ابوذر غفاری: نفاق بدتر است!

به نظر میرسد که هر موضوع یا خطری که برای انسانها به طور عموم ، و برای مسلمانها به طور خصوص بسیار پر اهمیت و یا خطر ناک تر از سایر مقولات باشد به همان میزان خداوند منّان در قرآن کریم از آن بیشتر صحبت به میان آورده است.
در قرآن کریم در مورد خطر دشمنان، کافران و مشرکان، سخن بسیار به میان آمده و آیات و سورههایی نیز به آنها اختصاص داده شده است. اما در قیاس آنها با منافقان میبینیم که چون خطر منافقان برای امت اسلامی بیشتر از دشمنان و مشرکان میباشد، به همان اندازه در بیش از سیصد آیه به خطر منافقان اشاره دارد و یک سوره قرآنی نیز به آن اختصاص یافته است.
بنابراین از شمار آیات و سورهای که به این امر اختصاص دارد میتوان نتیجه گرفت که آنچه باعث از هم پاشیدگی جامعه اسلامی میشود شرک یک عده و یا دشمنی جمعی دیگر نیست بلکه وجود نفاق در جامعه اسلامی و نفوذ منافقان در اجتماع مسلمانان میتواند مشکلات بیشتری را در پیشروی اسلام و مسلمین قرار دهد. در همین راستا میخواهم یک روایت را برایتان ذکر کنم. میخواهم ببینیم که تا چه اندازه خطر نفاق حائز اهمیت است و یاران پیامبر تا چه اندازه از آن پرهیز میکردند.
ابوذر غفاری از یاران باوفای پیامبر بود و بعد از رحلت پیامبر اسلام ارادت خویش را به امام علی(ع) تقدیم کرد. وی در دوران خلافت خلیفه سوم به شدت از عملکرد عثمان انتقاد میکرد تا آنجا که مستمری او قطع گردید و به بیابانهای ربذه تبعید شد و در تبعید رحلت فرمود. حال یکی از بزرگترین درسهایی که ایشان به مسلمانان بعد از خویش دادند را مرور میکنیم:
« از عثمان برای زیارت خانه خدا اجازه گرفت [در آن زمان به دلیل مخالفت با عثمان به دستور او در تبعید بود] و بسوی مکه حرکت کرد تا به کعبه رسید و در برابر آن ایستاد و فریاد زد :
ـ ای مردم! من جندب غفاریم؛ به سوی برادر خیرخواه و شفیقتان بشتابید، مردم گردش حلقه زدند و سپس گفت : آیا به عقیده شما اگر یکیتان به سفری برود توشهای که او را به کار آید بر نمیگیرد؟
ـ چرا .
ـ سفر راه قیامت از آنچه تصور میکنید دورتر است آنچه را بکارتان میآید بر گیرید!
ـ چه به کارمان میآید ؟
ـ برای انجام کارهای مهم به زیارت خانه خدا بیایید، برای روز حساب در روزهای گرم و سوزان روزه بگیرید، برای وحشت گور در دل تاریک شبها دو رکعت نماز بخوانید. برای روز بزرگ سخن حق را بگویید و از سخن باطل خاموش باشید، از اموالتان ببخشید شاید از سختیهای آن آسوده شوید، دنیا را دو نیم کنید، نیم اول در جستجوی حلال و نیم دوم در طلب آخرت، سومی شما را به زیان میرساند و سود نمیبخشد آن را رها کنید، ثروت را دو نیم کنید، نیم اول را خرج خانوادهتان و نیم دیگر را برای جهان دیگرتان بفرستید، سومی شما را زیان میرساند و سود نمیبخشد آن را رها کنید.
ابوذر حج را تمام کرد و به منی رفت، به او خبر دادند که عثمان نماز را در سفر چهار رکعت خوانده است، آثار غضب چهرهاش را فرا گرفت و با لحن بسیار زنندهای به عثمان حمله کرد و سپس گفت: من با رسول خدا در سفر نماز خواندهام، او دو رکعت میخواند، با ابوبکر و عمر همینطور نماز خواندم، عثمان چگونه آن را تمام میخواند ؟!
سپس ایستاد و خودش هم چهار رکعت خواند، عدهای که حاضر بودند از دیدن این منظره تعجب کردند و چون نمازش به پایان رسید گفتند: تو این را بر امیرالمؤمنین [منظورشان عثمان بود] عیب گرفتی چگونه خودت آن را انجام میدهی؟
ـ [ابوذر پاسخ داد] نفاق بدتر است!
ابوذر به ربذه [تبعید گاهش] برگشت. از اینجا صحنه غمانگیزتری از زندگی وی آغاز میشود ...»1.
ارجاعات:
1 - کتاب «مردی از ربذه ـ ابوذر غفاری» / نوشته: جودة السحار / ترجمه: دکتر علی شریعتی / انتشارات شبدیز / صفحات 154و 155

:: موضوعات مرتبط:
تاریخ تشیع،
***___ دین ___***،
نفاق و منافق،
مذهب شیعه،
احادیث و روایات،
حکایات دینی
:: برچسبها:
ابوذر,
ابوذر غفاری,
مردی از ربذه,
دکتر علی شریعتی