریبشان برآمده، خواست آنها را از این جهاد باز دارد؛ از این رو یکی از شبهههای بزرگ خویش را در دل آنان افکند که:«ملاحظه پندها و نصیحتها و گفتگو دربارهٔ آنها و اطلاع بر آنها و دقت و اندیشیدن پیرامون آنها ـ که پایه و اساس دانش اخلاق است ـ کاری است که نه تنها هیچ رجحانی در آن نیست؛ بلکه چون ما بر خلاف دانستههای خود عمل میکنیم، باری بر دوش و موجب افزونی حجت بر بنده خواهد بود. پس در چنین حالی سزاوارتر آن است که خود را در غفلت و فراموشی باقی گذاریم، زیرا گناه عالِم بسان گناه[تا اینجا صفحه ۲۵ کتاب] عالَم است، و هر چه آگاهی انسان از هشدارها و تهدیدهای گوناگون کمتر باشد، عذرش بیشتر خواهد بود، و آنکه نمیداند، هرگز مانند کسی که میداند نخواهد بود.»من این سخن را خود از آنان شنیدم و دانستم که از نیرنگهای شیطان ملعون است. از این رو آنان را از روایتی که شیخ حرّ ـ رحمه الله ـ در الجواهر السنیة فی الاحادیث القدسیة نقل کرده است، آگاه ساختم؛ مضمون این روایت ـ که ریشهٔ این شبهه را برکنده و اساس آن را باطل میگرداند ـ آن است که خداوند سبحان فرمود:«نگوئید: از آن بیم داریم که فراگیریم و عمل نکنیم؛ بگویید: میآموزیم و امید داریم[به آموختههای خویش] عمل نماییم. همانا من به شما[علم و دانش] عطا نکردم مگر برای آنکه شما را به واسطه آن مورد رحمت خویش قرار دهم.»این خطاب الهی بساط این شبهه را برچیده است؛ و اگر نبود دسیسههای شیطان مجالی برای اشتباه نبود تا به برطرف نمودن آن نیاز افتد؛ در هر حال این بیان الهی برای ابطال آن کفایت میکند.}1ارجاعات: 1ـ کتاب: سلوک عرفانی در سیره اهلبیت علیهم السلام/ نویسنده: عالم ربانی شیخ حسین بحرانی/ مترجم: دکتر علی شیروانی/ انتشارات وثوق، قم/ چاپ دوم ۱۳۹۰/ صص ۲۵ و ۲۶
:: موضوعات مرتبط:
***___ فلسفه ___***،
فلسفه اسلامی،
***___ عرفان ___***،
عرفان اسلامی،
***___ دین ___***،
اخلاق اسلامی
:: برچسبها:
ارزش علم آموزی,
ارزش علم اخلاق,
اهمیت علم اخلاق,
اخلاق
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : شنبه ششم شهریور ۱۳۹۵
|
|

فرنگیها هم مثل مغولها: «آمدند و سوزاندند و بردند و ...» اما نرفتند! و ما یا سرمان به خودمان بند بود و نخواستیم ببینیم، یا به جان هم افتاده بودیم و نتوانستیم ببینیم ... طلاهامان را بردند و ما را فرستادند دنبال عصر طلایی ـ دنبال نخود سیاه... . خدایا! رحمتی کن تا ایمان نام و نان برایم نیاورد، قوتم ده تا نانم را و حتی نامم را در خطر ایمان افکنم، تا از آنها باشم که پول دنیا را میگیرند و برای دین کار میکنند، نه از آنها که پول دین میگیرند و برای دنیا کار میکنند... .برای مطالعه متن کامل این نوشتار به ادامه مطلب بروید! 
:: موضوعات مرتبط:
جملات ادبی و عاشقانه،
جامعه شناسی دینی،
فلسفه اسلامی،
علما ، فقها و اندیشمندان بزرگ دینی،
پیامک ها و جملات زیبا
:: برچسبها:
دکتر شریعتی,
دکتر علی شریعتی,
سخنان دکتر علی شریعتی,
کلام دکتر علی شریعتی
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : پنجشنبه بیست و یکم مرداد ۱۳۹۵
|
|

صاف شدن درون از شرارتها و تیرگیها شرط لازم و کافی برای رسیدن به مقام و مرتبه وارستگی از جهان مادی. حقیقتی که ما میتوانیم مستقیماً با آن روبرو شویم، این است:آینهٔ دل چون شود صافی و پاک / نقشها بینی در او بیرون ز خاک مولوی شرط لازم و کافی برای رسیدن به مقام و مرتبه وارستگی از جهان مادی را، صاف شدن درون از شرارتها و تیرگیها میداند و مشهود است که سخنی از تعلیم و تربیت به میان نمیآورد. البته تعلیم و تربیت ... نقش اساسی دارد تا انسانها به مرحلهای برسند که آبگینهٔ وجودشان از زنگارهای گوناگون پاک شود و جلا یابد و وقتی درون پاک شد، آنگاه است که:هم ببینی نقش و هم نقاش را / هم ببینی فرش و هم فراش را مولوی با نقل حکایتی به نقل این مطلب میپردازد، آنجا که میگوید: رومیان و چینیان در نقاشی به مسابقه پرداختند. چینیان برای نقاشی خود از پادشاه فرصتی طلبیدند و جای بزرگی را انتخاب کردند و با مهارتی خاص به عرصه هنر خود مشغول شدند و در این بین، رومیان در مقابل آن کار عظیم چینیان، اتاقی ساختند و دیوارهای آن را آینهکاری کردند و پرده ای از جلوی اتاق آویختند. هنگامی که کار به پایان رسید، پادشاه برای قضاوت حاضر شد. چینیان پرده از نقاشی خود برداشتند و رومیان نیز درب را باز کردند و پرده را کنار زدند. تمامی نقاشی چینیان در آن اتاق منعکس شد. البته در این باره مثالها زیاد است و عرفا و حکما پیرامون این بحث سخنها رانده اند که وقتی قلب صاف و روشن شد، آن گاه «نقشها بینی در او بیرون ز خاک». [تا اینجا ص ۴۳ کتاب] در باب موضوع مذکور، روایتی است که تواتر معنوی دارد، یعنی معنای آن روایت را عدهٔ فراوانی بیان کردهاند و آن این است که: مَنْ أخْلَصَ لِلّهِ أرْبَعِینَ صَبٰاحاً أجْری اللّٰهُ الْحِکْمَةَ عَلٰی لِسانِه «هر آنکس که چهل صباح برای خدایش اخلاص بورزد، خداوند حکمت را بر زبان او جاری میسازد». پس این مطلب، مطلب صحیحی است که باید حقایق والای هستی را در آیینه دل خود جستجو کرد و معارف ما این گونه است، یعنی مانند صدایی است که در کوهها میپیچد. بدیهی است که صدا ازآن کوه نیست، بلکه از آن گویندهای است که مولّد آن صداست.}1ارجاعات: 1ـ کتاب: علل و عوامل جذابیت سخنان مولوی/ مولف: محمدتقی جعفری/ ناشر: موسسه تدوین و نشر آثار علامه جعفری، تهران/ چاپ دوم ۱۳۸۶ /ص ۴۳ و ۴۴ 
:: موضوعات مرتبط:
***___ ادبیات ___***،
ادبیات دینی و عرفانی،
حکایت و داستان،
فلسفه اسلامی،
عرفان اسلامی،
حکایات دینی
:: برچسبها:
مسابقه نقاشی,
صاف شدن دل,
نقاشی در کلام مولوی,
رومیان
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : سه شنبه سی و یکم فروردین ۱۳۹۵
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|