معیاری برای برنامه‌های فرهنگی

برنامه‌ریزان فرهنگی و دینی، باید همیشه دو معیار را مد نظر قرار دهند:

نخست آنکه برنامه‌ها، عاری از دل‌زدگی و ملال‌آوری و عدم ایجاد خستگی در مخاطبان باشد (و لا منفرا).

دوم آنکه، با سبک‌شماری، به ظاهر‌سازی بسنده نشود و زمینه‌ی تضیع محتوا فراهم نگردد(ولا مضیعا).

امروزه که امور فرهنگی و تربیتی، پیوند بسیار تنگاتنگی با هنر پیدا کرده است، این دو ویژگی را باید بسیار جدی گرفت. تجارت‌زدگی هنر در جهان معاصر و تغییر فرهنگ مبتنی بر «کلام» به فرهنگی مبتنی بر «تصویر» باعث توجه بیشتر به شکل‌ها و قالبهای جذاب و تهی شدن از محتوا شده است. اگر در ارائه‌ی دین و آموزه‌های آن، این دام عوام‌زدگی و [تا اینجا ص ۲۶۱کتاب] مشتری‌طلبی پای متولیان دینی را نیز بگیرد، آنها را اسیر صیادهای بی‌رحمی خواهد نمود.

نیل پستمن، از کارشناسان مشهور ارتباطات، در کتاب «زندگی در عیش، مردن در خوشی»، با اشاره به خطر زوال فرهنگ در بستر عشرت، ورود دین در چنین دام‌هایی را، باعث تغییر وظیفه‌ی دین از «هدایت»، به «سرگرمی» می‌داند. او می‌گوید:

«در تلویزیون(غرب) حتی مذهب، بدون هر گونه محدودیتی و بدون هرگونه مصلحت‌اندیشی و رعایت حالی و به دور از هرگونه اعتنایی، به عنوان سرگرمی عرضه می‌شود. هر مقوله‌ای از مسایل و اعمال عبادی و مذهبی که مستند به تاریخ یا مربوط به مسایل انسان و دنیای معنا باشند، یا باعث ایجاد رفتار و سلوکی روحانی و غیر عادی شوند، در تلویزیون کم رنگ و چه بسا که اصلاً فاقد رنگ و نور هستند. در یک چنین قطعاتی، واعظ و کشیش است که نت ملودی اصلی را عرضه می‌دارد و خدای مهربان ویلن دوم را می‌نوازد.» (زندگی در عیش ـ مردن در خوشی، نیل پستمن، ص ۲۵۱).
این سخن ایشان از بی‌توجهی به عامل دوم نشأت می گیرد(ولا مضیعا) که واعظان در قالبهایی گرفتار می‌آیند که دین نیز به سرگرمی کاهش می‌یابد و لهو و لعب (که در آموزه‌های دینی مطرود است) دین را به شوی تلویزیونی تقلیل می‌دهد.

همان طور که نماز گاهی تنها به یک عادت تبدیل می‌شود و نمازگزار[تا اینجا ص ۲۶۲ کتاب] بدون توجه به فهم به اجرای آن می‌پردازد، سایر آداب دینی و یا دین پژوهی به یک کار عادی تقلیل می‌یابد و رنگ ایمان از آن زدوده می‌شود و تنها شکلی از آن باقی می‌ماند. نقش هنر را در اخلاق و تربیت نمی‌توان انکار کرد، لکن تعامل این دو با یکدیگر، امری بسیار ظریف و تخصصی است که باید مدیران فرهنگی، با رعایت دو اصل گفته شده، به اجرایی کردن آن بیندیشند.}1

ارجاعات:

1ـ نام کتاب: دولت اسلامی/ نویسنده: مجیدسید قریشی/ ناشر: دفتر نشر معارف، قم/ چاپ اول ۱۳۸۷/ صص 261،262،263



:: موضوعات مرتبط: ***___ فرهنگ ___***، فرهنگ ایرانی، فرهنگ اسلامی، جامعه شناسی فرهنگی، دین و فرهنگ
:: برچسب‌ها: برنامه ریزی فرهنگی, فرهنگ و برنامه, تجارت هنر, معیار فرهنگی
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : پنجشنبه سی ام دی ۱۴۰۰

فلسفه آتش و جشن چهارشنبه‌سوری در آیین‌های ایرانی

اکنون باید به فلسفه آتش‌افروزی در آیین‌های ایرانی بپردازیم. چون آتش، بزرگترین پاک کننده و در عین حال پاکترین و نورانی‌ترین اَخشیج است، از این رو، سمبل کیش زرتشتی به حساب می‌آید. برخی از ناآگاهان بر این باورند که چون زرتشتیان به سوی نور و آتش عبادت می‌کنند، آتش‌پرست هستند؛ حال آن که این باور اشتباه است، چرا که زرتشتیان به هیچ وجه آتش‌پرست نیستند، بلکه آتش را رمز و سمبل اهورامزدا می‌دانند. فردوسی والا، در این باره می‌فرماید:

      نگویی که آتش‌پرستان بُدند    /      پرستنده‌ی پاک یزدان بُدند     

      زرتشتیان، همیشه به یاد خداوند مزدای بی‌همتا هستند و او را نیایش می‌کنند و می‌گویند «اهورامزدای پاک را می ستاییم» و می‌گویند: «ای اهورامزدا از تو یاری می جوییم».

...آتشکده‌ها در ایران باستان، نه تنها جای عبادت، بلکه دادگاه، درمان‌گاه و دبستان هم بود و ... .

برای مطالعه متن کامل این نوشتار به ادامه مطلب بروید!



:: موضوعات مرتبط: ***___ تاریخ ___***، ***___تاریخ ایران___***، تاریخ ایران باستان، ***___ فرهنگ ___***، فرهنگ ایرانی، ***___ دین ___***
:: برچسب‌ها: چهارشنبه سوری, آتش افروزی, جشن های ملی, جشن های ایرانی
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : یکشنبه شانزدهم آبان ۱۴۰۰

قهوه‌خانه در فرهنگ عصر صفوی


{قهوه‌خانه در زبان عرب از قدیم به معنی شراب سیاه تلخ و شیر خالص و بوی خوش یا ناخوش و مقداری از طعام که آدمی را سیر کند، بوده‌است. قهوه را ظاهراً در سده نهم هجری از افریقا به یمن برده‌اند. استفاده از قهوه نخست در حلقه صوفیان متداول شد؛ زیرا قهوه موجب بی‌خوابی است و برای شب زنده‌داری مفید بود.

نوشیدن قهوه در ۹۱۷ ه ق. در شهر مکه متداول بود که قهوه‌خانه‌هایی که در آنجا وجود داشته ((بیت‌القهوه)) می‌گفته‌اند. در مصر نیز در همان ایام قهوه‌خانه دایر شده بود و در کشور عثمانی در زمان سلطنت شاه سلیمان قانونی (معاصر شاه تهماسب اول) در استانبول قهوه‌خانه باز شد و بزودی مرکز تجمع مردم با ذوق شد، به طوری که شاعران و ادیبان ترک در آنجا جمع می‌شدند و به خواندن شعر و کتاب، یا بازی با نرد و شطرنج سرگرم می‌شدند و آنجا را قهوه‌خانه مکتب عرفان نام داده بودند. تاریخ ورود قهوه به ایران معلوم نیست، ولی چون درآغاز پادشاهی شاه عباس‌اول قهوه‌خانه در ایران وجود داشته است، چنین به نظر می‌رسد  که نوشیدن قهوه از زمان شاه تهماسب اول در ایران معمول شده باشد۱.

در روزگار شاه صفی نوشیدن قهوه رواج داشت. برای تهیه قهوه، دانه‌های آن را در یک تاوه خشک بو می‌دادند و تا حدی می سوزانیدند و پس از ریز کردن قهوه آن را می‌جوشانیدند و آبش را می‌نوشیدند. همچنین در اصفهان به غیر از قهوه‌خانه، چای‌خانه‌ی [تا اینجا صفحه ۳۹۰ کتاب] چینی هم وجود داشت و چون چای خشک از چین می‌آمده آن را چینی می‌نامیده‌اند۲.

در روزگار شاه عباس اول در بیشتر شهرهای بزرگ ایران، مخصوصاً در قزوین و اصفهان، قهوه خانه‌های متعددی وجود داشته است. طبقات مختلف مردم، از اعیان، رجال دربار و سران قزلباش تا شاعران و اهل قلم و نقاشان و سوداگران برای دیدار از دوستان و پرداختن به بازیهای مختلف یا مناظره شاعرانه و شنیدن اشعار شاهنامه و حکایات و قصص و تماشای رقصهای گوناگون و ... به آنجا می‌رفتند. شاه عباس اول، گاه مهمانان عالیقدر و سفیران بیگانه را با خود به قهوه‌خانه‌ها می‌برد و از آنان پذیرایی می‌کرد. او گاهی هم بی‌خبر به قهوه‌خانه‌ها می‌رفت و با شاعران و هنرمندانی که معمولاً در آنجا بودند به صحبت می‌نشست۳.

دردوره صفویه استفاده از توتون و تنباکو بشدت رواج داشته به آن عادت کرده بودند. قلیان و قهوه از اولین اقلامی بود که هنگام صرف غذا در سفره آورده می‌شد؛ بخصوص در ماه رمضان اول چیزی که برای افطار حاضر می‌کردند قلیان بود۴. حتی در مسجد هم از آن استفاده می‌کردند.

توتون را از بغداد و کردستان می‌آوردند. در بساط دست‌فروشان  و خرازیها تنباکو بسیار یافت می‌شد. برگهای توتون را به همان بزرگی در کیسه می‌گذاشتند و موقع فروش خرد می‌کردند و به مشتری می‌دادند. همچنین توتون اروپایی را بسیار دوست داشتند و آن را تنباکوی انگلیس می‌نامیدند زیرا اغلب انگلیسیها آن را به ایران می‌آوردند۵.}*

ارجاعات:

۱- چند مقاله تاریخی و ادبی؛ نصرالله فلسفی، ص ۲۷۱-۲۷۵.
۲- سفرنامه اولئاریوس؛ ترجمه بهپور؛ ص۲۷۵-۲۷۶.
۳- چند مقاله تاریخی و ادبی؛ ص ۸-۲۷۵-۲۷۸.
۴- سفرنامه تاورنیه؛ ص ۶۳۸-۶۳۹.
۵- سفرنامه اولئاریوس؛ ترجمه بهپور، ص۲۷۳.

منبع:

*کتاب: تاریخ تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ایران در دوران صفویه/ نویسندگان: دکترعبدالحسین نوایی و دکتر عباسقلی غفاری فرد/ انتشارات سمت، تهران/ چاپ چهارم، زمستان ۱۳۸۶/ صص ۳۹۰ و ۳۹۱



:: موضوعات مرتبط: ***___ تاریخ ___***، ***___تاریخ ایران___***، صفویه، ***___ فرهنگ ___***، فرهنگ ایرانی
:: برچسب‌ها: قهوه خانه, توتون, تنباکو, قلیان
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : شنبه هشتم آبان ۱۴۰۰

نظریه فرهنگی سیدمحمد خاتمی (گفتگوی تمدن‌ها)

مبحث ذیل به توضیح نظریه گفتگوی تمدن‌های سیدمحمد خاتمی به عنوان یکی از نظریه‌های فرهنگی در عصر حاضر می‌پردازد.

مجمع عمومی سازمان ملل طرح پیشنهادی سید محمد خاتمی، رئیس جمهور سابق ایران (سال 84 ـ 76) را تحت عنوان گفتگوی تمدن‌ها پذیرفت و سال 2001 میلادی را به نام سال «گفتگوی تمدنها» اعلام کرد.

خاتمی گفتگوی تمدن‌ها را نیازمند دو راهبرد اساسی «گریز از مسائل اختلاف برانگیز» و «تقابل تمدن‎ها» و دیگری «توجه به توسعه سیاسی» و «رشد نهادهای مدنی در سطوح ملی، منطقه‌ای و جهانی» می‌داند.

«گفتگوی تمدنها تحرکی نو برای جلوگیری از سیطره مونولوگ‌های فرهنگی و فراهم آوردن زمینه‌ای مساعد برای تحقق تمدنی جهانی با مشارکت همه تمدن هاست»... .

برای مطالعه بقیه این نوشتار به ادامه مطلب بروید!



:: موضوعات مرتبط: ***___ فرهنگ ___***، فرهنگ ایرانی، فرهنگ و سیاست، ***___ جامعه شناسی ___***، جامعه شناسی فرهنگی
:: برچسب‌ها: گفتگوی فرهنگها, گفتگوی تمدنها, سیدمحمدخاتمی, نظریه فرهنگی
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : شنبه سی ام اسفند ۱۳۹۹

ارتباط فرهنگ با دانش و تمدن

{امروز این پرسش مطرح است که چه ارتباطی بین فرهنگ و دانش وجود دارد؟ آیا دانش، بخشی از فرهنگ به شمار می‌آید؟ در پاسخ این پرسش اکثر پژوهش‌گران گفته‌اند که: دانش جزو فعال فرهنگ می‌باشد و اصولاً دانش در دامان فرهنگ پرورش می‌یابد.

«در آمیختگی و به هم پیوستگی دانش و فرهنگ از جمله قانون‌مندی‌های الهی جهان هستی است و تأثیر هر یک بر حال و آینده دیگری، عاملی اساسی در تکامل زندگی بشر، محسوب می‌شود و هر گونه «به‌نگری» به آینده فرهنگ تنها هنگامی به صورت عینی و علمی انجام می‌شود که به موازات و همراه آن، نسبت به آینده علم و تکنولوژی نیز «به‌نگری» به مفهوم پیاده کردن علم بر واقعیت‌های صنعتی و اقتصادی جامعه صورت گرفته باشد.»(راهبرد فرهنگی جهان اسلام، سازمان کنفرانس اسلامی، مترجم محمد مقدس، انتشارات بین‌المللی الهدی، ص۲۹)

تمدن‌های بشری فرزندان فرهنگ‌ها هستند و این فرزند از سینهٔ مادر فرهنگ، شیر خورده؛ تا به رشد و بالندگی رسیده است. در مورد ارتباط فرهنگ و تمدن نیز گفته‌اند:

«تمدن گونه‌ای اندیشه، تولید، رفتار و برخورد است که از زمینه‌های [تا اینجا صفحه ۱۳ کتاب] فرهنگی برخاسته از باورها و پیشینه‌های تاریخی ناشی می‌شود و میراث مردمی است که مفاهیم معیار و قالب‌های ویژه و نیز نهادهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی خاصی از آن زاده می‌شود. تمدن با هنرها، میراث و ابداعات علمی، فکری و فرهنگی که طی سالیان دراز از درون آن می‌تراود و با خلاقیت‌هایی که در گستره‌های مختلف ادبی، هنری و اجتماعی ارائه می‌کند، وجود خود را به منصه ظهور می‌رساند.«(راهبرد فرهنگی جهان اسلام، سازمان کنفرانس اسلامی، مترجم محمد مقدس، انتشارات بین‌المللی الهدی، ص۵۰)

هم چنین عقیده دارند:

«از آن جا که فرهنگ، وسیله‌ای برای تامین نیازهای معیشتی انسان از منابع طبیعی است، بنابراین می‌بایست خود را با تغییرات محیطی سازگار کند تا امکان بهره‌برداری از آن فراهم آید. بدین سبب مردم‌شناسان، یکی از مهمترین ویژگی‌های فرهنگ را سازگاری، و انعطاف‌پذیری آن، خاصه با تغییرات محیطی می دانند؛ مثلاً مهاجرت دسته‌جمعی اعضای یک گروه از محیط‌زیست به محیط‌زیست متفاوت، یکی از عوامل تغییر محیطی است که منجر به تغییر نظام فرهنگی قوم مهاجر می‌شود.(نامه پژوهش، ج۳و۲،جمعی از نویسندگان، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، معاونت پژوهشی، ص۱۰۴)}1

ارجاعات:   

1ـ کتاب: تأملات فرهنگی/ مولف: حجت‌الاسلام سید رضا تقوی دامغانی/ انتشارات نخیل،تهران/ چاپ سوم، تیر ۱۳۸۵/صص۱۳،۱۴

 



:: موضوعات مرتبط: ***___ فرهنگ ___***، فرهنگ ایرانی، ***___ جامعه شناسی ___***، جامعه شناسی فرهنگی
:: برچسب‌ها: فرهنگ, فرهنگ و دانش, دانش, تمدن
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : پنجشنبه بیست و یکم اسفند ۱۳۹۹

اختراع حلقه نامزدی (از زبان ملکه فرح پهلوی)

{آن طور که من تحقیق کرده‌ام، حلقه نامزدی را فرانسویان ابداع کرده‌اند. بر عکس آنچه مردم فکر می‌کنند، اروپائیان، مردمی متمدن نبوده‌اند و آن قدر در خصوص جنگ‌ها و وحشی‌گری‌های ملل شرق نوشته شده و گفته شده که وحشیگری و سبعیت اروپائیان در لابلای این سروصداها مخفی مانده است!

همه می‌دانند که «هون»ها و «بربر»ها و خونخواران جنایتکاری چون «آتیلا» و امثالهم اروپایی بوده‌اند.

در گذشته در کشور‌های شمال اروپا هر مردی اجازه داشت هر زن مجردی را تصاحب کند و چون این اجازه نامحدود سبب می‌شد مشاجرات خونینی بین مردان به وقوع بپیوندد، برای جلوگیری از تعرض مردان به زنان شوهردار و یا زنان و دخترانی که به تملک دیگر مردان درآمده بودند، تصمیم گرفته شد تا به دور انگشت وسطی آن‌ها نواری بسته شود و طوقی هم به گردن آن‌ها بیندازند! کم کم این رسم در سایر نقاط اروپا متداول شد و فرانسوی‌ها چون با ذوق‌تر از سایر اروپائیان بودند، این نوار را تبدیل به حلقه‌های زیبای طلا و آن طوق چرمین را تبدیل به گردن بندهای زیبا کردند.

بدین ترتیب مردانی که در پی تصاحب زنان بودند، یک گام به تمدن نزدیک  شدند و از تعرض به زنانی که قبلاً مورد تهاجم مردان دیگری قرار گرفته و به تملک آن‌ها در [تا اینجا صفحه ۹۹ کتاب] آمده بودند، خودداری کردند. البته در موزه‌ای در شهر لوور، وسایل گردن‌زدن یک جلاد مربوط به همان دوران قبل از میلاد را دیدم و راهنمای موزه توضیح داد هر مردی که به زن صاحب‌داری دست درازی می‌کرد،  به دست جلاد سپرده می‌شد. اما تصاحب زنان بدون صاحب (زنانی که نوار دور انگشت و طوق به گردن نداشتند)، منعی نداشت!

الان هم فرانسه تنها کشور متمدن جهان است که حلقه نامزدی در آن اهمیت فوق‌العاده‌ای دارد و زنانی که نامزد، دوست پسر و یا شوهر دارند، حتماً یک حلقه به انگشت دارند و هیچ مردی از زنی که حلقه به انگشت دارد، تقاضایی نمی‌کند و دعوت از یک زن یا دختر دارای حلقه نامزدی را خلاف اخلاق و دور از شأن یک جنتلمن می‌دانند.}1

 ارجاعات:

1ـ کتاب: دختر یتیم فرح پهلوی(جلد اول)/ به کوشش: احمد پیرانی/ ناشر: انتشارات به آفرین، تهران/ چاپ دوم، ۱۳۸۷/ صص ۹۹، ۱۰۰



:: موضوعات مرتبط: ***___ تاریخ ___***، ***___تاریخ جهان___***، ***___ فرهنگ ___***، فرهنگ ایرانی، فرهنگ غربی
:: برچسب‌ها: حلقه, حلقه ازدواج, فلسفه حلقه ازدواج, وحشی گری غرب
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : سه شنبه نوزدهم اسفند ۱۳۹۹
 
جهت اطلاع از تنظیمات و ویــــرایش این قالب اینجا را کلیک کنید.

.:: کلیک کنید ::.