|
|
|

معرفی ساموئل هانتینگتون {ساموئل هانتینگتون Samuel Huntington استاد برجسته کرسی «حکومت» و مدیر موسسه مطالعات استراتژیک دانشگاه هاروارد آمریکا، در آوریل 1927 در نیویورک به دنیا آمد. وی مدرک لیسانس خود را در سال 1946 از دانشگاه ییل، فوق لیسانس را در سال 1948 از دانشگاه شیکاگو و مدرک دکتریاش را در سال 1951 از هاروارد دریافت نمود. ... هانتینگتون ... سمتهای سیاسی، امنیتی و اطلاعاتی متعددی را از سال 1969 [به بعد] ... عهدهدار بوده است. از آثار وی میتوان به موج سوم دموکراسی و برخورد تمدنها اشاره کرد. نظریه برخورد تمدنها هانتینگتون را میتوان آغازکننده پارادایمی جدید در مطالعات بینالمللی دانست. نظریه وی، نگاه تقابل فرهنگی در عرصه جهانی است. وی در تابستان 1993 میلادی، با انتشار مقالهای در فصلنامه «روابط خارجی» نظریه جدید خود تحت عنوان «برخورد تمدنها» را مطرح ساخت و آن را چارچوب مفهومی یا پارادایم تحلیل رخدادهای بینالمللی، در دوره بعد از جنگ سرد، اعلام نمود. طرح نظریه وی واکنش گستردهای در محافل علمی و سیاسی جهان به دنبال داشت. «منتقدین هانتینگتون طیف وسیعی را تشکیل میدهند و کمتر کسی است که اهمیت آرای وی را در شکل بخشیدن به نقشه روابط بینالملل دوره بعد از جنگ سرد نادیده بگیرد. وی با طرح به موقع نظریه «برخورد تمدنها» موجب بازنگری در اهداف، ابزارها و ارزشهای موثر در سیاست بینالملل شد» (هانتینگتون و منتقدانش، نظریه برخورد تمدنها، ترجمه مجتبی امیری، مرکز انتشارات وزارت امور خارجه ، تهران 1384 ، ص 11). او مدعی است که تمدنهای مختلف امکان نزدیک شدن و گفتگو ندارند، به همین دلیل دنیا باید میان تمدنهای بزرگ تقسیم شود و این تمدنها در مواردی که با یکدیگر سروکار پیدا میکند در مییابند باید با نوعی قرارداد عملی تعامل کنند و در بقیه موارد هر یک در منطقه نفوذ خویش به فعالیت مشغول باشند. هانتینگتون این موضوع را مطرح میکند که هم اکنون جنگ میان ملتها در حال پایان و جنگ میان تمدنها در حال آغاز است. وی تمدن را اینگونه تعریف میکند: «تمدن یک موجودیت فرهنگی است. روستاها، سرزمینها، گروهای قومی، ملیتها، گروه های مذهبی، همگی دارای فرهنگهای مشخص هستند که در سطوح مختلف با یکدیگر تجانس فرهنگی ندارند. فرهنگ یک دهکده در شمال ایتالیا ممکن است با یک دهکده در جنوب آن متفاوت باشد، اما هر دو در فرهنگ ایتالیایی که آنها را از دهکدههای آلمانی متمایز میسازد، مشترک هستند. جوامع اروپایی نیز به نوبه خود ویژگیهای فرهنگی مشترکی دارند که آنها را از جوامع غرب جدا میکند. اعراب، چینیها و غربیها بخشی از یک موجودیت فرهنگی گستردهتر محسوب نمیشوند، بلکه هر یک از آنها یک تمدن را تشکیل میدهند. بنابراین تمدن بالاترین گروهبندی فرهنگی و گستردهترین سطح هویت فرهنگی است که انسان از آن برخوردار است. تمدن هم با توجه به عناصر عینی مشترک (زبان، تاریخ، مذهب، سنتها و نهادها) تعریف میشود و هم با توجه به وابستگیها و قرابتهای ذهنی و روحی و درونی انسانها» (هانتینگتون و منتقدانش، نظریه برخورد تمدنها، ترجمه مجتبی امیری، مرکز انتشارات وزارت امور خارجه، تهران 1384 ، صفحات 47 و 48). از نظر هانتینگتون، از این پس امور جهانی بر اثر کنش و واکنش هفت یا هشت تمدن بزرگ غربی، کنفوسیوس، ژاپنی، اسلامی، هندو، اسلاو، ارتدکس آمریکای لاتین و در حاشیه نیز تمدن آفریقایی شکل خواهد گرفت. ...به اعتقاد وی تقابل تمدنها، سیاست غالب جهانی و آخرین مرحله تکامل درگیریهای عصر جدید را شکل میدهد، زیرا: 1 ـ اختلاف تمدنها اساسی است؛ 2 ـ خودآگاهی تمدنی در حال افزایش است؛ 3 ـ تجدد حیات مذهبی وسیلهای برای پر کردن خلأ هویت در حال رشد است؛ 4 ـ رفتار منافقانه غرب موجب رشد و خودآگاهی تمدنی (دیگران) گردیده است؛ 5 ـ ویژگیها و اختلافات فرهنگی تغییر ناپذیرند؛ 6 ـ منطقهگرایی اقتصادی و نقش مشترکات فرهنگی در حال رشد است؛ 7 ـ خطوط گسل موجود بین تمدنها، امروز جایگزین مرزهای سیاسی و ایدئولوژیک دوران جنگ سرد شده و این خطوط جرقههای ایجاد بحران و خونریزیاند (هانتینگتون و منتقدانش، نظریه برخورد تمدنها، ترجمه مجتبی امیری، مرکز انتشارات وزارت امور خارجه، تهران 1384، از ص 3 تا 22). خصومت اسلام و غرب وی معتقد است که خصومت 1400 ساله اسلام و غرب در حال افزایش است و رابطه میان اسلام و مسیحیت رابطهای پر فراز و نشیب بوده است. درگیری لیبرالیسم و مارکسیسم لنینیسم در قرن بیستم در مقایسه با رابطه خصومتآمیز و دیر پای اسلام و مسیحیت، درگیریای گذرا و مصنوعی به حساب میآید. اولین هجوم عربی ـ اسلامی از اوایل قرن هفتم تا اواسط قرن هشتم باعث شد مسلمانان در شمال آفریقا، اسپانیا، خاورمیانه، ایران و شمال هند به حاکمیت برسند. درجه درگیری خشونتآمیز میان اسلام و مسیحیت در طول زمان به رشد و افول جمعیت، رشد اقتصادی، تغییرات فناوری و شدت ایمان مذهبی بستگی داشته است. از 28 درگیری موجود در خطوط گسل تمدنی در اواسط دهه نود، میان مسلمانان و غیرمسلمانان، نوزده مورد میان مسلمانان و مسیحیان اتفاق افتاده است. از این نوزده مورد، یازده درگیری با مسیحیان ارتدکس و هفت مورد با پیروان مسیحیت غربی در آفریقا و جنوب شرقی آسیا روی داده است. درگیری میان کرواتها و بوسنیاییها دقیقاً بر خطوط گسل تمدنی میان غرب و اسلام روی داده و روابط میان دو تمدن اسلام و غرب روز به روز آبستن بروز حوادثی خونین میشود. بدین ترتیب «پارادایم برخورد تمدنی» دیگر مسائل جهانی را تحت شعاع قرار میدهد و در عصر جدید صفآراییهای تازهای بر محور تمدنها شکل میگیرد و سرانجام نیز تمدنهای اسلامی و کنفوسیوسی با نزدیک شدن به یکدیگر در کنار هم، رویاروی تمدن غرب قرار میگیرند و این درگیریهای تمدنی، آخرین مرحله تکامل درگیری در جهان جدید است (هانتینگتون و منتقدانش، نظریه برخورد تمدنها، ترجمه مجتبی امیری، مرکز انتشارات وزارت امور خارجه، تهران 1384 ، ص 23). هانتینگتون ... تصریح میکند: «در دنیای پس از جنگ سرد، کشورهای اصلی و مرکزی هر تمدنی جای ابرقدرتهای دوران جنگ سرد را خواهند گرفت. «قدرت جهانی» دیگر معنا ندارد و «جامعه جهانی» توهمی بیش نیست. هیچ کشوری، حتی آمریکا، منافع استراتژیک مشخصی ندارد، شکلگیری دنیای آینده بر اساس تمدنها حتمی است و هیچ گریزی از آن وجود ندارد» (هانتینگتون و منتقدانش، نظریه برخورد تمدنها، ترجمه مجتبی امیری، مرکز انتشارات وزارت امور خارجه، تهران 1384 ، ص 27). چین بزرگترین بازیگر صحنه تاریخ جهان هانتینگتون از دست رفتن موازنه قوا میان تمدنها و کشورهای کانونی را یکی از عوامل خطرناک برای ایجاد جنگ جهانی بین تمدنی میداند. اگر توسعه چین و اعتماد به نفس آن به عنوان «بزرگترین بازیگر صحنه تاریخ جهان» ادامه یابد، چین بدون شک در ابتدای قرن بیست و یکم بر ثبات بینالمللی تأثیر خارقالعادهای خواهد گذاشت و ایفای نقش چین به عنوان قدرت مسلط در جنوب و جنوب شرقی آسیا با منافع آمریکا که در طول سالهای متمادی شکل گرفته است، تناقض خواهد داشت. ...به طور کلی میتوان گفت که حتی میزان کمی از خشونت میان گروههای متعلق به تمدنهای مختلف، آثار و عواقبی دارد که خشونتهای درون تمدنی فاقد آن است. میتوان نظریه هانتینگتون را عصارهای از بحثها و مناظرههای مهمی دانست که در پی بیاعتباری مکتب کمونیسم، در محافل سیاسی و دیپلماتیک غرب درباره «تجدید حیات باورهای اسلامی و پیامدهای جهانی و منطقهای آن» به وجود آمد در مواردی نیز از آنها به «تهدید اسلامی» یا «جنگ سرد جدید» تعبیر میشود.}1 منبع : 1ـ کتاب: «مفاهیم و نظریههای فرهنگی»/ نویسنده: سید رضا صالحی امیری/ انتشارات ققنوس/ چاپ اول 1386/ صفحات 224تا 230 

:: موضوعات مرتبط:
***___ فرهنگ ___***،
نظریه ها و مکاتب فرهنگی،
***___ جامعه شناسی ___***،
جامعه شناسی فرهنگی
:: برچسبها:
ساموئل هانتینگتون,
گفتگوی تمدنها,
تقابل فرهنگی,
برخورد تمدنها
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : سه شنبه بیست و هشتم دی ۱۴۰۰
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|