جنگ جهانی اول

{صفایی در کتاب زمینه‌های اجتماعی کودتای 1299، داستان جنگ جهانی اول در ایران را این گونه بازگو می‌کند: جنگ جهانی اول در سال 1914 میلادی و 1293 شمسی آغاز شد. با پیشرفت‌های اولیه آلمان، قدری از خشونت روس و انگلیس در ایران، که طبق قرارداد 1907 م کشور را به سه منطقه تحت نفوذ روسیه در شمال، انگلیس در جنوب و بی‌طرف در مرکز تقسیم کرده، ولی عملا کلیه مقدرات ایران را بدست گرفته بودند؛ کاسته شد.

با ورود عثمانی به جنگ، در کنار آلمان و علیه روسیه و انگلیس، خطر به ایران نزدیک شد و احمدشاه به صورت رسمی بی‌طرفی ایران در جنگ و روابط حسنه با طرفین را اعلام کرد. این در حالی بود که قوای روس و انگلیس در شمال و جنوب ایران حضور داشتند و عملا علیه آلمان و عثمانی اقداماتی را انجام می‌دادند.

درخواست مستوفی‌الممالک رئیس‌الوزراء از دولت روسیه برای ترک قوای روس از آذربایجان که مورد اعتراض عثمانی بود؛ هم با بی‌اعتنایی مواجه شد. در این هنگام ایران به جز هشت هزار قزاق که آنها هم زیر نظر افسران روس بودند و هفت هزار ژاندارم که پاسدار امنیت داخلی بودند؛ سپاه آماده دیگری نداشت که بتواند از مرزهای خود دفاع کند.

ایرانیان در بیشتر نقاط مرزی با آلمان و عثمانی همکاری می‌کردند و به پیروی از احساسات ملی به کوشش‌های خصمانه در برابر روس و انگلیس دست می‌زدند. در برخی از نقاط هم گروهی از روس و انگلیس جانبداری نمودند و در حقیقت خود ایرانیان هم بی‌طرفی دولت را که یک عنوان پوچ بود؛ نپذیرفتند.

مستوفی برای آنکه دولت در چنین هنگامی یک تکیه گاه ملی داشته باشد به گشایش مجلس سوم کوشید. با پیروزی انگلیس در بین‌النهرین و روس‌ها در قفقاز و آذربایجان و شکست عثمانی در این دو جبهه، قدرت روس و انگلیس در ایران بیشتر شد و مستوفی‌الممالک که[تا اینجا صفحه 16 کتاب] متهم به طرفداری از آلمانها بود، استعفا داد و مشیرالدوله جایگزین او شد. روس و انگلیس هم در اقدامی یک جانبه و بدون اطلاع ایران، قرارداد 1907م را ملغی و طبق قرارداد موسوم به 1915م منطقه بی‌طرف را به حوزه تسلط انگلیس افزدوه و در واقع کل ایران را بین خود تقسیم نمودند و بدین ترتیب افکار عمومی در سراسر کشور بر ضد روس و انگلیس برانگیخته شد. دیپلمات‌های آلمان در ایران به طور جدی وارد کار شدند تا از احساسات مردم بهره گیرند، شاید بتوانند در این کشور جبهه تازه‌ای بگشایند و امنیت انگلیس را در دروازه‌های هندوستان مختل کنند و راه پیشرفت متفقین به بین‌النهرنین را ببندند و به مراکز نفتی جنوب دست یابند.

از سوی دیگر سازمان مخفی آلمان‌ها موفق شدند با کمک گروههای ایرانی عملیات پراکنده‌ای را در جای جای ایران علیه روس‌ها و انگلیس‌ها ترتیب دهد؛ که موجب وحشت آنها گردید. مستوفی دوباره مامور به تشکیل کابینه گردید و نفوذ سیاسی آلمان افزون‌تر شد و تا جایی پیش رفت که یک قرارداد نظامی مخفیانه بین ایران و آلمان منعقد شد که اجرای آن منوط به وصول کمکهای نظامی آلمان گردید که هرگز واصل نشد.

تغییر پایتخت، به خاطر در دسترس بودن از سوی قشون روس، یکی از موضوعاتی است که در این زمان مطرح بود. آلمانها کرمانشاه را پیشنهاد می‌دادند ولی شاه اصفهان را ترجیح می‌داد. در این چارچوب اواخر آبان (محرم) 1334  بیش از سی نفر از نمایندگان مجلس و قریب سیصد نفر از شخصیت‌های سرشناس مخالف روس و انگلیس و دیپلماتهای آلمانی و تمام افسران و افراد ژاندارم از تهران به قم رهسپار شدند.

با پراکنده شدن اکثریت نمایندگان، مجلس سوم عملا تعطیل شد. بسیاری دیگر از مردم نیز در شهر ری منتظر بودند تا به دنبال موکب شاه روانه شوند. تهران در اضطراب بسر می‌برد؛ چون شایع شده بود پس از خروج شاه قشون روس که تا کرج آمده بودند وارد تهران خواهد شد و جنایات تبریز تکرار خواهد گردید. اما در این هنگام وزرای مختار روس، انگلیس و فرانسه دست به کار شدند و با کمک شخصبت‌های سیاسی طرفدارشان از یک سو به شاه اطمینان دادند که قشون روس وارد تهران نمی‌شود و از سوی دیگر تهدید کردند که اگر تهران را ترک کند پادشاهی خود را از دست خواهد داد. شاه از عزیمت منصرف شد و در واقع سیاست ملی مستوفی[تا اینجا صفحه 17 کتاب] شکست خورد.

در قم با حمایت آلمانها کمیته دفاع ملی تشکیل شد و به درخواست‌های دولت و رئیس مجلس برای بازگشت به تهران پاسخ منفی داده شد. این در حالی بود که تلگراف‌های پشتیباتی از کمیته دفاع ملی از سراسر کشور پیوسته به قم می‌رسید. کمیته برای دفاع از قم با به کارگیری ژاندارم‌ها و نیروهای مردمی، خطوط دفاعی تشکیل داد. اما با پیشروی سپاه روس این خطوط درهم شکست و تلفات زیادی به نیروهای کمیته دفاع ملی وارد شد.

پس از این شکست، برخی جنگجویان کمیته دفاع ملی پراکنده شدند و گروههای دیگر همراه نیروهای ژاندارم و بیشتر که در قم جای داشتند به شهرهای کاشان، اصفهان، اراک، همدان و کرمانشاه روی آوردند و رفته رفته کرمانشاه محل تمرکز ملیون و نیروهای اصلی طرفدار آلمان گردید. در این میان تلاش می‌شد با تشکیل دولت، انسجام بیشتری به مهاجرین داده شود؛ این بود که از نظام‌السلطنه والی بروجرد که به عنوان شخصیتی ملی و ضد انگلیسی شناخته می‌شد؛ برای تشکیل دولت دعوت به عمل آمد و او پذیرفت.

نظام‌السلطنه در آذر 1294 ش با یک عده هزار نفری، مرکب از سواران شخصی و تفنگداران دولتی و چریک‌های لر، از بروجرد به قصد صحنه رهسپار شد و گروهی از محترمین لرستان نیز همراه وی شدند. خبر حرکت او در ایران و به ویژه تهران بازتاب گسترده‌ای داشت. او اوایل دی ماه وارد صحنه شد و پس از ورود او جمعی دیگر از ملیون از کاشان، اصفهان، اراک و ملایر رهسپار کرمانشاه شدند و کرمانشاه محل تمرکز نیروهای ملی گردید و این دولت توسط دولت‌های آلمان و عثمانی به رسمیت شناخته شد.

در این هنگام تلاش روس‌ها برای واداشتن احمدشاه به گسیل سپاه به کرمانشاه برای سرکوب دولت مهاجرین به نتیجه نرسید. نظام‌السلطنه برنامه خود را خلاص کردن شاه از محاصره دول روس و انگلیس، توسعه روابط با آلمان و متحدینش و انتظامات داخلی کشور اعلام داشت. با آشکار شدن نیت دولت ملی برای تصرف تهران، متفقین نگران شدند و پانزده هزار نفر از سپاهیان روس به سوی کرمانشاه حرکت کردند؛ که موجب هزیمت مهاجرین به قصرشیرین و سپس خانقین و اختلاف میان آنان و توطئه ترور برخی از آنان گردید. اما دیری نپایید که با شکست سخت ارتش انگلیس از سپاه عثمانی در کوت‌العماره روس‌ها از کرمانشاه عقب‌نشینی کردند و با پیشروی نیروهای عثمانی تا آوج، دولت ملی مجددا در بیشتر شهرهای غرب کشور استیلا یافت و چون احتمال یورش سپاه عثمانی به تهران می‌رفت. این بار نوبت اتباع دول [تا اینجا صفحه 18 کتاب] متفقین بود که تهران را به سمت رشت ترک گویند و به احمدشاه تکلیف کنند که اگر سفارتین روس و انگلیس تهران را ترک کنند او نیز نباید در تهران بماند.

اما این وضعیت نیز دیری نپایید و با پیشروی ارتش انگلیس در جبهه عراق، سپاه عثمانی به سرعت خاک ایران را ترک کرد و به دنبال او دولت مهاجرین نیز ابتدا به بغداد و سپس به اسلامبول عزیمت نمود و تا تغییر ناگهانی اوضاع که در پی انقلاب کمونیستی در روسیه به وجود آمد، در آنجا ماندند. در تمام این مدت تهران و دیگر ولایات ایران نیز در بی‌ثباتی مفرط بسر می‌برد و در غیاب مجلس و بی‌تجربگی شاه، دولت دائما دست بدست می‌شد و مردم در اثر قحطی و ناامنی در نهایت عسر و حرج بودند.

با انقلاب کمونیستی در روسیه (1917 میلادی و 1296 شمسی) اوضاع به کلی تغییر کرد. لنین فرمان صلح عمومی صادر کرد و ارتش روسیه با اما و اگرهایی نهایتا ایران را ترک کرد. در این هنگام که انگلیس یکه‌تاز جولانگاه کشور ما بود به خودی خود رئیس‌الوزرایی متمایل به انگلیس باید بر سر کار می‌آمد و آن وثوق‌الدوله بود که از سوی احمدشاه برگزیده شد.

شاخص‌ترین کاری که دولت او با نهایت پنهانکاری انجام داد؛ عقد قرارداد دوجانبه با انگلیس، موسوم به قرارداد 1919م است که به ازای پذیرفتن استقلال ایران، سلطه انگلیس در بسیاری از امور کشور تثبیت می‌نمود. پس از امضای قرارداد، احمدشاه به انگلستان نیز سفر کرد. این قرارداد موجی از مخالفت با سلطه انگلیس را در بین جریانهای ملی و مذهبی کشور موجب گردید و نهایتا به مورد اجرا گذاشته نشد(صفایی، 1353: 208-133).}1

ارجاعات:

1ـ کتاب: اندیشه امنیتی شهید مدرس/ مولف: سیداصغر میرجعفری/ انتشارات دیده‌بان/ تهران، چاپ اول تابستان 1400/صص 16تا19



:: موضوعات مرتبط: ***___ تاریخ ___***، جنگ های جهانی، ***___تاریخ ایران___***، قاجار، ایران در دو جنگ جهانی
:: برچسب‌ها: جنگ جهانی اول, قرارداد 1919, وثوق الدوله, مجلس سوم
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : یکشنبه بیست و هشتم فروردین ۱۴۰۱
 
جهت اطلاع از تنظیمات و ویــــرایش این قالب اینجا را کلیک کنید.

.:: کلیک کنید ::.