هند و تمدن دره سند

{تمدن دره سند که بقایای فراوان و بسیار جالبی از آن در «موهنجودارو» در سند و در «هاراپا» در «پنجاب» غربی کشف شد قدیمی‌ترین تصویریست که از گذشته‌های هند در دست داریم. این کاوشها و اکتشافات تصوری را که از تاریخ باستانی وجود داشت دگرگون و منقلب ساخت[تا اینجا صفحه 115 کتاب].

کتیبه‌ها و نوشته‌هایی که از «موهنجودارو» کشف شد هنوز بطور کامل خوانده و مکشوف نشده است. اما همانقدری هم که تاکنون می‌دانیم بسیار پر اهمیت است. تمدن دره سند به آن صورتی که بر ما مکشوف شده، بسیار عالی و کامل بوده است و طبعا می‌بایست چند هزار سال سابقه داشته باشد تا به چنین مرحله کمالی برسد. حیرت‌انگیز است که این تمدن بیشتر جنبه غیرمذهبی داشته است و اگر چه عناصر مذهبی هم در آن وجود دارد اما مذهب بر این تمدن مسلط نبوده است. بطوری که بروشنی پیداست در نخستین دورانهای بعدی فرهنگ هند نیز چنین بوده است و مذهب نقش مهمی نداشته است.

«سر جان مارشال» کارشناس معروف و متخصص جلگه سند که خود او اکتشافات این منطقه را انجام داده برای ما چنین می‌گوید: «چیزی که هم در موهنجودارو و هم در هارپا کاملا نمایانست و هیچگونه جای شبهه در آن نمی‌باشد این است که تمدنی که در این دو نقطه کشف شده است تمدنی جوان و نورس نیست بلکه تمدنی است که برای خود سابقه و قدمتی ممتد در روی سرزمین هند داشته است و در ماورای آن چندین هزار سال تلاش و کوشش آدمی بنظر می‌رسد. بدینقرار هند نیز باید مانند ایران و بین‌النهرین و مصر یکی از مهمترین مناطقی به شمار آید که جریان تمدن بشری در آنها آغاز گردید و تکامل یافت.»

همچنین در جای دیگر می‌گوید:

«اگر سایر جاهای هند را در نظر نگیریم پنجاب و سند از تمدنی مترقی که بشکل مشخصی یکسان بوده است و با یکدیگر شباهت داشته بهره‌مند بوده‌اند. این تمدنها با تمدنهای معاصر خود در بین‌النهرین و مصر هم شباهت بسیار داشته‌اند و از بعضی جهات از آنها عالی‌تر بوده‌اند.»

مردم دره سند با تمدن «سومری» آن دوره (در بین النهرین) تماسهای گوناگون داشتند و حتی قرائتی هست که گروهی از هندیان که محتملا بازرگان بودند در «اکد» (ناحیه دیگری در بین‌النهرین) سکونت داشتند.

«گوردون چایلد» در کتاب خود بنام «آنچه در تاریخ روی داده است» می‌نویسد: «مصنوعات شهرهای حوزه رود سند حتی به بازارهای کنار فرات و[تا اینجا صفحه 117 کتاب] دجله می‌رسید و متقابلا بعضی از کارهای هنری سومریها، مانند دستگاههای نظافت که در بین‌النهرین رواج داشت و مهرهای استوانه‌ای شکل در جلگه رود سند تقلید قرار می‌گرفت، داد و ستد میان این نواحی تنها به مواد خام یا کالاهای لوکس و تجملی محدود نمی‌گشت، بلکه ماهی‌هایی که از سواحل دریای عربستان حمل می‌گشت برای مردم موهنجودارو کمک غذایی موثری بود.

در هند حتی در قدیم‌ترین ایام پنبه را برای بافتن پارچه بکار می‌بردند. مارشال تمدن دره سند را با تمدن‌های معاصرش در مصر و بین‌النهرین مقایسه می‌کند ... و می‌گوید: «...بکار بردن پنبه برای بافندگی در این زمان منحصرا به هند محدود بود و تا 2000 یا 3000 سال پیش به دنیای غربی راه نیافته بود. همچنین در دورانهای ماقبل تاریخ در مصر یا بین‌النهرین یا هیچ جای دیگر آسیای غربی چیزی نداریم که بتوان آنرا با حمام‌های بسیار خوش ساخت و خانه‌های راحت اهالی موهنجودارو مقایسه کرد. در آن کشورها بیشتر پول و فکر در راه ساختن معابد پرشکوه برای خدایان و قصور و مقابر عالی برای پادشاهان صرف می‌شد اما سایر مردم ظاهرا ناچار بودند با کلبه‌های گلی و خشتی خود خرسند باشند. در حالی که در حوزه سند وضع برعکس است بهترین و عالی‌ترین ساختمان‌ها برای احتیاجات و آسایش اهالی ساخته شده است.»

این حمامهای عمومی و خصوصی و همچنین دستگاه عالی فاضلآب و گنداب رو (اگو) که در موهنجودارو می‌بینیم در نوع خود نخستین و قدیمی‌ترین چیزی است که در سراسر جهان کشف شده است.

همچنین در موهنجودارو خانه‌های خصوصی دو طبقه وجود داشته که با آجر ساخته شده بود و در آنها اطاق حمام، اطاق دربان و اطاق‌های سکونت عادی بوده است.»[تا اینجا صفحه 118 کتاب]

ما هنوز نمی‌دانیم که این اهالی و مردمی که تمدن دره سند را بوجود[تا اینجا صفحه 120 کتاب] آوردند که بودند و از کجا آمده بودند؟ احتمال بسیار دارد که آنها اهالی بومی و محلی بوده‌اند و فرهنگ و تمدنشان هم فرهنگ بومی بوده است که شاید بتوان ریشه‌ها و شاخه‌های آنرا حتی در جنوب هند هم بازیافت. بعضی از محققان میان این مردم و نژادهای «دراویدی» و فرهنگ جنوب هند مشابهت‌های اساسی یافته‌اند. حتی اگر این مردمان از جاهای دیگری هم به هند مهاجرت کرده باشند این واقعه باید هزاران سال قبل از دوران موهنجودارو بوده باشد. به هر صورت عملا می‌توانیم آنها را ساکنان بومی هند بشمار آوریم.

اکنون ببینیم تمدن دره سند چه شد و چگونه پایان یافت؟

بعضی‌ها ـ و از جمله گوردون چایلد ـ می‌گویند که این تمدن گرفتار یک بلای ناگهانی و غیر منتظره شد و بر اثر آن پایان یافت. طغیانهای عظیم رود سند معروف است که طی آن شهرها و دهکده‌های متعدد شسته می‌شوند و از میان می‌روند. یا ممکن است تغییرات هوا موجب خشک شدن تدریجی و روزافزون زمین و تبدیل کشتزارهای مزروعی به بیابانهای خشک و بی‌حاصل شده باشد.. .

شن و خاکی که محتملا این شهرهای باستانی را در خود گرفته و پوشانیده[تا اینجا صفحه 121 کتاب] است در عین حال آنها را تا امروز حفظ کرده است در حالیکه شهرهای دیگر و مظاهر تمدنهای دیگر تدریجا رو به انحطاط رفتند و طی قرون نابود شدند. شاید اکتشافات آینده باستانشناسی رشته‌های پیوند بیشتری با دورانهای بعدی را نمایان سازد.

در حالیکه نوعی مداومت میان تمدن دره سند و تمدنهای دورانهای بعدی وجود دارد گسستگی یا فاصله‌ای هم میان آنها نمایان است که نه فقط از لطاظ زمانی بلکه از لحاظ نوع تمدنی که بعد دیده می‌شود نیز محسوس است. تمدن بعدی احتمالا در آغاز کار بیشتر جنبه کشاورزی داشته است. البته در این دوران هم باز شهرهایی بوده‌اند و نوعی زندگی شهرنشینی هم وجود داشته است.

این خصوصیت کشاورزی بودن بیشتر، که در دوران‌های بعدی به نظر می‌رسد ممکن است با آمدن عناصر تازه یعنی «آریاییها»، ارتباط داشته باشد که به صورت امواج پشت سر هم از شمال غربی بسوی جلگه‌های هند سرازیر گشتند.

تصور می‌شود که مهاجرت آریاییها در حدود یکهزار سال پس از دوران تمدن دره سند صورت گرفته باشد در عین حال ممکن هست که فاصله قابل ملاحظه‌ای میان این دو وجود نداشته باشد و قبایل و مردمی گاه به گاه از شمال غربی می‌آمده اند و در جلگه‌های هند مستقر می‌شده‌اند همچنانکه در دورانهای بعدی نیز چنین مردمی آمدند و در هند مستقر شدند و تحلیل رفتند.

می‌توان گفت که نخستین اختلاط و ترکیب بزرگ فرهنگی میان «آریاییهای» تازه وارد و «دراویدی‌ها» که محتملا صاحبان تمدن دره سند بودند صورت گرفت. از این اختلاط و ترکیب نژادهای هند و تمدن اصلی هند بوجود آمد که خصوصیات مشخصه هر دو را در خود داشت. در قرون بعدی نژادهای متعدد دیگری به هند آمدند مانند ایرانی‌ها، یونانی‌ها ، پارتی‌ها ، باکتری‌ها، اسکوت‌ها، هون‌ها، ترک‌ها (پیش از اسلام)، مسیحیان اولیه، یهودی‌ها و زردشتی‌ها. اینها به هند آمدند اما تغییری ناچیز بوجود می‌آوردند و خودشان در هند تحلیل می‌رفتند.

به گفته «دادول» هند «همچون اقیانوسی بود که همه چیز را در خود تحلیل می‌برد.» در واقع عجیب به نظر می‌رسد که هند با داشتن سیستم طبقاتی خشک و جامد کاست‌ها و تمایز طلبی که امروزه در آنها نمایانست توانسته باشد این خاصیت فوق‌العاده را برای جذب نژادها و فرهنگ‌های خارجی در خود داشته باشد. شاید[تا اینجا صفحه 122 کتاب] این وضع از آن جهت بود که روح حیات را در خود محفوظ نگاه می‌داشت و گاه به گاه از نو جوان می‌شد.

مسلمانها هم وقتی که به هند آمدند بشدت تحت تأثیر آن قرار گرفتند. «ونسنت اسمیت» می‌گوید: «خارجی‌ها (که منظورش ترکهای مسلمان است) مانند مهاجمان قبلی خود «سکاها» و «یوه چی‌ها» همه در برابر قدرت فوق‌العاده جذبه هندوئیسم تسلیم شدند و به سرعت آئین هندوئی را اقتباس کردند و هندو شدند.»[تا اینجا صفجه 123 کتاب]}1

ارجاعات:

1ـ کتاب: کشف هند (جلد اول)/ نویسنده: جواهر لعل نهرو/ ترجمه: محمود تفضلی/ انتشارات امیر کبیر ، تهران ، 1350 / صفحات 115 تا 123



:: موضوعات مرتبط: ***___ تاریخ ___***، ***___تاریخ جهان___***، تاریخ آسیا، تاریخ هند
:: برچسب‌ها: هند, دره سند, موهنجودارو, هاراپا
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : سه شنبه دوم اسفند ۱۴۰۱
 
جهت اطلاع از تنظیمات و ویــــرایش این قالب اینجا را کلیک کنید.

.:: کلیک کنید ::.