|
|
|

نقل میکنند که روزی یکی از علمای اهل تسنن، چند نفر از طلاب مبتدی شیعه را دید و پرسید: چرا شما مُتْعه را حلال میدانید؟ طلبههای مبتدی نمیتوانستند جواب او را بدهند ناگهان عالمی شیعه عبور کرد و متوجه سوال شد جلو آمد و گفت: در کتاب صحیح بخاری خلیفه اول متعه را حلال کرده است. آن عالم گفت چگونه؟ عالم شیعه جواب داد، خلیفه گفته: [تا اینجا صفحه ۳۵۹ کتاب] «مُتْعَتانِ مُحَلَّلَتانِ فی زَمَنِ رَسُولِ اللهِ وَ اَنَا اُحَرِّمُهُما»(1ـ زیرنویس) اگر در زمان حضرت رسول حلال بوده او حقی نداشته که حرام کند. [زیرنویس صفحه 360 کتاب] ۱ـ در کنز العرفان، ج۲، ص۱۵۲ مطلب را بدون ذکر مناظره آورده و در آن ذکر شده که یکی از مسلمانان اقدام به ازدواج موقت کرد وقتی که مورد مؤاخذه قرار گرفت گفت: خلیفه اول گفته است که: مُتْعَتانِ کانَتا عَلی عَهْدِ رَسُولِ اللهِ وَ اَنَا مُحَرِّمُهُما وَ مُعاقِبٌ عَلَیْهِما، مُتْعَةُ النِّساءِ وِ مُتْعَةُ الْحَجِّ.(به نقل از الغدیر، ج۱۲، ص۸۳) این جمله که از خلیفه اول نقل شده گواه بر این حقیقت است که در زمان پیامبر اکرم(ص) مُتْعه بوده و هرگز نسخ نشده است و بدیهی است که هیچ کس جز خدا و پیامبرش حق نسخ احکام را ندارند و بعد از رحلت آن حضرت باب نسخ به کلی مسدود شد و اگر قرار باشد هر کسی به اجتهاد خود قسمتی را نسخ کند دیگر چیزی باقی نمیماند. اجتهاد در برابر سخنان پیامبر اجتهاد در مقابل نص است که فاقد اعتبار است. لذا امیرالمومنان علی علیهالسلام میفرمایند: اگر متعه (ازدواج موقت) را قبل از من (خلیفه دوم) حرام نکرده بود کسی زنا نمیکرد مگر انسان شقی لَوْلا اَنَّ عُمَرَ نَهی عَنِ الْمُتْعَةِ مازَنی اِلّا شَقِیِّ.(تفسیر اثنی عشریه، ج۲، ص۳۹۳) پس معلوم گشت که متعه در زمان پیامبر اکرم(ص) با تجویز و یا با تأسیس ایشان، و یا با قبول کردن او معمول بوده و از اصحاب آن حضرت هم کسانی که خوش نام بودند به این سنت حسنه عمل میکردند مثل جابر بن عبدالله انصاری، عبدالله بن مسعود، زبیر بن العوام و اسماء دختر ابوبکر و حتی زبیر بن العوام با اسماء دختر ابوبکر صیغه شدند و از او عبدالله بن زبیر به وجود آمد. و در تفسیر عیاشی، محمد بن مسلم، از حضرت امام صادق علیهالسلام روایت میکند که جابربن عبدالله گفت در زمان رسول خدا(ص) در رکاب ایشان به جنگ رفتیم و آن حضرت متعه را حلال فرمود بر ما، و آن را حرام نکرد. مرحوم علامه طباطبایی در المیزان میفرمایند: البته روایاتی هم هست که نشان میدهد که متعه نسخ شده ولی از جلالت و بزرگی بعضی از راویان متعه، مثل امیرمؤمنان علی علیهالسلام و جابر بن عبدالله و ابن مسعود که ملازم پیامبر اکرم(ص) بودند، و از دشوار و آسان احکام، کاملاً اطلاع داشتند بعید است که از نهی آن حضرت، بیاطلاع بوده باشند. و حتی شخصی به نام عبدالله بن عمر اللیثی نزد حضرت امام محمد باقر(ع) آمد و عرض کرد چه میفرمایید درباره متعه زنان؟ حضرت فرمودند: هم خداوند آن را در قرآن و هم بر زبان پیامبرش حلال کرده تا روز قیامت، پرسید آیا چنین میگویی و حال آنکه عمر بن الخطاب آن را نهی کرده است؟ حضرت فرمود آری اگر چه عمر گفته باشد، عبدالله گفت تو را پناه به خدا میدهم، آیا چیزی را که عمر حرام کرده باشد تو حلال میکنی، امام فرمودند: تو به حکم رفیقت عمل کن و من به حکم رسول خدا(ص) سپس امام او را به ملاعنه دعوت کرد ولی او نپذیرفت. (المیزان، ج۴، ص۴۴۷،۴۴۳) در ترجمه الغدیر تألیف علامه امینی رحمة الله علیه از خلیفه دوم چنین نقل شده که او گفته است «ثَلاثٌ کُنَّ عَلی عَهْدِ رَسُلِ اللهِ وَ اَنَا مُحَرِّمُهُنَّ وَ مُعاقِبٌ عَلَیْهِنَّ، مُتْعَةُ الْحَجِّ وَ مُتْعَةُ النِّساءِ وَ حَیَّ عَلی خَیْرِالْعَمَلِ فیِ الْأَذانِ». یعنی سه چیز است که در زمان رسول خدا(ص) بود ولی من آنها را حرام کردم و مجازات خواهم کرد (کسانی که انجام دهند) ۱ـ مُتْعه حج ۲ـ مُتْعه زنان(ازدواج موقت) ۳ـ و حی علی خیرالعمل را در اذان نماز.(ترجمه الغدیر، ج۱۲، ص۸۳)}1 ارجاعات: 1ـ کتاب: آداب الطّلاب/ مولف: شاکر برخوردار فرید/ ناشر: موسسه انتشاراتی لاهوت، تهران/ چاپ ششم ۱۳۹۲/ صص۳۵۹ و ۳۶۰ 
:: موضوعات مرتبط:
***___ دین ___***،
احادیث و روایات،
زنا و رابطه نامشروع،
اسلام و مسایل ازدواج و طلاق
:: برچسبها:
متعه,
ازدواج موقت,
خلیفه,
عالم شیعه
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : جمعه یکم دی ۱۴۰۲
|
|
(ماه رمضان، ماه مهمانی خدا بر شما مبارک باد) 
قال رسول الله صلى الله عليه و آله: قال الله تعالى «الصوم لى و انا اجزى به»رسول خدا فرمود خداى تعالى فرموده است:روزه براى من است و من پاداش آن را می دهم.وسائل الشيعه ج 7 ص 294، ح 15 و 16 ; 27 و 30...................پیامبر صلى الله علیه و آله فرمودند: شَهرُ رَمَضانَ شَهرُ اللّه عَزَّوَجَلَّ وَ هُوَ شَهرٌ یُضاعِفُ اللّهُ فیهِ الحَسَناتِ وَ یَمحو فیهِ السَّیِّئاتِ وَ هُوَ شَهرُ البَرَكَةِ؛ ماه رمضان، ماه خداست و آن ماهى است كه خداوند در آن حسنات را مىافزاید و گناهان را پاك مىكند و آن ماه بركت است. (بحارالأنوار، ج 96، ص 340، ح 5)............امام علی علیه السلام:فرض الله ...َ الصِّیَامُ ابْتِلَاءً لِإِخْلَاصِ الْخَلْقخداوند روزه را واجب کرد تا به وسیله آن اخلاص خلق را بیازماید. ( نهج البلاغه(صبحی صالح) ص 512 ، ح 252 )...............امام على (علیه السلام) فرمود: شهر رمضان شهر الله و شعبان شهر رسول الله و رجب شهرى؛ رمضان ماه خدا و شعبان ماه رسول خدا و رجب ماه من است. (وسائل الشیعه، ج 7 ص 266، ح 23)..........حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم:لِکُلِّ شَیْءٍ زَکَاةٌ وَ زَکَاةُ الْأَبْدَانِ الصِّیَامبرای هر چیزی زکاتی است و زکات بدنها روزه است.(فضائل الأشهر الثلاثة :75/57 )..................رسول خدا (صلى الله علیه و آله) فرمود: هو شهر اوله رحمة و اوسطه مغفرة و اخره عتق من النار؛ رمضان ماهى است كه ابتدایش رحمت است و میانه اش مغفرت و پایانش آزادى از آتش جهنم. (بحار الانوار، ج 93، ص 342)...........قال رسول الله صلى الله عليه و آلهطوبى لمن ظما او جاع لله اولئك الذين يشبعون يوم القيامة.رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:خوشا بحال كسانى كه براى خدا گرسنه و تشنه شده اند اينان در روز قيامت سير می شوند.وسائل الشيعه، ج 7 ص 299، ح2.................رسول خدا (صلى الله علیه و آله) فرمود: ان ابواب السماء تفتح فى اول لیلة من شهر رمضان و لا تغلق الى اخر لیلة منه؛ درهاى آسمان در اولین شب ماه رمضان گشوده مىشود و تا آخرین شب آن بسته نخواهد شد. (بحار الانوار، ج 93، ص 344).................حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم:الصَّوْمُ جُنَّةٌ مِنَ النَّارروزه سپر آتش (جهنم) است. «یعنی بواسطه روزه گرفتن انسان از آتش جهنم در امان خواهد بود.» (کافی(ط-الاسلامیه) ج 4، ص 62 )...................رسول خدا (صلى الله علیه و آله) فرمود: لو یعلم العبد ما فى رمضان لود ان یكون رمضان السنة؛ اگر بنده «خدا» مىدانست كه در ماه رمضان چیست [چه بركتى وجود دارد] دوست مىداشت كه تمام سال، رمضان باشد. (بحار الانوار، ج 93، ص 346)...............امام رضا (علیه السلام) فرمود: من قرا فى شهر رمضان ایة من كتاب الله كان كمن ختم القران فى غیره من الشهور؛ هر كس ماه رمضان یك آیه از كتاب خدا را قرائت كند مثل اینست كه درماههاى دیگر تمام قرآن را بخواند. (بحار الانوار ج 93، ص 346).............حضرت علی علیه السلام:صَوْمُ الْقَلْبِ خَیْرٌ مِنْ صِیَامِ اللِّسَانِ وَ صِیَامُ اللِّسَانِ خَیْرٌ مِنْ صِیَامِ الْبَطْنروزه قلب بهتر از روزه زبان است و روزه زبان بهتر از روزه شکم است. (تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص 176 ، ح 3363 )......................قال الكاظم (عليه السلام)دعوة الصائم تستجاب عند افطارهامام كاظم (عليه السلام) فرمود:دعاى شخص روزه دار هنگام افطار مستجاب می شود.بحار الانوار ج 92 ص 255 ح 33.....................امام صادق (علیه السلام) فرمود: التقدیر فى لیلة تسعة عشر و الابرام فى لیلة احدى و عشرین و الامضاء فى لیلة ثلاث و عشرین؛ برآورد اعمال در شب نوزدهم انجام مىگیرد و تصویب آن در شب بیست ویكم و تنفیذ آن در شب بیست و سوم. (وسائل الشیعه، ج 7 ص 259)................امام صادق (علیه السلام) فرمود: ان من تمام الصوم اعطاء الزكاة یعنى الفطرة كما ان الصلوة على النبى (صلى الله علیه و آله) من تمام الصلوة؛تكمیل روزه به پرداخت زكاة یعنى فطره است، همچنان كه صلوات بر پیامبر (صلى الله علیه و آله) كمال نماز است. (وسائل الشیعه، ج 6 ص 221، ح 5)...............امام محمد باقر علیه السلام: لکل شیء ربیع و ربیع القرآن شهر رمضان؛ هرچیز بهاری دارد و بهار قرآن ماه رمضان است. (اصول کافی / ج2 / « کتاب فضل القرآن » « باب نوادر » حدیث 9 و 10)............امام حسن عسکری علیه السلام:لَیسَتِ العِبادَةُ کَثرَةَ الصیّامِ وَ الصَّلاةِ وَ انَّما العِبادَةُ کَثرَةُ التَّفَکُّر فی أمر اللهِ؛عبادت کردن به زیادی روزه و نماز نیست، بلکه (حقیقت) عبادت، زیاد در کار خدا اندیشیدن است. (تحف العقول ص 442 )..........................قال الصادق (عليه السلام)من فطر صائما فله مثل اجرهامام صادق (عليه السلام) فرمود:هر كس روزه دارى را افطار دهد، براى او هم مثل اجر روزه دار است.الكافى، ج 4 ص 68، ح 1......................امام صادق علیه السلام:إِنَّمَا فَرَضَ اللَّهُ (عَزَّ وَ جَلَّ) الصِّیَامَ لِیَسْتَوِیَ بِهِ الْغَنِیُّ وَ الْفَقِیرخداوند روزه را واجب کرده تا بدین وسیله دارا و ندار (غنی و فقیر) مساوی گردند. (من لا یحضره الفقیه ج 2 ص 73، ح 1766 )
:: موضوعات مرتبط:
***___ دین ___***،
احادیث و روایات،
روزه ، عید فطر،
ماه رمضان ، شب قدر ، شب های احیاء
:: برچسبها:
رمضان,
ماه روزه,
روزه دار,
حدیث
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : جمعه چهارم فروردین ۱۴۰۲
|
|
مشارطه ، مراقبه و محاسبه 
{از اموری که علمای اخلاق ـ از جمله امام خمینی رحمت الله علیه در اربعین حدیث ـ بسیار به آن تاکید نمودهاند (مشارطه ، مراقبه و محاسبه) است.مشارطه: اول هر روز با خود شرط کنیم که امروز را گناه نمیکنیم.مراقبه: در طول روز بر این شرطی که نمودهایم مراقبت کنیم تا از آن تخلف ننماییم.محاسبه: در پایان روز و انتهای شب محاسبه نماییم که چقدر بر شرط خود پایبند بودهایم. بخش سوم که محاسبه است در این میان از اهمیت فوقالعادهای برخوردار است و شیطان همیشه تلاش میکند تا ما بر انجام این مهم موفق نباشیم. (امتحان کنید متوجه میشوید که فراموشی در این بخش بسیار است).امام کاظم علیهالسلام فرموده است: �از ما نیست کسی که هر روز حساب خود را نکند پس اگر کار نیکی کرده است از خدا زیادی آن را خواهد و اگر گناه و کار بدی کرده در آن گناه از خدا آمرزش خواهد و به سوی او بازگشت کند (و توبه نماید).(الکافی ج2 ص453)}1ارجاعات:1ـ منبع: فصلنامه کمک آموزشی شمیم معرفت/ سال هفتم ، تابستان 1389، تهران ، شماره 23/ صاحب امتیاز: نمایندگی ولی فقیه در سازمان بسیج/ مدیر مسئول: علی رضایی/ سردبیر: علی اصغر علی مردانی/ نام مقاله و نویسنده: صله ارحام بایدها و آسیبها، حجتالاسلام رضا مسجدی/ صفحه 88
:: موضوعات مرتبط:
***___ دین ___***،
اخلاق اسلامی،
تربیت اسلامی،
احادیث و روایات،
اعمال و کردار
:: برچسبها:
مشارطه,
مراقبه,
محاسبه,
حسابرسی اعمال
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : جمعه یکم مهر ۱۴۰۱
|
|

{در مورد کسر اصنام و بتهای جاهلیت این امر را به علی(ع) محول فرمود. ابتداء پیغمبر پا روی شانه آن حضرت گذارد نتوانست تحمل کند. آنگاه «ثم قال لی اصعد یا علی فصعدت علی منکبه فالقیت صنمهم الاکبر». پا بر شانه پیغمبر گذارد و اصنام و بتهای جاهلیت را سرنگون کرد. که در مقام افتخار فرماید «انا کسرت الاصنام انا رفعت الاعلام انا بنیت الاسلام». احمد بت شکن خلیلانه با علی در حرم شد از خانه خواست تا دفتر رسالت را برساند به مهر شاهانه بهر تخریب بت علی را گفت پا به دوشم گذار مردانه کرد واجب چو پاک کرد از بت بر خود و خلق طوف آن خانه بت شکستن بهانه بود و غرض حیدرش پا نهاد بر شانه «عمر» در آن لحظه آرزو کرد کاش من بجای علی(ع) بودم فرمود «ان الذی عبده لایقدر علی قلعه» آنکه خود این بتها را عبادت کرد قدرت قلع و کندن آنها را ندارد. این امور را بر عهده علی(ع) در زمان خود گذارد خواست بفهماند آن کسی که ادا کننده قرض هدایت است، علی(ع) و اولادهای او ائمه معصومین که حجت خدا در روی زمین هستند.}1ارجاعات: 1ـ کتاب:«گفتار وعاظ» جلد 2/ مولف: محمد مهدی تاج لنگرودی واعظ/ ناشر: دفتر نشر ممتاز/ چاپ دوازدهم 1378/ سخنرانی جناب آقای حاج شیخ محمد تقی صدرا، اراکی «از تهران»/ صفحه 206 
:: موضوعات مرتبط:
***___ دین ___***،
شیطان پرستی ، بت پرستی،
احادیث و روایات،
حضرت محمد(ص) و اقدامات او،
امام علی(ع)، مبارزات سیاسی و اقدامات دینی او
:: برچسبها:
بت شکن,
امام علی,
بر دوش پیامبر,
احمد بت شکن خلیلانه
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : شنبه هفدهم اردیبهشت ۱۴۰۱
|
|
مال و ثروت میراث فراعنه ـ مال جمع نمیشود مگر به پنج خصلت 
{امیرالمومنین علی علیهالسلام مال را میراث فراعنه و ستمکاران معرفی فرموده است: «العلم افضل من المال بسبعه: الاول انه میراث النبیاء و المال میراث الفراعنه» به هفت دلیل علم از مال افضل و برتر است، اول آنکه علم میراث پیغمبران است و مال میراث ستمکاران و فراعنه، چون تحصیل و جمع مال در اغلب افراد جز به صفات رذیله و کارهای زشت صورت نمیگیرد، چنانچه امام رضا علیهالسلام فرموده: «لا تجمع المال الابخصال خمی: ببخل شدید، و امل طویل، و حرص غالب، و قطیعة الرحم، و ایثار الدنیا علی الاخرة» ترجمه: جمع نمیشود مال مگر به پنج خصلت: 1 ـ بخل شدید: یعنی نگهداری مال و بشدت از صرف و خرج آن خودداری کردن. 2 ـ امل طویل: آرزوی طولانی و دنبالهدار داشتن و به وسیله مال به هدف خویش رسیدن. 3 ـ حرص غالب: هر چه کسب می کند به آن راضی نباشد و برای بدست آوردن بیشتر، عمر خود را صرف نمودن. 4 ـ قطیعة الرحم: منع احسان از رحم کردن و از بذل مال در راه ایشان دریغ داشتن. 5 ـ ایثار و اختیار نمودن دنیا را بر آخرت: از آخرت چشم پوشیدن و دنیا را اختیار نمودن و بدین واسطه در جمع مال کوشیدن. رسول معظم(ص) دینار و درهم را مهلک بشر معرفی فرموده است: «قال رسول الله(ص) الدینارو والدرهم اهلکا من کان من قبلکم و هما مهلکاکم » رسول خدا(ص) فرمود: دینار و درهم مردم قبل از شما را هلاک کرد، و هم آن دو هلاک کننده شما است}1. ارجاعات: 1 ـ کتاب:«گفتار وعاظ» جلد 3 / مولف: محمد مهدی تاج لنگرودی واعظ/ ناشر: دفتر نشر ممتاز/ چاپ دوازدهم 1378/ سخنرانی جناب آقای حاج شیخ مرتضی علم الهدی (از مشهد)/ صفحه 184 و 185 
:: موضوعات مرتبط:
***___ دین ___***،
اخلاق اسلامی،
احادیث و روایات،
دنیاپرستی ، ثروت گرایی ، مال دوستی،
دین و اقتصاد
:: برچسبها:
مال,
ثروت,
مخالفت اسلام با ثروت,
ثروتمند
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : شنبه دهم اردیبهشت ۱۴۰۱
|
|

وفای پیامبر: [عمار میگوید: پیش از بعثت، من و حضرت محمد(ص) با هم چوپانی میکردیم. یک روز به او پیشنهاد کردم که فلان منطقه چراگاه خوبی برای گوسفندان است فردا به آنجا برویم. حضرت محمد(ص) پذیرفت. من فردا به آنجا رفتم و دیدم پیامبر(ص) قبل از من به آنجا رسیده است ولی گوسفندان خود را از چریدن باز میدارد. پرسیدم چرا نمیگذاری گوسفندان بچرند؟ فرمود: چون وعده من با تو این بود که با هم شروع کنیم، نخواستم قبل از تو گوسفندان من از این چراگاه استفاده کنند]1. صداقت پیامبر با مردم: [یکی از فرزندان پیامبر(ص)، به نام ابراهیم در کودکی از دنیا رفت، اندکی پس از مرگ او خورشید گرفت، مردم گمان کردند که این خورشید گرفتگی به خاطر فوت ابراهیم است. ولی پیامبر(ص) فوراً مردم را جمع نمود و فرمود: گرفتن خورشید به خاطر مرگ فرزندم نبوده است. او بدین وسیله مردم را از جهل و خرافه حفظ نمود. در حالی که اگر هر سیاستمداری بود با شعار «هدف وسیله را توجیه میکند» از این تصور و فکر غلط مردم سوء استفاده میکرد و علاقه ناروای آنان را میستود]2. عبادت پیامبر: [ چون پاسی از شب میگذشت رسول خدا (ص) از بستر بر میخاست و پس از گرفتن وضو و زدن مسواک و تلاوت آیاتی چند از قرآن کریم، در گوشهای به عبادت میپرداخت و اشک میریخت. بعضی از همسرانش که او را به این حال میدیدند میگفتند: تو که گناهی نداری چرا این قدر اشک میریزی؟ میفرمود: آیا بنده شاکر خدا نباشم؟ امّ سلمه میگوید: شبی پیامبر در خانه من بود، نیمه شب، او را نیافتم به سراغش شتافتم، دیدم در تاریکی ایستاده، دستها را بلند کرده، اشک میریزد و میگوید: خدایا! نعمتهایی که به من دادهای از من مگیر، دشمنم را خشنود مکن، به بلاهایی که مرا از آنها نجات دادی گرفتارم مکن، حتی به اندازه چشم بر هم زدنی مرا به خود وامگذار. به او گفتم پدر و مادرم فدایت شوند، شما که بخشوده شدهای! فرمود: هیچ کس از خدا بینیاز نیست. حضرت یونس(ع) آنی به خود واگذار شد، در شکم ماهی زندانی شد(بحارالانوار ، ج 16 ، ص 217). به هنگام نماز میلرزید و هرگاه نماز را به تنهایی میخواند رکوع و سجود آن را طول میداد ولی هرگاه به جماعت نماز میخواند بسیار عادّی و ساده برگزار میکرد. به یکی از یارانش که امام جماعت سایر مسلمانان شده بود سفارش فرمود: هر گاه با مردم به نماز میایستی سعی کن بعد از حمد، سوره کوچکی قرائت کنی و نماز را طول ندهی] 3.دلسوزی و مهربانی پیامبر: [پیش از بعثت پیامبر(ص) زندگی بر مردم سخت شد و کم کم کار به قحطی کشید، مردم به وحشت افتاده بودند، از جمله حضرت ابوطالب پدر بزرگوار حضرت علی(ع) که پیرمردی عیالمند و کم درآمد بود، نیاز شدیدی به کمک داشت. پیامبر(ص) با عموی خود ((عباس)) بنا گذاشتند خدمت ابوطالب برسند و هر یک، یکی از فرزندان او را به خانه خود بیاورند و بدین ترتیب مخارج زندگی او را سبک کنند. این تصمیم عملی شد. عباس، جعفر را به خانه خود برد و پیامبر(ص)، علی(ع) را به منزل آورد و از همان اوان کودکی مربّی او گردید. بر خلاف رهبرانی که هنگام احساس خطر، اول جان خود را از حادثه به در میبرند و پا به فرار میگذارند و مردم و هواداران را در گرفتاریها رها می کنند، پیامبر(ص) در مکه ماندند و به برخی هواداران خود فرمان هجرت به حبشه را صادر فرمودند و به هنگام هجرت به مدینه نیز اول مسلمانان را فرستادند و بعد خودشان هجرت نمودند] 4. همگامی پیامبر با یاران: [ در سفری که رسول خدا (ص) با اصحاب داشتند، هنگام تهیه غذا هر یک از آنان کاری را قبول کردند، پیامبر(ص) هم هیزم جمع کردن را بر عهده گرفت و هر چه اصحاب خواستند از کار پیامبر (ص) جلوگیری نمایند نپذیرفت. در مورد دیگری که پیامبر(ص) از شتر پیاده شدند و برای بستن آن به گوشهای میرفتند اصحاب آمدند تا شتر را از پیامبر(ص) بگیرند و افسار آن را ببندند اما پیامبر نپذیرفت و فرمود: سعی کنید کار خود را به دیگران واگذار نکنید]5. قاطعیت پیامبر: [ عدهای خدمت آن حضرت رسیدند و گفتند: ما به تو ایمان میآوریم به شرط اینکه نماز نخوانیم. اما پیامبر(ص) نپذیرفت زیرا حاضر نبود به قیمت زیاد شدن پیروان گوشهای از مکتب آسیب ببیند. این دیگرانند که برای به دست آوردن پیروان زیادتر هر لحظه به شکلی و نامی و آرمی تغییر روش میدهند و همچون تجار دنبال پیدا کردن مشتری هستند]6. ارجاعات: 1 ـ سیره پیامبر اکرم(ص) با نگاهی به قرآن کریم/ص42 2 ـ همان/ص423 ـ همان/ص 36و37 4 ـ همان/ص 39و40 5 ـ همان/ص41 6 ـ همان/ص44 منبع: کتاب: سیره پیامبر اکرم(ص) با نگاهی به قرآن کریم/ مولف: محسن قرائتی/ ناشر: مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن/ چاپ سوم 1385 
:: موضوعات مرتبط:
***___ دین ___***،
اخلاق اسلامی،
تربیت اسلامی،
احادیث و روایات
:: برچسبها:
صفات پیامبر,
قاطعیت پیامبر,
صداقت پیامبر,
وفای پیامبر
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : جمعه بیست و هفتم اسفند ۱۴۰۰
|
|

[پیامبر اکرم(ص) میفرماید: «کعبه را از آن رو کعبه نامیدند که در وسط دنیا قرار دارد». یکی از دانشمندان مصر به نام «دکتر کمالالدین حسین» در طی تحقیقات خود با ساختن قبلهنما و تهیهی نقشهای برای محاسبهی ابعاد شهرهای جهان نسبت به مکهی مکرمه دریافت که این شهر مقدس دقیقاً در مرکز جهان واقع شدهاست (مصاحبه مطبوعاتی دکترکمالالدینحسین در روزنامه الاهرام، مورخ 5/1/1977 شماره 32898). کعبه را از آن جهت «بیت الله الحرام» مینامند که داخل شدن به آن برای مشرکین حرام است و از آن جهت «بیت عتیق» نامیدهاند زیرا که این خانه از غرق شدن در طوفان نوح آزاد شده است و نیز گفته شده که چون این خانه هیچگاه به تصرف و تملک هیچ جهانگشایی در نیامدهاست. معماری خانه کعبه نیز یکی از موارد عجیب و منحصر به فرد است از آن حیث که ابعاد آن در عین حال که مکعب مانند است لکن به میزان معتنابه با یکدیگر تفاوت دارد و این با چشم قابل رؤیت نیست. ارتفاع کعبه تقریباً چهارده متر میباشد که مشتمل بر چهار رکن است و اولین بار توسط فرشتگان و جبرئیل امین و سپس بدست آدم ابوالبشر و بعد توسط ابراهیم خلیلالله تجدید بنا شد.]1 [حجرالاسود که بر دیوار کعبه جای دارد نیز از سنگهای بسیار شگفتانگیز است. این سنگ همزمان با هبوط آدم ابوالبشر به زمین آمد تا پس از آن آدم با دیدنش میثاقی را که فراموش کردهاست به یاد آورد. این سنگ بهشتی از آب سبکتر است و تصویر کسانی را که از مقابلش میگذرند در خود ثبت نموده و در قیامت بر طواف ایشان شهادت میدهد. مکان قرار گرفتن این سنگ همانجایی است که خداوند از انسانها در آنجا میثاق اخذ نموده است و علت این شرف آن است که این سنگ نخستین مخلوقی بود که بر وصایت علی(ع) اقرار نمود و حکمت استلام این سنگ آن است که میثاقهای خلایق درون آن قرار دارد این سنگ در آغاز همچون مروارید سفید و درخشنده بوده لکن در اثر گناهان بنیآدم به سیاهی گرایید (کتاب جامع عللالحج، تألیف شیخ صدوق). یکی از قسمتهای خانهی کعبه که بسیار بسیار شریف است «حطیم» میباشد که فاصله میانی حجرالاسود و درب کعبه را شامل میشود. پیامبر(ص) میفرمایند: «آنجا جایگاهی از جایگاههای بهشت است و بهترین و پاکترین و نزدیکترین مکان به مقام قرب الهی میان رکن و مقام است». به نقلی بین رکن و مقام تا چاه زمزم 99 پیامبر مدفون میباشند. امام صادق(ع) میفرمایند: «بعد از حطیم، برترین نقطهی مسجدالحرام برای خواندن نماز و عبادت حجر اسماعیل است». این مکان مدفن حضرت اسماعیل(ع) و مادر بزرگوارش حضرت هاجر و بسیاری از انبیاء الهی است. در شمال شرقی کعبه، مقام ابراهیم(ع) است که مشتمل بر سنگی بهشتی است که ابراهیم(ع) بر روی آن میایستاد و دیوارهای کعبه را میساخت . اکنون جای پای آن حضرت بر روی سنگ نمایان است.] 2[در شرافت و عظمت کعبه و مسجدالحرام همین بس که هر کس بر آن ورود یابد مادام که بر ولایت ائمه باشد تمام گناهانش آمرزیده میشود (من لا یحضره الفقیه، ج3، ص30). روایت شریف میفرماید: «أن النظر الی الکعبة عبادة» همانا نگاه به کعبه عبادت است (من لا یحضره الفقیه، ج3، ص30).روایت این بخش نیز به گوشهای از فضایل حج اشاره دارد و میفرماید کسی که چهل حج بجای آورد خداوند به او اذن خواهد داد هر کس را میخواهد شفاعت نماید. از جمله کسانی که در طول زندگی پر برکتش چهل بار با شتر به زیارت خانهی خدا مشرف گردید وجود مقدس امام زینالعابدین(ع) است (من لا یحضره الفقیه، ج2، ص217 باب فضایل الحج).]3............................................................ارجاعات: 1ـ از کتاب: عدد مقدس (تقدس عدد چهل در آینه روایات)/ نویسنده: عبدالرضا طرزی/ انتشارات رزقی، بیرجند/ چاپ دوم ، بهار 1390/ ص 79 2ـ از کتاب: عدد مقدس (تقدس عدد چهل در آینه روایات)/ نویسنده: عبدالرضا طرزی/ انتشارات رزقی، بیرجند/ چاپ دوم ، بهار 1390/ ص 803ـ از کتاب: عدد مقدس (تقدس عدد چهل در آینه روایات)/ نویسنده: عبدالرضا طرزی/ انتشارات رزقی، بیرجند/ چاپ دوم ، بهار 1390/ ص 81 
:: موضوعات مرتبط:
***___ دین ___***،
احادیث و روایات،
سفر حج ، مکه ، کعبه ، حجرالاسود
:: برچسبها:
کعبه,
مکه,
حجرالاسود,
حجر اسماعیل
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : چهارشنبه بیست و پنجم اسفند ۱۴۰۰
|
|

{فضایل «بسم الله الرحمن الرحیم»در اخبار و روایات پیشوایان دین فضایل بسیاری برای «بسم الله الرحمن الرحیم» بیان شده است از آن جمله: 1ـ رسول اکرم(ص) فرموده است: هر کار با ارزشی که بدون «بسم الله الرحمن رحیم» آغاز شود، آن کار ناقص و ضایع و بینتیجه خواهد ماند.(1)2ـ امام رضا(ع) فرمود: «بسم الله الرحمن الرحیم» به اسم اعظم خداوند، از سیاهی چشم به سفیدی آن نزدیکتر است.(2)3ـ «ابن مسعود» گفته است: تعداد حروف «بسم الله الرحمن الرحیم» 19 عدد است که برابر است با تعداد ملائکهای که نگهبان آتش دوزخ هستند، و هر که امید دارد خداوند او را از آتش دوزخ برهاند، آن را زیاد تلاوت کند.(3)4ـ امام صادق(ع) فرمود: هرگز «بسم الله الرحمن الرحیم» را ترک مکن ولو بخواهی بعد از آن شعری بخوانی.(4)5ـ رسول اکرم(ع) فرموده است: دعایی که با «بسم الله الرحمن الرحیم» آغاز گردد، رد نمیشود.(5)6ـ امام صادق(ع) فرمود: «چه بسا که برخی از شیعیان ما «بسم الله الرحمن الرحیم» را در آغاز کارشان ترک کنند، در نتیجه خداوند آنها را با ناراحتی مواجه میسازد تا بیدار شوند و شکر و ثنای الهی را به جا آورند، تا این خطا از نامه عملشان محو شود».(6)7 ـ اما صادق(ع) فرموده است... . 

:: موضوعات مرتبط:
***___ دین ___***،
قرآن ، تفسیر قرآن،
احادیث و روایات
:: برچسبها:
بسم الله الرحمن الرحیم,
فضایل بسم الله,
گفت بسم الله,
روایت درباره بسم الله
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : جمعه پانزدهم بهمن ۱۴۰۰
|
|

(نجاشی در زمان حکومت امیرالمومنین(ع) زندگی میکرد. او مردی شجاع و دلیر بود و گاهی هم در مدح مولا اشعار میگفت و در جنگها هم در زمرة لشگریان حضرت بود. او در یکی از روزهای سال که اتفاقاً ماه رمضان هم بود مقداری کله و پاچه در منزل خود طبخ کرده بود تا از آن بخورد، برای تهیه شراب از منزل خارج شد، در بین راه به یکی از دوستانش رسید و از او دعوت کرد تا با هم به بازار یهودیها رفته و شراب تهیه کنند و بمنزل برده و با کله و پاچه بخورند. دوستش گفت ای نجاشی، مگر ماه رمضان نیست و مگر تو روزه نداری؟! گفت چرا میدانم ماه رمضان است و روزه هم هستم، اما اینهمه عبادت کردیم یک روز هم معصیت کنیم چه میشود، گفت مگر نمیدانی زمان زمان حکومت علی(ع) است اگر گرفتار مأموران علی(ع) شوی چه میکنی؟ نجاشی گفت من یقین دارم که اگر علی(ع) همه را حد بزند مرا حد نمیزند زیرا من شاعر علی هستم و در جنگها هم از نظر قشون او را کمک میکنم. بالاخره با هم به بازار یهودیها رفتند و شراب تهیه کردند و به منزل بردند و با هم خوردند وقتی که مست شدند، نجاشی به دوست خود پیشنهاد کرد که با هم از منزل خارج شده و کمی قدم بزنند، با هم از منزل بیرون آمدند، در این حال مأموری از مأموران حضرت علی(ع) میآمد، دوست نجاشی فوری پا به فرار گذاشت و رفت، ولی نجاشی با کمال بیاعتنایی به مسیر خود ادامه داد، مأمور دستگاه عادلانة علی(ع) دید یک مردی مستانه راه میرود، به نزد او آمد و گفت آقا شما مستید؟ گفت بلی، گفت شراب خوردی؟ گفت بلی، گفت پس به دادگاه عدل علی(ع) برویم. نجاشی گفت میدانم که شما مرا نمیشناسی زیرا اگر میشناختید این حرف را نمیگفتی. مأمور گفت شما هر که و هر چه باشی حکومت حکومت خدائیست باید برویم. مأمور به هر نحوهای بود نجاشی را با خودش برد و حضرت علی(ع) تا نگاهش به نجاشی افتاد از مأمور پرسید مگر نجاشی چه کرده؟ گفت یا علی او مست است. حضرت از نجاشی پرسید شما مست هستی؟ گفت بلی. فرمود شراب خوردی؟ گفت بلی. فرمود روزه هم بودی؟ عرض کرد بلی. حضرت دستور داد مأموری بیاید، وقتی که آمد، فرمود این مرد(نجاشی ) را بخوابان و یکصد و پنج تازیانه بزن، هشتاد تازیانه بجرم شراب خوردن و بیست و پنج تازیانه به جرم آنکه روزهاش را خورده است. نجاشی هر چه فریاد زد آقا من هستم، حضرت فرمود هر که باشی حکومت حکومت خدائی است فرقی بین مردم نیست)1. ارجاعات: 1ـ کتاب:«گفتار وعاظ» جلد 4/ مولف: محمد مهدی تاج لنگرودی واعظ/ ناشر: دفتر نشر ممتاز/ چاپ سوم 1378/ سخنرانی فقید سعید مرحوم علی اکبر مدقق از مشهد / صفحه 321 و 322

:: موضوعات مرتبط:
***___ دین ___***،
احادیث و روایات،
شراب + مواد مخدر+ خمر+ مشروبات الکلی،
حد و تعزیر ، شلاق ، سنگسار ، اعدام،
حکایات دینی
:: برچسبها:
نجاشی,
مست کردن,
شراب خوردن,
داستان شراب
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : یکشنبه دهم بهمن ۱۴۰۰
|
|

{حضرت[امام علی (ع)] میفرمایند: آن کس که به ظلم شتابد به دشمنی خداوند آمده است، (و من ظلم عبادالله کان الله خصمه دون عباده)هیچ عذری از انسان ظالم پذیرفته نخواهد شد و او در جنگ با خدا خواهد بود تا وقتی که توبه نماید و دست از ظلم بردارد، (و من خاصمه الله ادحض حجتّه، و کان للّه حرباً حتی ینزع و یتوب) هیچ چیز همانند ظلم، موجب خشم خدا و تغییر نعمت او به نقمت[تا اینجا ص ۶۲ کتاب] نمیشود. (ولیس شی ادعی الی تغییر نعمة الله و تعجیل نقمة من اقامة علی ظلم)ظلم همانند یک ویروس، کارایی و شکوفایی را از جامعه میگیرد و تن رنجور جامعه را برای پذیرش فساد و استبداد، تباهی و سلطهپذیری آماده میسازد. حضرت در یکی از خطبههای خود شقوق ظلم را این چنین بیان میدارد: «بدانید که ستم بر سه گونه است؛ آنکه آمرزیدنی نیست، آنکه واگذاشتنی نیست، و آن که بخشیدنی است، و باز خواست کردنی نیست. اما آنکه آمرزیدنی نیست، همتا انگاشتن برای خداست که بزرگترین ظلمهاست، و خدا درقرآن فرمود: «همانا خداوند شرکآوران را نخواهد بخشید.» اما ستمی که بربنده ببخشایند، ستم اوست بر خود، به برخی کارهای ناخوشایند. و آنکه واگذاشتی نیست، ستم بندگان است بر یکدیگر، که آن را قصاصی است هر چه دشوارتر. و آن قصاص زخمی نبود از کارد، که به تن فرو برند، و یا تازیانه که بر بدن فرود آرند بلکه چیزی است که برابر آن، رنج این المها را خرد شمارند.» (نهج البلاغه ، خطبه ۱۷۵)در همه حال خداوند در کمین ظالمان خواهد بود، و خواری و ذلت را بر آنان خواهد چشاند، و دعای مظلوم، به ویژه از ارباب دلهای سوخته و نفسهای گرسنه و بدنهای برهنه بیاجابت نخواهد ماند. [تا اینجا ص ۶۳ کتاب] خبرداری از خسروان عجم/ که کردند بر زیردستان ستم/ نه آن شوکت و پادشایی بماند/ نه آن ظلم بر روستایی بماند (بوستان سعدی، باب اول، تصحیح غلامحسین یوسفی، ص ۵۹ ، بیت ۴۱ و ۴۲ )
باید از ظلم به بندگان بر خود لرزید، که هیچ چیز همانند ظلم، موجب تغییر حکومت و زوال امنیت و فرود عذاب الهی نیست. آن خدای دانا به آشکار و نهان، از ظلم بر بندگانش نمیگذرد و ذرهای از ظلم را بیکیفر رها نخواهد کرد، (فان الله سمیع دعوة المضطهدین و هو للضالمین بالمرصاد) (ولیکن احب الامور الیک اوسطها فی الحق و اعمها فی العدل و اجمعها لرضی الرعیه) باید بهترین امور نزد تو، میانهروترین آن در حق، و فراگیرترین آنها در عدالت، و جامعترین روش در جلب رضایت مردم باشد.}1ارجاعات: 1ـ کتاب: دولت اسلامی/ نویسنده: مجیدسید قریشی/ ناشر: دفتر نشر معارف، قم/ چاپ اول ۱۳۸۷/ صص ۶۲ و ۶۳ و ۶۴ 

:: موضوعات مرتبط:
دین اسلام،
احادیث و روایات،
اسلام و ظلم ستیزی
:: برچسبها:
عاقبت ظلم,
ظلم پادشاهان,
ظلم حکومت,
ستم بر ضعفا
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : سه شنبه پنجم بهمن ۱۴۰۰
|
|

{حساب دنیا و آخرت در مثل عین رحم مادر است نسبت به دنیا، به همان نحوهای که رحم نسبت به دنیا هیچ قابل مقایسه نیست، دنیا هم نسبت به آخرت قابل مقایسه نیست، اینجا دارفناست، ولی آخرت دار بقاء است. خلقت انسان برای رسیدن به آنطرف است، چنانچه در حدیث قدسی دیدهام که خداوند میفرماید «خلقتم للبقاء لا للفناء» برای این دنیای زودگذر خلق نشدیم تا دوستش داشته باشیم، بلکه برای عالم آخرت و زندگانی ابدی آنجا خلق شدیم و باید آنطرف را دوست داشته باشیم، لذا بعضی از اولیاء خدا در دنیا خوشحال و خندان نبودند. به علی بن ابیطالب[ع] عرض کردند آقا: آن همه که با شما هستیم هیچ در وجنات شما و در ظاهر صورت شما خنده ندیدیم، در جواب فرمود: آدم مردنی مگر میخندد، در حدیث قدسی هم اشاره شده که خدا فرمود، «عجب لمن ایقن بالموت کیف یفرح» در شگفتم از کسی که یقین به مرگ دارد چگونه خوشحال است آدمیکه باید بمیرد و حتماً در قبر بخوابد به چه جرأت میخندد، خنده برای کسی است که در دنیا برای همیشه باقی بماند عمر شصت و هفتاد و هشتاد سال که خنده ندارد عرض کردند آقا: هرگز نخواهی خندید؟ فرمود: بلی خنده من موقع دارد، فعلاً خندههایم را در سینهام خفه کردم تا وقتی که پا به دالان دروازه بهشت بگذارم آنگاه مثل شما مردم دنیا قاه قاه میخندم»} 1.ارجاعات: 1 ـ کتاب:«گفتار وعاظ» جلد 2 / مولف: محمد مهدی تاج لنگرودی واعظ/ ناشر: دفتر نشر ممتاز/ چاپ دوازدهم 1378/ سخنرانی جناب آقای حاج شیخ ابراهیم معراجی «از لنگرود»/ صفحه 404

:: موضوعات مرتبط:
***___ دین ___***،
احادیث و روایات،
اعمال و کردار
:: برچسبها:
نخندیدن,
فرح,
شادی,
شادنبودن
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : سه شنبه پنجم بهمن ۱۴۰۰
|
|

از علی علیهالسلام سوال کردند که عاقل کیست و اعقل کدام است. احمق کیست و احمقتر کدام است؟ حضرت یک نحوهای تقسیمبندی میکند که هر کس تصور فرمایشات او را کند میفهمد که عاقل نمره اول کدام و عاقل نمره دوم کدام و احمق نمره اول کدام و احمق نمره دوم کدام است. زیرا آنکس که احمق است خودش نمیفهمد که احمق است برای آنکه همه مردم خودشان را عاقل میدانند. حالا توجه به بیان علی علیهالسلام کنید که چه میفرماید: میفرماید کارهای خود را بسنجد اگر نفع دنیا دارد بجا آورد آن شخص عاقل است و اما نمره دوم که اعقل است آنستکه کاری بکند که هم برای دنیا و هم برای آخرت او فایده داشته باشد و اما احمق نمره اول آنستکه کارهایی بکند که برای دنیایش مضر باشد از قبیل کار دنیائی که او را به فقر و فلاکت بکشاند مثل آدمیکه با درآمد کم خرج زیاد کند و مشروب بخورد و به مراکز فحشاء برود. و در نتیجه دچار امراض مقاربتی و خطرناک گردد و اما احمق نمره دوم آنستکه کارهایی بکند که نه برای دنیای او فایده داشته باشد و نه برای آخرت و هم برای دنیای او مضر باشد و هم برای عالم آخرت.[تا اینجا صفحه 367 کتاب] البته این را بدانید آنچه که اسلام حرام کرده یا ضرر دنیوی دارد و یا ضرر اخروی و هر چه را حلال کرده یا فایده دنیوی دارد و یا فایده اخروی و این هم مخصوص زمانی دون زمانی نیست بلکه حلال محمد حلال الی یوم القیامه و حرام الی قیامه، پس مراد از صالحات آن چیزهایی است که به صلاح انسان باشد و به نفع دنیا و آخرت او تمام شود. [تا اینجا صفحه 368 کتاب]ارجاعات: 1ـ کتاب:«گفتار وعاظ» جلد 2/ مولف: محمد مهدی تاج لنگرودی واعظ/ ناشر: دفتر نشر ممتاز/ چاپ دوازدهم 1378/ سخنرانی فقید سعید آقای حاج سید محمد علی مبارکه ای از اصفهان/ صفحات 367و368

:: موضوعات مرتبط:
***___ دین ___***،
اخلاق اسلامی،
علم و عقل در اسلام،
جهل و تعصب در اسلام،
احادیث و روایات
:: برچسبها:
عاقل,
احمق,
عاقلترین,
احمق ترین
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : دوشنبه چهارم بهمن ۱۴۰۰
|
|

{نکتهی مهم... که در مورد پوشیدن لباس وجود دارد، انتخاب رنگ لباس است؛ در اسلام توجه زیادی به پوشیدن لباسهای روشن شده است. ـ پیامبر اسلام(ص) میفرماید: لباس سفید بپوشید؛ زیرا برای شما لباسی زیباتر از سفید وجود ندارد.(کافی، ج3 ص148)ـ از امام باقر (ع) نیز نقل شده است که امیرالمومنین علی(ع) بیشتر از این نوع رنگ استفاده میکردهاند.(وسائل الشیعه ، ج5 ص 27)ـ همچنین تنوع رنگهای مختلف سبز، زرد، قرمز و... از زندگی معصومین(ع) به ویژه در مورد کودکان گزارش شده است.(مکارم الاخلاق ، ص 104)ـاز سویی دیگر پوشیدن لباس سیاه - جز در چند مورد خاص مانند چادر، عمامه، کفش و در عزاداری ـ (کافی ،ج 6 ص 449) مکروه شمرده شده است.ـامیرالمومنین علی (ع) میفرماید : لباس سیاه نپوشید که لباس فرعون است.(وسائل الشیعه،ج4 ص 383)}1ازجاعات: 1- منبع: فصلنامه شمیم معرفت - شماره 26 ، سال هشتم - بهار 1390 ، تهران - صاحب امتیاز: نمایندگی ولی فقیه در سازمان بسیج - مدیر مسئول: علی رضایی- سردبیر: علی اصغر علی مردانی- ص 103

:: موضوعات مرتبط:
***___ فرهنگ ___***،
فرهنگ اسلامی،
***___ دین ___***،
احادیث و روایات،
پوشش و حجاب اسلامی
:: برچسبها:
رنگ لباس,
پوشش اسلامی,
لباس اسلامی,
لباس فرعون
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : یکشنبه سوم بهمن ۱۴۰۰
|
|

(بلال حبشی به خدمت پیغمبر اسلام شرفیاب شد و اسلام را اختیار کرد. ... بلال حبشی را کفار قریش میگرفتند و به بیابان میبردند و لخت میکردند و روی سنگهای داغ صحرای سوزان عربستان میخواباندند و سنگهای بزرگ هم روی سینه بلال میگذاشتند، میگفتند از اسلام دست بردار! بلال میگفت: احداً احداً! یعنی من از بتهای چوبین شما بیزارم و خداوند واحد را میپرستم. ... امتحانها و آزمایشهای فراوانی بلال از خود نشان داد، پیغمبر اسلام هم بلال را پر و بال داد، مؤذن پیغمبر اسلام(ص) شد، مؤذن پیغمبر یعنی ندیم پیغمبر، یعنی بلندگوی پیغمبر، یعنی زبان پیغمبر. پیغمبر اسلام که از دنیا در گذشت، گفتند بلال حالا بیا پشت سر ابوبکر اذان بگو، بلال گفت غیر ممکن است من حاضر نیستم پشت سر ابوبکر اذان بگویم، آنوقتی من اذان میگفتم که پیغمبر اسلام در این محراب نماز میخواند، حالا که پیغمبر از دنیا رفته آنشخص که پیغمبر او را به عنوان خلیفه و امام معین کرده یعنی علی(ع) اگر بیاید در این محراب بایستد نماز بخواند من هم حاضرم همچنان به اذان گفتن خودم ادامه بدهم ولی اگر علی(ع) اینجا نماز نخواند من حاضر نیستم که اذان بگویم.نقشه این بود که ابوبکر میخواست به مردم بفهماند که چیزی نشده پیغمبر که از دنیا رفته، ابوبکر هم خلیفه است و بساط همان بساط است ولی بلال هوشیار بیدار حاضر نشد. ابوبکر و عمر گفتند حالا که اینطور است پس دیگر در شهر ما یعنی مدینه نباید زندگی کنی. بلال از مدینه به شام تبعید شد، و هم اکنون در نزدیکی شام قبر بلال زیارتگاه است، بلال همچنان در آنجا بسر میبرد تا اینکه در زمان خلافت عمر در آنجا از دنیا درگذشت....بلال کم کم در گوشه بیابان مریض گردید، مرض وی شدت کرد و بالاخره در آستانه مرگ و در حال احتضار قرار گرفت، همسر او بالای سرش نشسته بود، زن میگفت: واحزناه، وامصیبتاه، بلال میگفت: واشوقاه واشوقاه؛چون بلال از ضعف شد همچون هلالرنگ مرگ افتاد بر روی بلالجفت او دیدش بگفتا واحرب*پس بلالش گفت نی نی واطربتاکنون اندر حرب بودم ز زیستتو چه دانی مرگ چه عیش است و چیستاو همی گفت و رخش در عین گفتنرگس و گلبرگ و لاله می شکفتگفت جفتش الفراق ای خوش خصالگفت نی نی الوصال است الوصالگفت جفت امشب غریبی می رویاز تبار و خویش غائب می شویگفت نی نی بلکه امشب جان منمی رسد خود از غریبی در وطنگفت ای جان و دلم واحسرتاهگفت نی نی جان من یا دولتاهگفت آن رویت کجا بینیم ماگفت اندر حلقه خاص خدا) 1 ارجاعات: *حرب کلمه ایست که عربها در مقام مصیبت میگویند.1ـ کتاب گفتار وعاض (جلد اول)/ مولف: محمد مهدی تاج لنگرودی واعظ/ ناشر: دفتر نشر ممتاز/ چاپ دوازدهم ، پاییز 1378/ سخنرانی جناب آقای حسین نوری از اساتید حوزه علمیه قم / صفحات 455 و 456 و 457

:: موضوعات مرتبط:
***___ تاریخ ___***،
تاریخ اسلام،
تاریخ تشیع،
***___ دین ___***،
احادیث و روایات،
اصحاب پیامبر اسلام
:: برچسبها:
مرگ بلال حبشی,
مؤذن پیامبر,
بلال,
اذان
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : یکشنبه سوم بهمن ۱۴۰۰
|
|

[متن روایت: عن أحمد بن محمد بن خالد عن أبیه عن ابن سنان عن عبدالله بن مسکان عن أبی عبدالله(ع) قال: «إذا ماتَ المؤمنُ فَحَضَرَ جنازَتُهُ أربَعونَ رَجُلاً مِنَ المُؤمنینَ فَقالوا اللهمَ إنّا لا نَعلَمُ مِنهُ إلا خَیراً وَ أنتَ أعلَمُ بهِ مِنّا قالَ الله تبارکَ وَ تَعالی إنّی قَد أجرتُ شَهادَتِکُم وَ غَفَرتُ لهُ ما عَلمتُ مما لا تَعلَمونَ» (الخصال، ج2، ص 538 باب الاربعین ح4)ترجمه روایت: امام صادق(ع) میفرمایند: وقتی مؤمن میمیرد و چهل تن از مؤمنین بر جنازه او حاضر شوند و بگویند: خداوندا ما از او جز نیکی چیز دیگری نمیدانیم و تو به او از ما داناتری، خدای تبارک و تعالی میفرماید: من گواهی شما را قبول کردم و آنچه من از او میدانم و شما نمیدانید، آمرزیدم. ]1[در حدیثی وارد شده که: «هر که جنازهای را تشییع کند، حق تعالی ملائکهای را بر او موکل فرماید تا در قیامت او را از قبر تا محشر، تشییع نمایند».(بحارالانوار، ج7، ص208). ]2ارجاعات: 1ـ از کتاب: عدد مقدس (تقدس عدد چهل در آینه روایات)/ نویسنده: عبدالرضا طرزی/ انتشارات رزقی، بیرجند/ چاپ دوم ، بهار 1390/ ص 1922ـ از کتاب: عدد مقدس (تقدس عدد چهل در آینه روایات)/ نویسنده: عبدالرضا طرزی/ انتشارات رزقی، بیرجند/ چاپ دوم ، بهار 1390/ ص 193

:: موضوعات مرتبط:
***___ دین ___***،
احادیث و روایات،
اعمال و کردار،
مرگ ، کفن و دفن ، تشییع جنازه ، مراسم تدفین
:: برچسبها:
نیت,
جنازه,
نعش,
شهادت بر میت
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : یکشنبه سوم بهمن ۱۴۰۰
|
|

{علمای مذهب، چهار زن را در تاریخ حیات بشر فوقالعاده شمردند و آن چهار عبارتند از: آسیه، مریم، خدیجه، فاطمه. [فاطمه] مقامی دارد عظیم آنچنانکه میتوان گفت کسی او را نشناخت جز محمد(ص) و علی(ع)، امکان معرفی او جز بر اساس آنچه که آنان ذکر کردهاند و آنچه را که بر اساس ظواهر امور به ذهن میرسد نخواهد بود. ما مقام او را از دو دید ذکر میکنیم: 1 ـ از نظر قرآن: ـ او مصداق «کوثر» است و خیر کثیر و آیه «اِنّا اَعطیناکَ الکَوثَر» درباره اوست. ـ مصداق «وَنِسائَنا» در آیهی «مباهله» است آن هم به معنی استغراق. به عبارت دیگر زهرا[س] یک زن است ولی واجد صفات و خصایص همه زنان الگو در جهان و در برگیرنده همه نقشها و صفاتی است که زنان جهان تا قیام روز واپسین از کران تا کران جهان باید بر عهده گیرند و عمل کنند. ـ مفهوم آیه «قُل لااسئلُکُم عَلَیهِ اَجراً اِلَّا المَوَدَّةَ فِی القُربی» است. ـ کسی که آیه «تطهیر» و دوری از رجس او را نیز در بر میگیرد. ـ مصداق «وَ جُمِعَ الشَّمسَ وَ القَمَر» است. ـ و نیز مصداق «وَ القَمَرَ اِذا تَلیها» در سوره شمس است و... [تا اینجا ص 44 کتاب]2 ـ از نظر روایات: ـ سیده نساء اهل الجنه است. ـ وارث مفاخر انبیاء پیشین و زنان نامدار جهان است. ـ معصوم و محصور از گناه است. ـ بضعه رسول خدا و پاره تن اوست. ـ بهشت خدا در او منطوی است، طوری که پیامبر(ص) از فاطمه بوی بهشت میشنود. ـ تجسم وجودی پیامبر است. ـ همتای علی و همپرواز و همروح است. ـ مورد بشارت پیامبر است که فرمود: «فَاِنَّ اللهَ اصطَفاکَ عَلی نِساء العالَمین وَ عَلی نِساء الاسلام» ـ رضای او رضای پیامبر و رضای پیامبر رضای خداست. ـ ادامه شجره نبوت و امامت در اوست. ـ و بالاخره افتخارش بیش از افتخار مریم است که صاحب یازده عیسیصفت است. }1ارجاعات: 1 ـ از کتاب: فاطمه(س) برترین بانوی اسلام/ مولف: دکتر علی قائمی/ ناشر: موسسه انتشارات هجرت ، قم/ چاپ چهاردهم، پاییز 1387/ ص 44و45 

:: موضوعات مرتبط:
***___ دین ___***،
مذهب شیعه،
احادیث و روایات،
زن در اسلام،
حضرت خدیجه(س) ، حضرت فاطمه(س)
:: برچسبها:
حضرت زهرا,
حضرت فاطمه,
کوثر,
مباهله
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : شنبه دوم بهمن ۱۴۰۰
|
|
علامه طباطبایی و حوریهی بهشتی 
{استاد بزرگوار حضرت آیةالله علامه طباطبایی میفرمودند: روزی من در مسجد کوفه نشسته و مشغول ذکر بودم، در آن بین یک حوریهی بهشتی از طرف راست من آمد و یک جام شراب بهشتی در دست داشت برای من آورده بود، و خود را به من ارائه مینمود، همین که خواستم به او توجهی کنم ناگهان به یاد حرف استادم (مرحوم آیة الله حاج میرزاعلیآقا قاضی افتادم که میفرمودند: بعضی از شبها را به تنهایی در مسجد کوفه و یا سهله بیتوته کنید و به عبادت و قرائت قرآن بپردازید و اگر در حال ذکر و فکر برای شما پیش آمدی کرد، و صورت زیبایی را دیدید و یا بعضی از جهات دیگرِ عالم غیب را مشاهده کردید توجه ننمایید و به دنبال عمل خود باشید) لذا چشم پوشیده و توجهی (به حوریهی بهشتی) نکردم، آن حوریه برخاست و از طرف چپ من آمد، و آن جام را به من تعارف کرد، من نیز توجهی ننمودم و روی خود را برگرداندم، آن حوریه رنجیده شد و رفت. من تا به حال هر وقت آن[تا اینجا صفحه ۱۵۰ کتاب] منظزه به یادم میافتد از رنجش آن حوریه متأثر میشوم(مهر تابان، ص۱۹). ....................[زیرنویس] این مطلب از اوج معنویت و قدرت عظیم درونی مرحوم علامه طباطبایی حکایت میکند، که برای فهمیدن این موضوع باید عرض کرد که اگر حوریان کوچه و خیابان این دنیا، با رعایت اصول شرعی و قانونی و عرف مردم، خود را به کسی عرضه نمایند کمتر کسی است که بتواند به آنها توجهی نکند، چه رسد به این که حوریان بهشتی باشند که خداوند درباره آنها در قرآن فرموده است. کَأَمْثالِ اللُّؤْلُؤ المَکْنُون(واقعه آیه ۲۳). لَمْ یَطْمِثْهُنَّ اِنْس قبلَهم و لا جانّ، کأَنَّهُنّ الیاقوتُ و المَرْجان(رحمن آیات ۵۶و۵۸). و در تفسیر المیزان، ج۱۹، ص۱۹۰ آمده است که (زنان بهشتی آنقدر لطیفند که مغز استخوان ساقشان دیده میشود، و آنقدر زیبا و سفیدندکه نورشان چشم را میزند و نمیشود به آنها خیره شد) با توجه به صفات حوریان بهشتی، بهتر میتوان قدرت کنترل نفس را، در مورد مرحوم علامه طباطبایی تا حدودی درک کرد، و آن مرحوم از اینکه به حوریه بهشتی توجهی نکرده ناراحت نیست، بلکه از این بابت متأثر است که باعث شده شخصی از او ناراحت شود یعنی عمل او سبب رنجش حوریه گردیده و این جریان حکایت از روح لطیف و ظریف آن مرحوم میکند.[تا اینجا صفحه ۱۵۱ کتاب]}1ارجاعات: 1ـ کتاب: آداب الطّلاب/ مولف: شاکر برخوردار فرید/ ناشر: موسسه انتشاراتی لاهوت، تهران/ چاپ ششم ۱۳۹۲/ صص۱۵۰ و ۱۵۱ 
:: موضوعات مرتبط:
***___ دین ___***،
اخلاق اسلامی،
شیطان ، ابلیس ، انسان،
احادیث و روایات،
حکایات دینی
:: برچسبها:
علامه طباطبایی,
حوریه بهشتی,
رنجش حوری,
توصیف حوریان بهشتی
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : جمعه یکم بهمن ۱۴۰۰
|
|

«حضرت عیسی(ع) پرستویی را که در حال ساختن لانهای بود مشاهده کرد، به حواریین خطاب کرد، آیا سزاوار است این پرنده خانه داشته باشد اما من خانهای نداشته باشم؟! گفتند: ما حاضریم برایت خانهای بسازیم، فرمود: من هم حاضرم اما شرطش این است که مکانش را من تعیین نمایم. آنان را بکنار دریایی پر موج برد و فرمود پایههای خانهام را بر روی این امواج دریا بگذاریم، گفتند: امکان ندارد، فرمود: مَثَلَ خانههای دنیای شما چنین است که پایههای کاخهای شما را بر روی امواج دریا بگذارند. پیش صاحب نظران ملک سلیمان باد است بلکه آن است سلیمان که ز ملک آزاد است آنکه گویند که بر آب نهاده است جهان بشنو ای خواجه که بنیاد جهان بر باد است دل بر این پیر زن عشوهگر دهر مبند کاین عروسی است که در عقد بسی داماد است»1.1ـ کتاب: «گفتار وعاظ» جلد 4/ مولف: محمد مهدی تاج لنگرودی واعظ/ ناشر: دفتر نشر ممتاز/ چاپ دوازدهم 1378/ سخنرانی جناب آقای احمد سلطانی ـ از بندر انزلی/ صفحه 220 و 221

:: موضوعات مرتبط:
***___ دین ___***،
آئین مسیحیت،
احادیث و روایات،
دنیاپرستی ، ثروت گرایی ، مال دوستی،
حکایات دینی
:: برچسبها:
ملک سلیمان,
حضرت عیسی,
خانه بر آب,
لانه پرستو
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : جمعه یکم بهمن ۱۴۰۰
|
|

ماجرای «سامری»، حادثه عبرتآمیزی است که در سورههای متعددی از قرآن مطرح و به تبیین آن پرداخته شده است....ماجرای فتنه گوسالهپرستی از این قرار بود که وقتی سران ضدانقلابی، از تمدید میقات حضرت موسی(ع) از سی شب به چهل شب مطلع شدند، فرصت را غنیمت شمردند و برای آمادهسازی زمینه فتنهگری دو راهبرد اساسی را در عملیات براندازانه خود در اولویت قرار دادند: نخست این که برنامه شایعه مرگ حضرت موسی(ع) را توسط عناصر منافق در جامعه آن روزی به طور وسیع و گسترده منتشر نمودند و دوم این که از جهل و نادانی مردم بهره گرفتند. به طوری که جریان انحرافی با استفاده از این راهبردها در کوتاهترین فرصت با یک فراخوانی عمومی و راهاندازی تجمعات اعتراض آمیز، غائله و در نتیجه فتنه گوسالهپرستی را رقم زدند.[تا اینجا صفحه ۱۶۸ کتاب] آنچه مایه عبرت است اینکه مردمی که به موسی ایمان آورده بودند... نه تنها به جریان گوسالهپرستی روی آوردند، بلکه علیه جبهه حق به رهبری موسی شعار میدادند. آری جریان انحرافی با بهرهگیری از فقدان فهم و معرفت مردم توانست جسد بیجان گوسالهای را با زینت آلات خود تزیین نماید و ادعای شیطانی سامری را «مبتنی بر این که مقداری خاک از زیر پای جبرییل برداشتم و در کالبد آن ریختم و آن گوساله جان گرفت و صدای طبیعی سر میداد» پذیرفتند، به طوری که پرستش گوساله را بر دعوت موسی ترجیح دادند. ناگفته نماند که شگرد جریان انحرافی در ساخت گوساله با مهارت خاصی بود، که به سبب هوای باد و خروج هوای فشرده، از دهان گوساله صدایی شبیه صدای واقعی گاو تولید میشد. در غبار فتنه سامری، فریاد «سامری دروغ گو و منافق است» که شعار اندک انقلابیونی که به موسی وفادار مانده بودند، هیچ تاثیری نداشت. ... موسی[علیه السلام] در میقات بسر میبرد، و در میقات از این غائله و آشوب مطلع گردید. او با عصبانیت و خشم از میقات بازگشت و در اولین فرصت یاران اندک خود را جمع کرد و با کمک آنها به روشنگری و بصیرتافزایی پرداخت.[تا اینجا صفحه ۱۶۹ کتاب] ...برادرش هارون را طلبید و او را به جهت کوتاهی در حفظ انقلاب و امنیت اجتماعی، مورد سرزنش و ملامت قرار داده و بر سرش فریاد میزد، و این گونه با او برخورد کرد که «اخذ برأس أخیه یجره الیه». ...هارون که به طور رسمی جانشین موسی بود، در خطاب به موسی، ضمن تبرئه خود، از یک طرف عامل اصلی را ضعف، بیتفاوتی انقلابیون و اقلیت جبهه حق و از طرفی دیگر سرعت عمل و مهارت جریان انحرافی را در طراحی شگردها و ترفندهای شیطانی سامری موثر میدانست. ...سرانجام، سامری به عنوان رهبر جریان انحرافی و ضد انقلابی دچار شکستی دردناک گردید و موسی، گوساله طلایی سامری را سوزاند و خاکستر و ذرات باقی مانده آن را به دریا ریخت تا اثری از این گوساله نماند و با استفاده از[تا اینجا صفحه ۱۷۰ کتاب] آیات قرآن کریم(طه/۹۷)، برخی گفتهاند بعد از اثبات جرم سامری، حضرت موسی او را نفرین کرد و او به یک بیماری مرموزی مبتلا شد، که تا زنده بود کسی نمی توانست به او نزدیک شود، و اگر کسی با او تماس برقرار مینمود، به همان بیماری دچار میشد(تفسیر نمونه، جلد ۳، صفحه۳۱۶-۳۱۷).تاریخ گویای این موضوع است که سامری سردمدار و رهبر جریان گوسالهپرستی از نسل یعقوب و مردی با هوش و اهل تدبر بود، و در عین حال مردی خودخواه و هوسمحور بود و به سبب برخورداری از مهارت و جسارتی که داشت با استفاده از نقاط ضعف بنیاسراییل و فرصتهای پیش آمده در ایام غیبت حضرت موسی که در میقات بسر میبرد، فتنه عظیمی را طراحی و عملیاتی نمود... .[تا اینجا صفحه ۱۷۱ کتاب]1. ارجاعات: 1ـ کتاب: ریشهیابی انحراف و فتنه از منظر قرآن و تاریخ/ نویسنده: عزتالله معتمد/ ناشر: انتشارات نجفی، قم/ چاپ اول ۱۳۹۴/ صص۱۶۸٫۱۶۹٫۱۷۰٫۱۷۱ 

:: موضوعات مرتبط:
داستانها و حکایات تاریخی،
***___ دین ___***،
دین یهود ـ صهیونیسم،
شیطان پرستی ، بت پرستی،
احادیث و روایات،
نبوت
:: برچسبها:
سامری,
گوسالهپرستی,
حضرت موسی,
حضرت هارون
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : پنجشنبه سی ام دی ۱۴۰۰
|
|

«در حالات سلمان فارسی دارد که وقتی والی مدائن شد روزی سیل آمد و مردم اموال از منزلها بیرون میکشیدند تا سیلاب اموالشان را نبرد، از همه زودتر حضرت سلمان فرار کرد و رفت بر فراز تپهای ایستاد فریاد زد «نجی المخففون» یعنی سبکباران نجات یافتند به این معنی که اموالم از همه کمتر بود توانستم زود از خطر سیل نجات پیدا کنم و بر عکس، کسانیکه اثاث البتشان زیاد، اموالشان بسیار، تا بخواهند آنها را بیرون بیاورند گرفتار سیلاب میشوند. یک رباعی در این زمینه از شاعری دیدم برایتان بخوانم: یک مو نمدم به کل عالم نمدم بهتر ز هزار صوف و اطلس نمدم فردا که حساب صوف و اطلس بکشند غیر از نمدم حساب دیگر نمدم»1. ارجاعات: 1ـ کتاب:«گفتار وعاظ» جلد 2/ مولف: محمد مهدی تاج لنگرودی واعظ/ ناشر: دفتر نشر ممتاز/ چاپ دوازدهم 1378/ سخنرانی جناب آقای حاج شیخ ابراهیم معراجی «از لنگرود»/ صفحه 406

:: موضوعات مرتبط:
***___ دین ___***،
اخلاق اسلامی،
احادیث و روایات،
دنیاپرستی ، ثروت گرایی ، مال دوستی،
حکایات دینی
:: برچسبها:
سبکباران,
سلمان فارسی,
یک مو نمدم,
حکایت سیل
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : پنجشنبه سی ام دی ۱۴۰۰
|
|

(هر کس دعای زیر را بخواند از شرّ فتنههای شیطان نجات یابد. رَّبِّ أَعُوذُ بِكَ مِنْ هَمَزَاتِ الشَّيَاطِينِ، وَأَعُوذُ بِكَ رَبِّ أَن يَحْضُرُونِ (سوره مؤمنون/ آیات 98 ـ 97) «پروردگارا! از وسوسههاى شياطین به تو پناه میبرم، و از اينكه [آنها] به پيش من حاضر شوند به تو پناه میبرم».)1منبع: 1ـ کتاب: کلیدهای نجات/ محسن کتابچی/ نشر الف / 1385 چاپ پنجم / صفحه36 

:: موضوعات مرتبط:
***___ دین ___***،
شیطان ، ابلیس ، انسان،
احادیث و روایات
:: برچسبها:
دعای نجات,
دعای حفظ کننده,
وسوسه شیطان,
فتنه شیطان
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : دوشنبه بیست و هفتم دی ۱۴۰۰
|
|

صله به معنای پیوستن، پیوند و لطف و مهربانی و رحمت آمده است. در اصطلاح هم، صله رحم محبت و ارتباط داشتن و با خبر بودن از خویشان و نزدیکان است.در اسلام، معاشرت و ارتباط با فامیل آن قدر اهمیت و جایگاه دارد که خدای متعال آن را در ردیف پرستش خود قرار داده، می فرماید:ـ خدا را بپرستید و هیچ چیز را شریک او قرار ندهید و به پدر ومادر و خویشان نیکی کنید.(نساء/36)در جای دیگر میفرماید: بترسید از آن خدایی که به نام او از یکدیگر درخواست میکنید؛ و درباره ارحام کوتاهی نکنید ، همانا خداوند مراقب شماست.(نساء/ 1)دربارهی صله ارحام:رسول خدا(ص) فرمودند: به آنان که حاضرند و آنان که غایبند و آنان که تا روز قیامت به دنیا خواهند آمد، سفارش میکنم که صله رحم نمایند... . 

:: موضوعات مرتبط:
***___ دین ___***،
اخلاق اسلامی،
تربیت اسلامی،
احادیث و روایات،
صله رحم ، دید و بازدی با فامیل و دوستان
:: برچسبها:
صله رحم,
دید و بازدی,
مهمانی,
معاشرت با فامیل
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : دوشنبه بیست و هفتم دی ۱۴۰۰
|
|

{خداوند متعال میفرماید: اَلَمْ یَعْلَمْ بِاَنَّ اللهَ یَری(علق/ آیه۱۴) آیا نمیداند که خداوند میبیند. این ذکر قلبی است که ما بدانیم و متوجه باشیم که خداوند متعال در همه جا و همه حال ما را میبیند و کارهای ما را مشاهده میکند و بر نیتها و افکار ما آگاه است. روایت است که هیچ پرندهای گرفتار صیاد نمیشود مگر اینکه در آن لحظه از یاد خدا غافل شده باشد. انسان هم اگر لحظهای از یاد خدا غافل شود ممکن است گرفتار شیطان و وسوسههای او بشود. (حضرت آیت الله العظمی) امام خمینی رحمة الله فرمودند: عالم محضر خداست در محضر خدا معصیت نکنید. اگر شخصی فهمید که همیشه در حضور خداوند متعال است دیگر گناه نمیکند اگر بچهای، ما را در حال گناه ببیند حیا میکنیم البته اگر فهمیدی، خدا تو را میبیند گناه نمیکنی. اگر هم گناه کنی به جا است که خدا بگوید ببین این بنده مرا، که به اندازه یک بچه هم برای من، ارزش قائل نیست.یک حکایت: آهنگری بود که با دست خود آهنی گداخته را از تنور خارج میکرد از او پرسیدند: چگونه میتوانی این کار را بکنی، گفت: روزی زن فقیری به در مغازهام آمد و گفت من شوهر ندارم و[تا اینجا صفحه ۱۵۱ کتاب] چند بچه یتیم دارم و مدتی است چیزی برای خوردن نداریم و از من تقاضای کمک کرد و من هم برای او شرط گناه گذاشتم، زن رفت و روز دوم از شدت فقر آمد و کمک خواست و باز من شرط گناه گذاشتم و او هم قبول نکرد. روز سوم آمد و از شدت فقر و بیچارگی قبول کرد و گفت: به شرطی که جایی برویم که کسی ما را نبیند. با هم به مکان خلوت رفتیم و من تا آمدم دستم را به طرف او دراز کنم گفت: صبر کن مگر قرار نشد جایی برویم که کسی ما را نبیند، الان اینجا ما هفت نفر هستیم من و تو و هر کدام هم دو ملک داریم که الان اعمال ما را میبینند و مینویسند و از همه بالاتر خداوند متعال هم الان دارد ما را میبیند. این حرف او، مرا منقلب کرد و تکان داد و از او گذشتم او هم همان لحظه دعا کرد: خدایا همین طور که او آتش شهوتش را از من خاموش کرد تو نیز آتش دنیا و آخرت را بر او خاموش کن، لذا از آن به بعد دیگر آتش، دستم را نمیسوزاند. [تا اینجا صفحه ۱۵۲ کتاب]}1ارجاعات: 1ـ کتاب: آداب الطّلاب/ مولف: شاکر برخوردار فرید/ ناشر: موسسه انتشاراتی لاهوت، تهران/ چاپ ششم ۱۳۹۲/ صص151و152

:: موضوعات مرتبط:
***___ دین ___***،
احادیث و روایات،
اعمال و کردار،
زنا و رابطه نامشروع،
گناه ، غفلت از خدا ، پرهیز از گناه
:: برچسبها:
دست نسوز,
آهنگر,
حکایت آهنگر و زن,
در محضر خدا
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : شنبه بیست و پنجم دی ۱۴۰۰
|
|

{قال رسول الله(ص) ما قسم الله للعباد شیئاً افضل من العقل فنوم العاقل افضل من سهر الجاهل و افطار العاقل افضل من صوم الجاهل و اقامة العاقل افضل من صوم الجاهل و اقامة العاقل افضل من شخوص الجاهل و لا بعث الله رسولاو لانبیاً حتی یستکمل العقل و یکون عقله افضل من عقول جمیع امته.پیغمبر اکرم صلی الله علیه واله و سلم فرماید برترین چیزی که خداوند به بندگانش عنایت فرموده عقل است خواب عاقل برتراز بیداری جاهل است. افطار عاقل برتر از روزه جاهل است. توقف و ایستادن عاقل برتر از حرکت جاهل بسوی جنگ یا انجام فریضه حج است برای رضای خدا. هیچ پیغمبری را خدا مبعوث نمیکند مگر آنکه عقل او را کامل مینماید و عقل آن پیغمبر از عقل امت او برتر است. حیوانات راهی را که میخواهند طی کنند بوسیله مرکب غریزه و هدایت تکوینی است و لیکن بشر راههای مختلف زندگانی را بوسیله مرکب عقل بایستی بپیماید. قال رسول الله(ص) لکن شیئی مطیة و مطیة المرء عقله پیغمبر اکرم فرماید برای هر چیز مرکبی است و مرکب انسان عقل اوست.انبیا و رسل هم عقول مردم را مورد نظر قرار میدادند قال رسول الله انا معاشر الانبیاء امرنا ان تکلم الناس علی قدر عقولهم پیغمبر فرماید مأموریت ما گروه انبیاء گفتگو به اندازه و میزان عقل مردم است قال الرضا(ع) صدیق کل امرء عقله و عدوه جهله امام هشتم علیهالسلام میفرماید دوست هر شخصی عقل اوست و دشمن او جهل او. عن ابی جعفر(ع) قال لما خلق الله العقل قال له اقبل فاقبل ثم ثم قال له ادبر فادبر فقال و عزتی و جلالی ما خلقت خلقاً احسن منك ایاك آمر و ایاك انهی و ایاك اثیب.[تا اینجا صفحه ۲۹۷ کتاب]هنگامی که خداوند متعال عقل را آفرید به او فرمود روی آور، و آورد. سپس فرمود روگردان، رو گردانید. فرمود به عزت و جلال خودم بهتر از تو خلق نکردم تو را امر میکنم و تو را نهی مینمایم به وسیله تو افراد مطیع را اجر و پاداش میدهم و معصیت کار را عقاب و مجازات میکنم.مردی از بنیاسراییل در جزیرهای از جزایر دریا که سبز و خرم بود و درخت بسیاری داشت خدا را عبادت میکرد ملکی درخواست کرد که ثواب و جزای عبادتهای آن مرد را ببیند وحی الهی رسید که نزد او رود: آن ملک بصورت انسانی نزد مرد عابد آمد گفت این جزیره جای مناسبی است برای عبادت. عابد گفت خوب است ولیکن یک عیب دارد و آن آنست در این محل سبز و علف بسیار است اگر برای خدا الاغی بود و اورا میفرستاد که در این مرتع بچرد آنقدر این سبزهها ضایع و تباه نمیشد.گفت عابد آری این منزل خوش استلیک با وی عیب و زشتی نیز هست عیب آن باشد که این زیبا علف خود بخود صد حیف می گردد تلف از برای رب ما نبود حمار این علف ها تا چرد فصل بهار عقل عابد را چو این عرفان نبود با ملک کرد آن چنان گفت و شنودفاوحی الله الی الملک انما اثیبه علی قدر عقله وحی فرستاد خداوند به آن ملک که ما مزد و پاداش او را به قدر معرفت و میزان عقلش به او میدهیم.روی همین جهت است افرادی که عقل ندارند مکلف به تکلیف نیستند فقهاء امامیه مجنون و سفیه را در ردیف کودک و طفل قرار دادند.بشر در صفات طبیعی با نبات و حیوان مشترکاتی زیاد دارد و لیکن امتیاز و برتری مخصوص آن آنست که بوسیله عقل قابلیت آزادی و حسن انتخاب را بدست آورده است. قال موسی ابن جعفر(ع) یا هشام ان الله تبارک و تعالی بشر اهل العقل و الفهم فی کتابه فقال فبشر عبادالذین یستمعون القول فیتبعون احسنه[تا اینجا صفحه ۲۹۸ کتاب]اولئک الذین هدیهم الله و اولئک هم اولواالالباب.ای هشام خداوند متعال بشارت داده اهل عقل و فهم را در کتاب خود و فرموده است مژده بده به بندگانی که سخنان را میشنوند و آنچه خوب است پیروی میکنند اینها کسانی هستند که خداوند آنها را هدایت فرمود و آنها صاحبان عقل و خرد هستند. قرآن کریم در مورد این تشکیلات منظم خلقت و آسمان و زمین و آمد و رفت روز و شب اشاره فرمود و درس توحید و خداشناسی برای دارندگان عقل و فهم میداند ان فی خلق السموات و الارض و اختلاف اللیل و النهار لایات لاولی الالبابهمانا در آفرینش آسمان و زمین و اختلاف شب و روز نشانهها است از برای صاحبان عقل و خرد.[تا اینجا صفحه ۲۹۹ کتاب]}1ارجاعات: 1ـ کتاب: گفتار وعاظ/ نویسنده: محمد مهدی تاج لنگرودی واعظ/ ناشر: دفتر نشر ممتاز، تهران/ چاپ دوازدهم ۱۳۷۸/سخنرانی جناب حاج شیخ مرتضی عیدگاهی «واعظ شهیدی» از مشهد/صص ۲۹۷،۲۹۸،۲۹۹ 

:: موضوعات مرتبط:
***___ دین ___***،
علم و عقل در اسلام،
احادیث و روایات
:: برچسبها:
عقل,
تعقل,
حدیث عقل,
مرکب انسان
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : پنجشنبه بیست و سوم دی ۱۴۰۰
|
|

(توسل انبیاء به اهلبیت اطهار)«عَن أبیعَبداللهِ (ع) عَنِ النَّبِیِّ (ص) اَنَّهُ یَکرَهُ لِلعَبدِ اَن یُزَکِّیَ نَفسَهُ وَ لکِنّی اَقُولُ: اِنَّ آدَمَ(ع) لَمّا اَصابَ الخَطیَئَةَ کانَت تَوبَتُهُ اَن قالَ: اَللّهُمَّ اِنّی اَسئلُکَ بِحُقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ لَمّا غَفَرتَ لی فَغَفَرَها اللهُ لَهُ، وَ اِنَّ نُوحاً لمّا رَکِبَ فی السَّفینَةِ وَ خافَ الغَرقَ قالَ اَللّهُمَّ اِنّی اَسئَلُکَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ لَمّا أنجَیتَنی مِنَ الغَرقِ فَنَجّاهُ اللهُ عَنهُ، وَ اِبراهیمُ لَمّا اُلقِیُ فی النّارِ قالَ اَللّهُمَّ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ لَمّا اَنجَیتَنی مِنها فَجَعَلَها اللهُ لَهُ بَرداً وَ سَلاماً وَ اِنَّ مُوسی لَمّا اَلقی عَصاهُ وَ اَوجَسَ فی نَفسِه خیفَةً قالَ اَللّهُمَّ اِنّی اَسئلُکَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ لَمّا آمَنتَنی (بحار، جلد 16 صفحه 366). امام صادق(ع) فرمود رسول خدا(ص) در جواب یهودی که سئوال کرد مقام شما بالاتر است یا جناب موسی(ع)، پیغمبر اکرم(ص) فرمود گر چه از خود تعریف و ستایش کردن قبیح است ولی به جهت بر طرف شدن اشتباه میگویم: زمانیکه آدم ترک اولی کرد هنگام توبه بخدا گفت خداوندا بحق محمد و آلش مرا بیامرز و خدا او را آمرزید. و نوح پیغمبر وقتی که سوار کشتی شد و از غرق شدن ترسید عرض کرد خداوندا مرا بحق محمد و آلش نجات ده، خداوند او را نجات داد. و حضرت ابراهیم وقتی که به میان آتش افتاد عرض کرد خداوندا به حق محمد و آلش مرا نجات ده، خداوند او را از آتش نجات داد. و یا آن زمانیکه حضرت موسی عصای خود را انداخت و بشکل اژدها در آمد ترسید و عرض کرد خداوندا بحق محمد و آل محمد به من ایمنی ده، خداوند به او مصونیت داد. نتیجه مطالب این میشود که عالیترین تکیهگاه جامعه بشریت حتی پیامبران بزرگ، حضرت رسول اکرم و خاندان گرامی او میباشد و در زمینه رهبری و راهنمایی، بهترین رهبران میباشند و برای آمرزش گناهان بزرگترین پناهگاه بشرند»1. ارجاعات: 1ـ کتاب «گفتار وعاظ» جلد 4 / مولف: محمد مهدی تاج لنگرودی واعظ/ ناشر: دفتر نشر ممتاز/ چاپ دوازدهم 1378 / سخنرانی جناب آقای احمد رحمانی همدانی/ صفحه 193 و 194 

:: موضوعات مرتبط:
***___ دین ___***،
دین اسلام،
احادیث و روایات،
نبوت،
جایگاه و مقام حضرت محمد(ص) و اهل بیت او،
امامت
:: برچسبها:
تکیه گاه انبیا,
تکیه گاه بشریت,
تکیه گاه انسان,
بهترین رهبر
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : چهارشنبه بیست و دوم دی ۱۴۰۰
|
|

[گر چه قوانین و مقررات نقش بسیار گستردهای در تعیین و تنظیم روابط گوناگون فردی، اجتماعی، خانوادگی و حکومتی جامعه دارد، اما قانون کلام صامت است، و نیاز به اجرای دقیق و حاکمیت عدل و عدالت دارد و تأثیر قانون هر قدر هم مطلوب باشد به اجرای دقیق و همه جانبه آن بستگی دارد. امام باقر(ع) در تبیین جایگاه رهبری میفرماید: «بُنِی الاِسلامُ عَلی خَمسَة اَشیاء، عَلی الصَّلوةِ و الزَّکاة وَالصَّومِ وَالحَجِّ وَالولایةِ، قال زُراره فَقُلتُ وَای شَیءٍ مِن ذَلِکَ اَفضَلُ قالَ الوِلایةُ اَفضَلِ لاَنَّها مِفتَاحَهُنَّ وَالوَالِی هُوَ الدَّلیل عَلَیهِنَّ(بحارالانوار، ج15، ص194). پایههای اسلام بر پنج چیز استوار شده است: نماز، زکات، روزه، حج و ولایت، زراره میگوید: پرسیدم کدام یک برتر است؟ امام پاسخ داد: ولایت. بعد فرمود: بدین جهت است که ولایت کلید دیگر امور و والی، دلیل بر آنهاست. این بیان نقش ولایت و رهبری دینی را در احیای نماز، و دیگر ارکان مکتب مشخص میسازد. مرحوم علّامه محمد تقی جعفری میگفت: آن قدری که بشر مدیون رهبران خوب است، مدیون قوانین خوب نیست؛ زیرا رهبری است که زمینه اجرا و تحقق اهداف قانون را فراهم میسازد.]1ارجاعات: 1 ـ کتاب: گفتمان اصولگرایی (معیارها و شاخصها)/ نویسنده: علی سعیدی شاهرودی/ ناشر: زمزم هدایت، قم/ چاپ دوم 1390 / ص 15

:: موضوعات مرتبط:
مدیریت فرهنگی،
جامعه شناسی سیاسی،
***___ دین ___***،
احادیث و روایات،
ولایت فقیه،
***___ مدیریت ___***،
مدیریت فرهنگی
:: برچسبها:
رهبری,
قانون,
رهبران خوب,
قوانین خوب
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : چهارشنبه بیست و دوم دی ۱۴۰۰
|
|

بر اساس نقل تاریخ، پس از آنکه آیه شریفه«وَ اَنْذِرْ عَشیرَتَکَ الْاَقْرَبینَ» (شعراء ، آیه ۲۱۴) نازل شد، پیامبر(ص) به علی علیهالسلام دستور داد تا میهمانی ترتیب دهد و چهل مرد از فرزندان عبدالمطلب را دعوت کند.پیامبر در خاتمه میهمانی فرمود: «کدام یک از شما مرا در این راه کمک میکند تا برادر، وصی، وزیر، و وارث وظیفه من پس از من باشد؟از میان جمعیت تنها حضرت علی علیهالسلام برخاست وگفت: ای رسول خدا! من تو را یاری میکنم. پیامبر(ص) فرمود: «بنشین، پس تو برادر، وصی، وزیر، وارث و جانشین [تا اینجل صفحه ۶۰ کتاب] منی پس از من.» (ارشاد، مفید، ص۱۱)حدیث منزلت: هنگامی که رسول خدا (ص) عازم جنگ تبوک بود، حضرت علی علیه السلام را به جانشینی خود در مدینه تعیین کرد. منافقان که از این امر نگران بودند، شایع کردند که پیامبر(ص)، علی علیهالسلام را به دلیل بیمهری نسبت به وی با خود همراه نبرده است. علی علیه السلام برای اثبات بیپایگی سخن منافقان، به سرعت نزد پیامبر(ص) رفت و موضوع را با او در میان گذاشت... . 
:: موضوعات مرتبط:
***___ دین ___***،
مذهب شیعه،
احادیث و روایات،
امامت
:: برچسبها:
غدیرخم,
بتخانه فلس,
حدیث منزلت,
وصی پیامبر
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : جمعه هفدهم دی ۱۴۰۰
|
|

[1ـ محدّث و عالم بزرگ، ثقةالاسلام کلینی، در کتاب کافی به اسناد خود از ابوحمزه نقل میکند، امام باقر(ع) فرمود: «تنها کسی خدا را عبادت(واقعی) میکند که خدا را شناخته است، اما کسی که خدا را نشناخته، عبادتش در گمراهی است». عرض کردم: شناخت خدا چگونه است؟ فرمود: «شناخت خدا عبارت از تصدیق خدا و رسولش و تصدیق ولایت و خلافت علی(ع) و ائمه اطهار(ع) و وفاداری به آن، و بیزاری از دشمنان آنها است، خداوند این چنین شناخته میشود». 2ـ در کتاب وسایل و مجمع البیان از ابوحمزه ثمالی نقل شده است که گفت: امام سجاد(ع) از من و همراهانم پرسید: «بهترین نقطه زمین کجا است؟ گفتیم: خدا و رسول خدا و فرزند رسول خدا بهتر میداند. فرمود: «بهترین نقطه زمین بین رکن (منظور از رکن، حجرالاسود است) و مقام ابراهیم(ع) (در کنار کعبه) است. هر گاه مردی به اندازه عمر حضرت نوح که در میان قومش 950 سال (به عنوان پیامبر) بود عمر کند و در تمام این عمر، در همین مکان روزها را روزه بگیرد، و شبها را عبادت کند، در صورتی که معتقد به ولایت ما نباشد، این عبادات برای او هیچ گونه سودی نخواهند داشت»... . 
:: موضوعات مرتبط:
***___ دین ___***،
مذهب شیعه،
احادیث و روایات،
اعمال و کردار،
توحید (خداشناسی)،
نبوت
:: برچسبها:
عبادت حقیقی,
عبادت واقعی,
ولایت,
پذیرش اعمال
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : جمعه هفدهم دی ۱۴۰۰
|
|

[نقل شده است که تا چهل سال پس از واقعهی کربلا، وجود مقدس سیّدالساجدین(ع) بر مظلومیت پدر بزرگوارش، عموی دلیرش و برادرانش اشک میریخت به نحوی که ایشان را جزء «بکائین»* عالم به شمار میآورند. (* زیرنویس: مراد کسانی هستند که بسیار میگریستند. اما صادق(ع) فرمودند، بکائین 5 نفر می باشند: 1ـ آدم ابوالبشر که بخاطر خروج از بهشت میگریست. 2ـ یعقوب نبی که در فراق یوسف میگریست. 3ـ یوسف صدیق که در فراق پدرش یعقوب میگریست. 4ـ حضرت صدیقة طاهره(س) که در فراق پدرش رسولالله(ص) میگریست. 5ـ امام علی بن الحسین(ع) که در فراق امام حسین(ع) میگریست. وسائل الشیعه، ج3، ص280)]1.ارجاعات: 1ـ از کتاب: عدد مقدس (تقدس عدد چهل در آینه روایات)/ نویسنده: عبدالرضا طرزی/ انتشارات رزقی، بیرجند/ چاپ دوم ، بهار 1390/ ص 56 

:: موضوعات مرتبط:
***___ دین ___***،
واقعه کربلا،
احادیث و روایات
:: برچسبها:
بکائین,
اهل گریه,
امام سجاد,
حضرت یوسف
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : جمعه هفدهم دی ۱۴۰۰
|
|

{علم بدون عمل سودی نمیبخشدعلم بدون عمل سودی نمیبخشد، همانگونه که عمل بدون علم بهرهای نمیبخشد؛ لیکن هر دوی آنها از ما خواسته شده است، و هر کدام از آنها دیگری را تقویت مینماید.آنکه علم را، نه برای بکار بستن، بلکه برای آن آموخت که بدان مباهات نماید، و با نیکوییهای دانش و شیوع زیبایی و ارزش آن در میان مردم زشتی اعمال و خصلتهای ناپسند خود را بپوشاند، بیتردید همراه و یار ابلیس ملعون میباشد و دانش او بار گرانی است بر دوش او و دیگران، و اهل دوزخ از او در رنج خواهند بود. وی نه تنها بار گناهان خویش بلکه بار دیگران را نیز [که گمراهشان نموده است] بر دوش میکشد. و شیطانی است در شکل آدمی، به خدا پناه میبریم از چنین شخصی.همچنین کسی که علم را از باب عادت یا ریا و سمعه به همین صورت مردمپسندش، بدون هیچ بصیرت و معرفتی فرا گرفته است؛ در واقع چهارپایی است مهار شده و به همان دسته اول ملحق میگردد، گر چه زیانش بر بندگان کمتر است.نشاط آوری علم برای عمل اما آن کس که در واقع عاقل و فهمیده و خواهان صلاح و سعادت خود در دو جهان است، انسانی است که توجهش به خدا بوده و تنها آنچه را نزد اوست میطلبد، و علم اخلاق چنین کسی را مخاطب قرار داده تا او را رشد دهد و به مطلوبش واصل گرداند. چنین فردی باید بداند که هر گاه روزنهای از علم به رویش باز شد، عمل[تا اینجا صفحه ۲۷ کتاب] بدان برای وی آسان و نشاط و رغبتش به آن افزون میگردد؛ و هر گاه دانشی را که خداوند به او آموخت به کار بندد، دانستههای تازهای را به ارمغان خواهد آورد و بر آگاهیش افزوده میگردد. چنانچه در روایات معصومین علیهم اسلام آمده است که هر کس دانستههای خود را به کار بندد از آگاهیهای تازهای برخوردار خواهد شد. و لذا عمل وی در حقیقت نوعی علم بوده، مشمول روایات بسیاری است که در بیان فضیلت علم آمده است.برتری معرفت بر عمل از طرفی دانش و تعلیم و تعلّم چنین فردی از بهترین اقسام خود بوده نتیجتاً به واسطه علم برانگیزنده بر عمل، و عمل برانگیخته از علم به سعادت کامل میرسد؛ و اگر چه علم و عمل هر دو در رسیدن به سعادت کامل نقش دارند، اما برترین آن دو نزد خداوند علم است که به واسطه آن، اولیاء حق بر یکدیگر برتری مییابند.امیرالمومنان علی علیهالسلام فرمود:«اندکی از معرفت بهتر از عمل فراوان است، آن دو بسان نیت و عمل میباشند که برتری از آن نیت است، و یا مانند جسم و جان هستند و فضیلت از آن جان است.»}1ارجاعات: 1ـ کتاب: سلوک عرفانی در سیره اهلبیت علیهم السلام/ نویسنده: عالم ربانی شیخ حسین بحرانی/ مترجم: دکتر علی شیروانی/ انتشارات وثوق، قم/ چاپ دوم ۱۳۹۰/ صص۲۷ و ۲۸ 
:: موضوعات مرتبط:
***___ دین ___***،
اخلاق اسلامی،
تربیت اسلامی،
علم و عقل در اسلام،
احادیث و روایات
:: برچسبها:
علم و عمل,
معرفت,
نیت,
عالم بی عمل
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : جمعه هفدهم دی ۱۴۰۰
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|