|
|
|

انگلیسیها برای نفوذ و تسلط هر چه بیشتر بر کشور ما، میکوشیدند گذشته از راه سیاست، از راههای دیگری نیز وارد جوامع و محافل مختلف مملکتی ما بشوند. یکی از آن راهها سوء استفاده از احساسات مذهبی مردم ایران و نزدیک شدن به بعضی از ملّایان و روساء مذهبی و گرویدن چند تن از افراد این طبقه به انگلیسهاست. [تا اینجا صفحه ۹۷ کتاب] آیا براستی میتوان معتقدات مذهبی و روحانی ملتی را تا بدین حد به بازی گرفت و از این احساسات مقدس برای تسلط نفوذ استعماری بهرهبرداری کرد!؟ پروندههای بایگانی راکد هند که گرانبهاترین اسناد سیاسی جهان در آن نگهداری میشود، این رسوایی را آشکار میکنند. از بدو تسلط انگلستان بر شبه قاره هند، ممالک مجاور این مستعمره زرخیز، جولانگاه استعمارگران انگلیسی بود. مأمورین بریتانیا در مستعمره هندوستان برای حفظ این گوهر گرانبها که بر تارک امپراتوری میدرخشید، همواره سعی داشتند کشورهای مجاور هند را در حال ضعف و ناتوانی و حتی توحش نگهدارند تا هیچگاه این کشورها خیال تصرف و یا نفوذ در هند و یا بیداری مردم زجر دیده آن نیابند. [تا اینجا صفحه ۹۸ کتاب] دیپلماسی انگلستان در ایران پس از مأموریتها و سفارتهای «سرجان ملکم» و «سر هارد فورد جونس» جان تازهای گرفت. این دو دیپلمات انگلیسی ... اظهار نظر کردند: که غیر از درباریان و مأموران دولت قاجاری دسته متنفذ دیگری هم در ایران هستند که همیشه باید آنها را حفظ کرد. اینان علماء و روحانیون مذهبی عالم تشیع هستند که کمتر گرفتار انحراف و نادرستی میباشند. موقوفات سرشار و فراوانی که مرکز تشیع ایران در اصفهان در اختیار دارد، علماء و روحانیون و مدرسین و طلبه علوم دینی را از مال دنیا و گرفتن رشوه و مقرری بینیاز کرده است و همه روحانیون و مدرسین و طلاب در سر تا سر ایران از درآمد این موقوفات و سهم امام و نذور مختلف بهره کافی دارند. وجود این همه موقوفات و انواع درآمد این [تا اینجا صفحه ۹۹ کتاب] روحانیون سبب شده است که افراد طبقه متنفذ مزبور از خارجیان و درآمدهای نامشروع آنها و افتادن در آغوش فساد در امان باشند و هیچ قدرتی نتواند با آنها مقابله نماید. «سر هارد فورد جونس» در یکی از گزارشهای خود مینویسد: «اگر ما بخواهیم در این طبقه از دستگاه حاکمه ایران نفوذ کنیم، باید مرکز دینی اصفهان را متلاشی سازیم و سپس با اعزام عدهای درویش، سیّد و ملّا از هندوستان به مراکز دینی و اماکن مقدس متبرکه، به تدریج دستگاه عالیه مذهبی این افراد را بر طبق دلخواه خود اداره نماییم». نظرات سرجان ملکم و سرهارد فورد جونس در انگلستان خیلی زود مورد توجه واقع گردید. در سال ۱۸۵۰ میلادی (۱۲۶۶ هجری) شعبه اوقاف هندوستان، در کنسولگری انگلیس در بغداد که زیر نظر سفارت انگلیس در تهران کار میکرد دائر شد. در این شعبه نوبنیاد چندین کارشناس امور دینی اسلامی عضو وزارت مستعمرات انگلستان که زبانهای عربی و فارسی را خوب میدانستند در آن مشغول کار شدند. یکسال بعد از این ناگهان شهرت یافت که راجه (اود) فرمانروای هندوستان قسمتی از موقوفات خود و سایرین را در اختیار کنسولگری انگلیس در بغداد و سفارت آن دولت در تهران گذاشته است که از درآمد آنها مخارج لازم تأمین گردد. انگلیسها در همان وقت شهرت دادند که (غازیالدین حیدر هندی پادشاه صوبه اود) و فرمانروای لکنهو نیز، قسمتی از مایملک و دارایی خود را وقف مراکز دینی شیعیان کرده است، که بالمناصفه در نجف و کربلا تقسیم شود. دانشمند فقید «محمود محمود» در تاریخ روابط سیاسی ایران و انگلیس مینویسد: «انگلیسها از آغاز قرن نوزدهم یعنی پس از سفر اول سرجان ملکم به ایران (۱۲۱۵هجری/ ۱۸۰۰ میلادی) چنین احساس کردند که غیر از هیئت حاکمه وقت در ایران، نیروی دیگری هم در این کشور وجود دارد که اهمیت آن از لحاظ توسعه و بسط نفوذ اجانب کمتر از هیئت حاکمه نیست و این نیرو جامعه مذهبی نام دارد. بنابراین آنها کوشیدند با علماء و روحانیون مذب تشیع که فوق العاده در عامه مردم ایران نفوذ داشتند تماس حاصل [تا اینجا صفحه ۱۰۰ کتاب] کنند و روشی را در پیش بگیرند که از نفوذ آنان نیز به نفع خود استفاده نمایند و من غیر مستقیم اعضای برجسته این جامعه را در اختیار داشته باشند. این بود که چندین فقره اعتبار به عنوان موقوفات ترتیب دادند تا توجه علما و روحانیون ضعیف را جلب نمایند و ظهور این امر بقدری مشروع بود که اقدام آنها مورد استقبال و قبول علماء قرار گرفت»(جلد ششم، ص۱۷۴۳)اولین موقوفهای که در اختیار شعبه اوقاف هند در بغداد برای تقسیم در ایران و بینالنهرین قرار داده شد، قریب یکصد لک روپیه بود که به پول ایران در روزی که وقف گردید در حدود سیصد میلیون قران می شد. نایبالسلطنه هندوستان این موقوفه را که ظاهراً متعلق به (صوبه اود) فرمانروای لکنهو بود، ولی در حقیقت واقف آن که یک زن رقاصه شیرازیالاصل بشمار میرفت، به نام سپرده ثابت در بانک دولتی انگلستان در لندن به امانت گذارد، تا سود و ربح آن همه ساله به تهران منتقل شود و در اختیار شعبه اوقاف هند در کنسولگری بغداد قرار گیرد. دانشمند فقید، شادروان خان ملک ساسانی در این باره مینویسد: «... بطوریکه از طرف انگلیسها شهرت داده می شد، رقاصه زیبای عشوهگری که از هفتاد و دو ملت در طول زمان دلربایی کرده و تمول بسیار به چنگ آورده بود، چون در هندوستان به عنوان یک فرد شیعه و بلاعقب از دنیا رفت، دولت انگلستان را وصی قرار داد تا عایدات و دارایی هنگفت او را همه ساله در میان علماء و طلاب شیعه تقسیم نماید...»(دست پنهان سیاست انگلیس در ایران، ص ۱۰۲ تا ۱۰۴)از روزیکه تقسیم سود موقوفه (اود) در بینالنهرین و ایران آغاز گردید، عدهای از علماء و روحانیون که از کنه افکار و سیاست (وصی) اطلاع داشتند، مقرری ماهانه پرداختی کنسولگری بغداد و سفارت تهران را قبول نکردند.[تا اینجا صفحه ۱۰۱ کتاب] نخستین کسی که در عراق از قبول وجوه موقوفه «اود» هند امتناع کرد، مرحوم شیخ مرتضی انصاری مرجع تقلید در نجف اشرف بود. به موجب اسناد بایگانی راکد هند آن مرحوم فقط دو ماه از مقرری پرداختی هند استفاده نمود. ولی همین که فهمید این وجه به وسیله کنسولگری تقسیم میشود از قبول آن عذر خواست. مرحوم «محمود محمود» مینویسد: «میگویند که ایشان بدون اینکه اطلاعی از قضیه داشته باشد پول هند را قبول کرد و لیکن مدتش زیاد به طول نیانجامید و پس از اینکه از موضوع مستحضر شد و فهمید که قضیه چندان ساده نبوده و ممکن است زیر کاسه نیم کاسهای باشد از قبول آن بکلی امتناع ورزید و آن را رد کرد...»(تاریخ روابط ایران و انگلیس، جلد ششم، صفحه ۱۷۴۲) علاوه بر مرحوم انصاری، عدهای از علماء دیگر نیز از قبول موقوفه «اود» هند امتناع میکردند. چنانچه از مرحوم آقا حسین نجمآبادی که یکی از روحانیون عالیمقام ایران در عتبات عالیات مجاور بود نقل میکنندکه شب در خواب دید که فاحشهای از آسمان بر سرش ادرار کرده، فردا صبح از طرف کنسولگری انگلیس در بغداد از وجوه [تا اینجا صفحه ۱۰۲ کتاب] اوقاف هند مبلغی برای او آوردند. عالم روحانی به محض دیدن پول، خندید، ضمن گفتن خواب شب گذشته از قبول وجوه موقوفه امتناع ورزید.(دست پنهان سیاست انگلیس در ایران، ص۱۰۳) سفارت انگلیس در تهران وقتی از عدم قبول وجوه موقوفه از طرف مرحوم شیخ مرتضی انصاری مأیوس شد، دستور داد حقالسهم آن مرحوم که پنج هزار روپیه در سال میشد بین سید بحرالعلوم که مجتهد درجه دوم بود و میرزا علی نقی طباطبایی تقسیم شود. این دو مجتهد تا روزی که زنده بودند وجوه دریافتی را بین علماء و طلاب تقسیم میکردند و پس از درگذشت این دو نفر تا سالیان اخیر وجوه مذکور همچنان بین خانواده آنها تقسیم می شد. (دانشمند محترم محمود محمود مینویسد: «این دو خانواده از خدمتگراران صمیمی دولت انگلیس بوده و از سهمیه پول هند متمتع و برخوردار میشوند...»(ص۱۷۴۳، جلد ششم)) [تا اینجا صفحه ۱۰۳ کتاب] (زیرنویس صفحه ۱۰۶ کتاب: دانشمند فقید محمود محمود علماء حقوق بگیر را باین شرح معرفی میکند: «ده نفر مجتهدی که در نجف ماهی پانصد روپیه از بابت پول هند از انگلیسها میگرفتند اسامی آنان بقرار زیر است: آخوند ملا کاظم خراسانی، شیخ عبدالله مازندرانی، شیخ ابوالحسن شیخ راضی از خانواده حاج شیخ جعفر شوشتری، شریعت اصفهانی، شیخ محمد مهدی کشمیری، شیخ مهدی ابن شیخ اسداله، شیخ حسن پسر محمد حسن صاحب جواهر، سید محمد بحرالعلوم پسر سید علی بحرالعلوم، سید ابو تراب خوانساری، سید ابوالقاسم شکوری و اسامی ده نفر مجتهدی که در کربلا ماهی پانصد روپیه مقسم از انگلیسها از بابت پول هند میگرفتند: شیخ حسین پسر شیخ زینالعابدین مازندرانی، مولوی سید کلب باقر هندی، سید مرتضی هندی معروف به واحدالعین، سید سبط حسین، سید محمد کاشی، سید محمد باقر طباطبایی پسر حجت، سید جعفر پسر علی نقی طباطبایی، شیخ هادی اصفهانی سید محمد باقر بهبهانی، شیخ علی بفروئی یزدی.)[تا اینجا صفحه ۱۰۶ کتاب] تقسیم موقوفه هند، تا پایان جنگ دوم جهانی ادامه داشت که جزئیات آن در بایگانی هند در دهلی ضبط است. بعد از پایان جنگ جهانی دوم از سال ۱۹۴۷ به بعد که دو کشور هند و پاکستان بوجود آمد، تا چند سالی وجوه موقوفه کماکان تحت نظر سفرای انگلیس در دو کشور ایران و عراق تقسیم میشد، ولی سرانجام پس از گفتگوها و مبارزات فراوان که بین دولات هند، پاکستان و انگلیس صورت گرفت، انگلیسها موافقت کردند که وجوه موقوفه تحت نظر هندیها بین مسلمانان تقسیم شود، نه پاکستانیهای مسلمان. آنچه از مجموعه اسناد و مدارک وزارت خارجه انگلیس و همچنین نوشتههای دیپلماتهای انگلیسی و مورخین ایرانی استنباط میشود اینست که عدهای از روحانیون حقیقی و زاهد و با تقوای عراقی و ایرانی در ۱۱۷ سال گذشته، حاضر نشدند یک شاهی از وجوه موقوفه «اود هند» که در دست دیپلماتهای انگلیسی مثل اهرم پرقدرتی بود، استفاده کنند. عدهای از روحانیون نیز که ندانسته از این وجوه استفاده میکردند، وقتی از نیات شوم و نفرتانگیز مقسمین و وصایای واقف، مطلع گردیدند، بدون درنگ از قبول این وجوه خودداری کردند. حتی در سالهای گذشته عده کثیری از علماء دو کشور از قبول وجوه پرداختی کنسولگریهای انگلیس در عراق و ایران امتناع نمودند. در سالهای اخیر وجوه موقوفه هند، آنقدر بدنام و مفتضح شده است که هر گاه روحانی یا عالمی بخواهد کسی را به بدی نام ببرد او را موقوفه خوار (اود هند) مینامد... .[تا اینجا صفحه ۱۰۹ کتاب] ...گر چه فعلاً اسنادی از نحوه تقسیم موقوفات هند و استفاده سیاسی از این وجوه در دست نیست، ولی در سالهای خیلی نزدیک گذشته سیاستمداران انگلیس در شرق و بخصوص ایران، در موقع لزوم مقدار قابل توجهی از وجوه موقوفه را به اشکال مختلف در اختیار علماء و روحانیانی که ریشههای خانوادگی آنها در هند بوجود آمده بود، گذاردند و حوادث شوم و نکبتبار خلقالساعهای بوجود آوردند که همه خوانندگان از آن مسبوقند. موقوفات دیگری نیز در خاورمیانه میباشد که از آن برای پرداخت مقرری به بعضی افراد در لباس روحانی و سیاستمداران استفاده میشود که از همه معروفتر موقوفه (زندیه) و موقوفاتی است که در اختیار (رئیسالخلیج) میباشد. رئیسالخلیج نام عربی (نماینده سیاسی انگلیس در خلیج فارس) است که تا قبل از تقسیم هندوستان ژنرال کنسول انگلیس مقیم بوشهر این سمت را داشت، ولی اکنون رئیسالخلیج در بحرین اقامت دارد و بر اعمال همه مأموران سیاسی انگلیس در سواحل عربی خلیج فارس نظارت میکند.[تا اینجا صفحه ۱۱۰ کتاب]}1ارجاعات: 1ـ کتاب: حقوق بگیران انگلیس در ایران/ نوشته: اسماعیل رائین/ ناشر: انتشارات جاویدان/ چاپ ششم، تابستان ۲۵۳۶/ صص ۹۷ تا ۱۱۰ 
:: موضوعات مرتبط:
***___ تاریخ ___***،
***___تاریخ ایران___***،
تاریخ استعمار،
قاجار،
***___ دین ___***،
دین اسلام
:: برچسبها:
موقوفه اود,
اود,
اود هند,
انگلیس و علمای شیعه
نویسنده : نقی اصغری (فرهاد)
تاریخ : جمعه بیست و یکم آبان ۱۴۰۰
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|