مکتب لیبرالیسم و نقد آن توسط آیت الله مصباح

بین اسلام و لیبرالیسم در چند مورد عمده اختلاف وجود دارد که البته بعضی از اختلافات منحصر به لیبرالیسم نیست، بلکه سایر اندیشه‌هایی که در اساس با لیبرالیسم مشترک هستند آنها نیز با دین، در این موارد ناسازگار هستند. در اینجا فهرست‌وار به چند نقطه اشاره می‌شود.

یکم: یکی از موارد عمده چالش بین اسلام و لیبرالیسم، مسأله آزادی است. لیبرالیسم همانطور که گذشت برای آزادی ارزش مطلق قائل است و بر اساس مکتب حقوق طبیعی، حق حیات، حق آزادی و حق مالکیت را اصل قرار می‌دهد که همه افراد و نیز دولت باید آن را محترم شمرده و به آن لطمه وارد نکنند.

اما در اسلام آزادی ارزش مطلق نیست بلکه ارزش مطلق کمال نهایی انسان است که همراه با قرب الهی و از راه اطاعت و تبعیت از فرامین حاصل می‌شود. در هر موردی که خداوند آزادی را تجویز کرد و در هر محدوده و دایره‌ای که مشخص کرد، انسان باید پیروی کند. در اسلام آزادی‌ها محدود به حدود الهی است. گاهی ترویج عقیده‌ای را ممنوع و حرام می‌کند. توهین به مقدسات دینی و شخص پیامبر و ائمه معصومین را مستوجب مجازات شدید می‌داند... . محدوده قانون و آزادی در لیبرالیسم رعایت مصالح مادی است ـ بر اساس انسان‌محوری و مادیگری ـ اما در اسلام محدوده آزادی رعایت مصالح مادی و معنوی است.

دوم: نقطه دوم اختلاف این است که لیبرالیسم و برخی از مکاتب دیگر انسان را محدود به من طبیعی می‌داند. انسان‌مداری و اومانیسم موجب این شده که در مکتب لیبرالیسم فقط به بُعد مادی و حقوق طبیعی  انسان توجه شود (حیات ـ آزادی ـ مالکیت). انسان چیزی نیست جز مجموعه‌ای از غرایز و امیال مادی و حیوانی. این انسان است که ارزش‌ها را می‌آفریند، قوانین را وضع می‌کند و سرنوشت خود را تعیین می‌کند... .

برای مطالعه متن کامل این نوشتار به ادامه مطلب بروید!



:: موضوعات مرتبط: نظریه ها و مکاتب جامعه شناسی، ***___ مکاتب شناسی ___***، مکاتب غربی، ***___ دین ___***، دین و آزادی
:: برچسب‌ها: نقد لیبرالیسم, لیبرالیسم و اسلام, آزادی خواهی, اسلام و آزادی
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : سه شنبه پنجم بهمن ۱۴۰۰

معنای «لا اکراه فی الدین» چیست؟        

[دین دارای سه بخش اعتقاد قلبی، اقرار زبانی، و عمل به دستورات دینی است. اما رکن اساسی دین اعتقاد قلبی و باور است. و به همین دلیل هیچکس را نمی‌توان مجبور به پذیرش اعتقادی خاص کرد. معتقدات هر کس در صندوقچه فکر و قلب اوست که برای کسی دسترسی به آنجا ممکن نیست. و معنای آیه شریفه بیان همین امر واقعی و تکوینی است که گوهر دین قابل اکراه و اجبار نیست.

اما در مرحله گفتار و عمل اجبار کردن مجاز است یا نه؟ این بحث را باید در دو مرحله دنبال کرد:

الف) آیا کسی را که اسلام نیاورده، می توان وادار کرد که اقرار به اسلام کند یا مقررات دینی را رعایت کند؟

ب) آیا یک مسلمان را می‌توان الزام کرد که دستورات دینی را مراعات نماید؟

درباره دسته اول باید گفت اسلام بعضی از ادیان و مذاهب را به رسمیت شناخته است. قدر مسلّمِ این ادیان، یهودیت، مسیحیت، و دین زرتشت است که پیروان آنها به عنوان اهل کتاب و ذمّه بر طبق مقرراتی خاص می‌توانند تحت حکومت اسلامی زندگی کنند. حتی کفار هم اگر معاهد (ملتزم به معاهده و قرارداد) باشند، می‌توانند در مملکت اسلامی زندگی کنند. اسلام هیچگاه به یهودی یا زرتشتی نمی‌گوید نماز بخوان یا طبق دستور اسلام ازدواج کن و غیره. 

دسته دیگر از غیر مسلمانها کفار حربی و اهل عناد و جنگ هستند که در صورت درگیر شدن باید با آنها جنگید تا تسلیم شوند.

و اما درباره دسته دوم؛ یعنی مسلمانان بحث بر سر این است که آیا مسلمان می‌تواند بگوید دوست دارم علناً در خیابان و کوچه و مغازه شراب بنوشم، یا مایلم قماربازی کنم،... کسانی پنداشته‌اند که با استفاده از حق آزادی می‌توان چنین کارهایی را مجاز دانست و گاهی در مقام جدال می‌گویند: مگر در صدر اسلام هم کسانی مثل ابن ابی العوجاء وجود خدا را انکار نمی‌کردند؟ مگر به امام معصوم نسبت گناه نمی‌دادند؟ و... مگر در قانون اساسی این آزادی‌ها تضمین نشده است و... .

پاسخ آن است که خیر، اسلام جلوی تظاهر به فسق را می‌گیرد. آزادی عمل و بیان در اسلام نامحدود نیست. هر عمل و گفتاری را نمی‌توان در حکومت اسلام انجام داد. تشریع امر به معروف و نهی از منکر برای رعایت مرزهاست و یکی از علل تأسیس حکومت در اسلام جلوگیری از محرمات و تخلفات دینی است و اسلام در مواقعی و تا حدودی دخالت در امور دیگران و محدود کردن انسانها را اجازه داده و بلکه لازم دانسته است و تمام سخن بر سر تعیین حدود آزادی است.

خلاصه اینکه اسلام مبارزه با اسلام و توطئه و تجاهر به فسق را اجازه نمی‌دهد و با این با نهایت شدت مخالفت می‌کند. اسلام در جای خود رحمت و رأفت و مدارا و تسامح و در جایی دیگر شدت و غلظت و سخت‌گیری را روا می‌دارد. در  اسلام بُتی بنام آزادی و دموکراسی که بالاتر و برتر از دین باشد، وجود ندارد.

در فرهنگ غربی دین تنها در حد یک سری توصیه‌های اخلاقی است؛ مانند سفارش‌های یک حکیم و واعظ که بعضی از مردم عمل می‌کنند و برخی دیگر هم عمل نمی‌کنند... لذا اگر به زن نیمه عریانی بگویند چرا اینگونه به کوچه و خیابان آمده‌ای پاسخ می‌دهد، به شما ارتباطی ندارد و اصلاً به چه حقی به خود اجازه می‌دهید که در امور دیگران دخالت کنید، و چه بسا کار به شکایت و دادگاه هم بیانجامد.

در ممالک اسلامی و جامعه ما نیز رفته رفته بعضی به دنبال چنین نگرش و آزادی‌ای هستند. در حالی که جامعه ما با جامعه غربی و اسلام با مسیحیت مطرح در آنجا بسیار تفاوت دارد؛ زیرا همانگونه که گفته شد در اسلام علاوه بر فریضه امر به معروف و نهی از منکر و نظارت عمومی، دولت هم باید از تظاهر به فسق و تجاوز به حرمت‌ها جلوگیری کند. ناگفته نگذاریم که این بحث در جایی است که شخص در حضور دیگران و در سطح جامعه خلافی را مرتکب شود و الّا اگر کسی در تنهایی و خلوت حرامی را مرتکب شد، دیگران حق تفحص و جستجو را ندارند و در صورت اطلاع هم نباید اسرار را هویدا نمایند زیرا سرّ افراد محترم است. مسأله حرمت تجسس در زندگی دیگران و عدم دخالت نیز مربوط به اینگونه موارد است. بنابراین بین امر به معروف و نهی از منکر با عدم تجسس در زندگی خصوصی دیگران نیز منافاتی وجود ندارد؛ زیرا بستر یکی ارتکاب خلاف در حضور دیگران و بستر دیگری ارتکاب خلاف در خفاء و دور از چشم دیگران است]1.

ارجاعات:

1ـ کتاب  «مشکات» پرسش‌ها و پاسخ‌ها، جلد های اول تا پنجم/ مولف: آیت الله محمد تقی مصباح یزدی/ ناشر: انتشارات موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)/  چاپ نگارش/ چاپ سوم ، بهار 1388/ صفحات  231 ، 232 ، 233



:: موضوعات مرتبط: ***___ دین ___***، دین اسلام، قرآن ، تفسیر قرآن، تربیت اسلامی، احکام اسلامی، دین و آزادی
:: برچسب‌ها: لا اکراه فی الدین, آزادی و اسلام, دموکراسی, آزادی اعتقادی
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : دوشنبه چهارم بهمن ۱۴۰۰

سخنان امام خمینی در مورد تجمع زنان، تظاهرات آنها، آزادی زن و مرد در اسلام و عدم خشونت اسلام

{سخنان امام خمینی در دیدار با خواهران قم 4/3/1358

...الان در این مجلس خانمهای محترم که فعالانه برای اسلام و نهضت و برای تربیت جامعه فعالیت می‌کنند با آقایان که از راه دور آمده اند در یک مکان مجتمع‌اند. این قبیل از نهضت هیچ تحقق نداشت شما یک راهی داشتید و ما یک راهی و آقایان هم یک راهی. چه خوب نهضتی که ما همه در یک مکان مجتمع کرده است که با هم صحبت کنیم مسائلی که احتیاج به آن داریم طرح کنیم. دردهای دل را به هم بگوییم و راه جبرانش هم گفته بشود... [تا اینجا صفحه ۴۱ کتاب] شما زحمت کشیدید زن و مرد  زحمت کشید. به خیابانها ریخت. جورها کشید و خونها داد که اسلام را زنده کند برای اسلام خون داد. برای شهادت داوطلب شد. آنکه ملت ما می‌خواست و آنکه ملت به او رای داد، جمهوری اسلامی بود. اسلام مورد نظر بود. الان قشرهایی هستند که می‌خواهند اسلام را کنار بگذارند و با گفتن یا نوشتن و یا اجتماعات.

خواهران من. عزیزان من. برادران من توجه داشته باشید توطئه در کار است توطئه بزرگ در کار است. توطئه‌ها در کار است قشرهای مختلفی که به اسلام پشت کرده‌اند و از اول توجه نداشتند دارند با هم جمع می‌شوند. باید درکارها خودشان تجدید نظر کنند. باید در اجتماعات خودشان تجدید نظر کنند. ملت نمی‌تواند توطئه را تحمل کند. ما توطئه را تحمل نمی‌کنیم. اینها توطئه است. توطئه بر ضد اسلام است توطئه بر ملت، آزادی هست توطئه نیست. آزادی معنایش این نیست که بنشینند بر خلاف اسلام صحبت کنند. آزادی در حدود قانون است. دین کشور ما اسلام است. آزادی در حدود این است که به اسلام ضرر نخورد. قانون اساسی ما دین را اسلام می‌داند. خداوند انشاءالله شر مفسدین را قطع کند...[تا اینجا صفحه 42 کتاب]

............................................................................

۵/۳/۵۸

سخنان امام در دیدار با خواهران حوزه علمیه قم

بسم الله الرحمن الرحیم

یا ایها النبی حسبک الله و من اتبعک من المومنین

چه خطاب افتخارآمیزی است برای مومنین چه خطاب مسئولیت‌آوری است برای مومنین. افتخارآمیز برای اینکه خدای تبارک و تعالی کافی است و هیچکس در مقابل او قدرتی ندارد و همه هیچ هستند ‌ولی خدای تبارک و تعالی به زنان مؤمنین و مردان مومن افتخار این را مرحمت فرموده است که اسم آنها را در کنار اسم مبارک خودش ذکرکرده است ای رسول برای تو، خدا و مومنین که از تو متابعت کردند کافی است با اینکه خداوند کافی است لکن این چنین زنان و مردان مومن را هم داخلش می‌کند که خدا و مومنین یعنی کسانیکه از تو پیروی کردند ترا کفایت می‌کند. چقدر افتخارآمیز است برای ما برای مومنین و برای شما زنان مومن که را خدای تبارک و تعالی در یک ردیف قرار داده است و چقدر مسئولیت آور است این مسئله، مومنین باید از اسلام پیغمبر اسلام حمایت کنند. هدای تبارک و تعالی در نهایت به ما فرموده است که اهداف اسلام و نبی اکرم را باید حفظ کنید ما ماموریم که از دین خدا و اهداف الهی حفاظت کنیم. شما زنان مومن که از خانه علماء و فضلاء هستید برتر از دیگرانید. شما از خانه نبوت هستید. برترید به خاطر اینکه اهداف اسلام را حفاظت کنید...[تا اینجا صفحه 43 کتاب]

..................................................................................

سخنرانی 1/11/1357

هم اکنون زنان مسلمان ایران، در مبارزات سیاسی و تظاهرات بر ضد شاه هم شرکت دارند. به من اطلاع داده‌اند که در شهرهای ایران زنان جلسات سیاسی دارند. در نظام اسلامی، زن همان حقوقی را دارد که مرد دارد، حق تحصیل حق کمار، حق مالکیت، حق رأی دادن حق رأی گرفتن.

در تمام جهاتی که مرد حق دارد، زن هم حق دارد، لیکن هم در مرد مواردی است که چیزهایی بدلیل پیدایش مفاسد بر او حرام است، و هم در زن مواردی هست که بدلیل اینکه مفسده می‌آفریند حرام است اسلام خواسته است که زن و مرد حیثیت انسانیشان محفوظ باشد، اسلام خواسته است که زن ملعبه‌ی دست مرد نباشد.

این که در خارج منعکس کرده‌اند که در اسلام با زنها، با خشونت رفتار می‌شود، امر غیر‌صحیحی است و تبلیغات باطلی است که از مغرضین حاصل شده و الا مرد و زن هر دویشان در اسلام اختیارات دارند. اگر اختلافاتی هست برای هر دو هست و آن مربوط به طبیعت آنان است.[تا اینجا صفحه 181 کتاب]}1

ارجاعات:

1ـ کتاب: زن از دیدگاه امام خمینی/ گردآورنده: نهضت زنان مسلمان/ چاپخانه آزادی، خ سعدی شمالی ـ خ مطبوعی ـ پلاک 18/ چاپ چهارم ، 22 بهمن 1361 /صص41 و 42 و 43 و 181



:: موضوعات مرتبط: حقوق اسلامی، ***___ دین ___***، زن در اسلام، دین و آزادی، سخنان امام خمینی و آیت الله خامنه ای
:: برچسب‌ها: امام خمینی و زنان, تجمع زنان, آزادی زن و مرد, حقوق زن
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : جمعه یکم بهمن ۱۴۰۰

سخنان امام خمینی(ره) در مورد حجاب و پوشش و آزادی زنان

زن مسلمان به خاطر تعلیمات اسلامی چادر را انتخاب کرده است. در آینده زنان آزاد خواهند بود در این باره تصمیم بگیرند. ما تنها از بکار بردن لباسهایی که بر خلاف عصمت و عفت عمومی است جلوگیری خواهیم کرد. 20/8/1357  [صفحه ۱۸۱  کتاب]

.........................................................

ـ شما (زنان) هدایت کنید مردان را و نصیحت کنید دولتمردان را.

ـ درود بر بانوان سراسر کشور که در این نهضت شریف معلم مردان بودند.

ـ زن و مرد دارای حقوق مساوی با مرد باشد. اسلام بر تساوی زن و مرد تاکید کرده و به هر دوی آنها حق تعیین سرنوشت خویش را داده است.

ـ زنان در پرتو پوشش و حجاب اسلامی نقش سازنده خود را ایفا نموده و ثابت کردند که زنان مسلمان ایرانی، زن تبلیغات سینمائی و زن غرب زده نیست.

ـ زنان نباید بصورت یک وسیله‌ی شهوی جهت تبلیغ کالاها درآیند... .

برای مطالعه متن کامل این نوشتار به ادامه مطلب بروید!



:: موضوعات مرتبط: انقلاب اسلامی، ***___ دین ___***، زن در اسلام، پوشش و حجاب اسلامی، دین و آزادی
:: برچسب‌ها: زنان و انقلاب اسلامی, اسلام و زنان, حجاب اسلامی, پوشش اسلامی
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : سه شنبه بیست و هشتم دی ۱۴۰۰

آزادی چیست؟ آیا دین با آزادی انسان سازگاری دارد؟ پاسخ آیت‌الله مصباح

آزادی چیست و چه تعریفی می‌توان از آن ارائه کرد؟

برای پاسخ به این پرسش باید یاد آوری کرد که مفاهیم به دو دسته قابل تقسیم‌اند:

الف) مفاهیم عینی و انضمامی،

 ب) مفاهیم ذهنی و انتزاعی.

هنگامی که با مفاهیم عینی سروکار داریم تفاهم چندان مشکل نیست. به عنوان مثال در علوم طبیعی مفاهیمی چون مفهوم آب، حرکت، برق؛ و یا در علوم پزشکی مفهوم چشم، گوش، کبد، معده... به کار می‌رود و همه این مفاهیم عینی‌اند و مقصود گوینده از آنها نزد همگان روشن است، اگرچه ممکن است موارد ابهام انگیزی نیز یافت شود؛ مانند این که آیا آب گل آلود است یا نه؟

اما در مواردی که سروکارمان با مفاهیم انتزاعی است ـ مانند مفاهیم فلسفی و مفاهیمی که در بسیاری از علوم انسانی همچون روان‌شناسی، جامعه‌شناسی، حقوق، علوم سیاسی و مانند آنها به کار می‌رود ـ تفاهم مشکل می‌شود؛ زیرا گاه واژه‌ای دارای تعریف‌های متعدد و متغایر است، و به همین دلیل بحث‌ها پیرامون چنین واژه‌هایی کمتر به نتیجه می‌رسد.

به طور مثال برای واژه فرهنگ که بسیار به کار می‌رود از پنجاه تا پانصد تعریف ذکر کرده‌اند و کمتر کسی می‌تواند تعریف دقیق و کاملی از فرهنگ به دست دهد... .

واژه دموکراسی نیز چنین است. این کلمه هر چند به معنای «مردم‌سالاری» یا «حکومت مردم بر مردم» به کار می‌رود اما باز معنا دقیقاً مشخص نیست. آیا این واژه حاکی از نوعی حکومت است؟ آیا نوعی روش در حل مسائل اجتماعی است؟

مثال دیگر واژه لیبرالیسم است که به آزادی‌خواهی ترجمه می‌شود و قهراً جاذبیت خاصی پیدا می‌کند. اما معنای آن به طور دقیق تبیین نشده است. در چنین کلماتی مشکل ترجمه و برگردان واژه هم بر ابهام مورد می‌افزاید... .

برای مطالعه متن کامل این نوشتار به ادامه مطلب بروید!



:: موضوعات مرتبط: علوم سیاسی، جامعه شناسی دینی، جامعه شناسی سیاسی، فلسفه اسلامی، ***___ دین ___***، دین و آزادی
:: برچسب‌ها: آزادی, اجبار دینی, لااکراه, اختیار
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : چهارشنبه پانزدهم دی ۱۴۰۰
 
جهت اطلاع از تنظیمات و ویــــرایش این قالب اینجا را کلیک کنید.

.:: کلیک کنید ::.